انتخاب سر دبیرسر تیتر خبرهاسیاستنخستین خبرهایادداشت ها

جرقه هایی از آتشِ نفاق و دیگرستیزی بین دو ملت ایران-افغانستان، با تحریکِ عناصر خارجی

۲۳ حمل (فروردین) ۱۴۰۱ – ۱۲/ ۴/ ۲۰۲۲

اخیرا به واسطۀ پخش و انتشار ویدیوهایی با ادعایِ آزار و اذیت افغان ها توسط ماموران انتظامی و مرزی ایران و به دنبالِ آن تفاسیری دلبخواهانه و سلیقه ای اما غیرمنصفانه از سوی برخی ناقدان به ویژه درپیِ حملۀ فیزیکی به سه روحانی در حرم مطهر رضوی، به نظر می رسد شاهدِ فعالگراییِ دست هایی نامرئی برای تحریک احساسات دو ملت، دامن زدن به اختلافات مذهبی، به راه انداختنِ موج اعتراضات و انتقادات متقابل، و نهایتا زدن جرقۀ نزاعی گسترده برای برهم زدنِ اعتماد جمعی از سوی دو طرف هستیم.

ویدیوهای انتشار یافته که برخی از آنها قدیمی و بدون تاریخ، و ظاهرا برخی دیگر بی ارتباط به ایران و یا مهاجران افغان در این کشور بوده است؛ از یک سو واکنش های بسیاری را در بین کاربران ایرانی و افغان در فضای مجازی ایجاد کرده، و از دیگر سو مسبب شکل دادن جریاناتی هیجانی از جانب گروه های فرصت طلب برای تحریک حمله به کنسولگری ایران در هرات و یا شکل گرفتن اعتراضات در ولایات دیگر افغانستان گردیده است. حوادثی که شاید بتوان گفت بیشتر به پروژه هایی برامه ریزی شده از سوی عناصر خارجی محرک جهت اشاعۀ نفاق افکنی و دیگری هراسی شباهت دارد.

چنانچه سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران در پی این حمله اعلام کرد که تصاویر مذکور با هدف “ایران هراسی یا افغانستان هراسی” در حال انتشار است. بهادر امینیان سفیر ایران در کابل نیز با ساختگی خواندن تصاویر و ویدئوهای منتشر شده درباره وضعیت مهاجران افغانستانی در ایران، تاکید کرد که بدرفتاری با مهاجران افغانستان سیاست جمهوری اسلامی ایران نیست و اعضای گروهک تروریستی منافقین سرگرم تولید این گونه ویدیوها هستند.

اما جدا از آنچه عناصر مخل و برهم زنندۀ اتحاد دو ملت سعی در ترویج آن دارند؛ شاید بتوان گفت با خروج جمعیت بیشتر افغان در سایۀ قدرت یابی طالبان از اوت ۲۰۲۱ به این سو و به دنبالِ آن آغاز مهاجرت مردمان افغانستان به کشورهای همسایه به ویژه ایران، این کشور در برابر موج جدید مهاجران با بن بست، محدودیت و معذوریت های خاص خود مواجه شده که دست مقامات این کشور برای پذیرش افغان های تازه وارد را بسته است.

ایران، که میزبان بیش از پنج میلیون پناهجوی افغان است، از زمان بازگشت مجدد طالبان به قدرت، شاهد موج تازه ‌ای از افغانستانی ‌ها به این کشور بوده است. از این رو، جدا از روابط حسنه میان دو کشور و روابط دوستانه و براداری میان دو ملت، دررابطه با مسئلهِ پناهندگان و پذیرش مهاجر باید گفت، هر کشور مواضع، برنامه ها و سیاست های مخصوص به خود را دارد؛ اما در این میان برجسته ساختن ابعادِ ناصحیح و اغراق در به تصویر کشیدن چهره ای خشونت ورز از کشور میزبان و دامن زدن به این تصویرسازی های سیاه برای تشدید تنش و اشاعۀ بی اعتمادی؛ رفتاری تحریف شده و نادرست از قضایاست که نباید دستاویزی برای ایجاد تخاصم بین دو ملت گردد.

از انتشار ویدیوهای جعلی تا حملۀ معترضان و به آتش کشیدن درب کنسولگری ایران در هرات

به گزارش برخی رسانه ها، ویدیوهایی که اخیرا در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود، آزار و اذیت و شکنجه پناهجویان افغان در ایران را نشان می دهند و پناهجویان افغان در ایران از وخامت حال خود شکایت کرده و گفته اند که در آنجا با آزار و اذیت روبه رو بوده اند. قابل ذکر است پس از انتشار این ویدیوها، امارت اسلامی طالبان نیز از دولت ایران خواسته است که با مهاجران افغان به خوبی رفتار کند.

روز یکشنبه ۲۱ فروردین، سفارت ایران در کابل اعلام کرد که سیاست کلی ایران در قبال افغانستان و اتباع آن بر اصل حسن همجواری و رعایت احترام متقابل استوار است. همچنین در اعلامیه سفارت ایران آمده است که ویدیوهایی که به نشر رسیده فاقد اعتبار بوده و نمی تواند مبنای قضاوت عادلانه باشد و گفته شده است که این رفتارها سازماندهی شده و درصدد گل آلود ساختن روابط میان دو کشور است. سفارت ایران در کابل هرگونه آزار و شکنجه مهاجران افغان را تکذیب و اعلام کرده است که ویدیویی که در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود ساختگی و جعلیست است.

پیشتر بهادر امینیان، سفیر ایران در کابل نیز در مصاحبه ‌ای اذعان کرد که “می ‌خواهم هشدار بدهم که یک فتنه و توطئه ‌ای در راه است” که به گفته او می‌خواهند جو نامناسبی را در افغانستان و ایران ایجاد کنند. به گفتۀ آقای امینیان کسانی که بیش از همه از این جریان لطمه می‌خورند اتباع افغانستان هستند. همچنین سفیر ایران در مصاحبه ای اختصاصی با شبکه طلوع ‌نیوز در کابل در پاسخ به سوالاتی در مورد ویدیوها و عکس ‌هایی از “بدرفتاری” با افغان ها در ایران گفت: “گروهی داریم به نام سازمان مجاهدین خلق که چند هزار نفر فقط تولید کلیپ می‌کنند، علیه جمهوری اسلامی ایران.”

از دیگر سو کاظمی قمی، نماینده ویژه رئیس جمهور ایران در امور افغانستان نیز با اشاره به تلاش دشمن برای ایجاد فتنه میان دو ملت ایران و افغانستان گفت اتفاقاتی که مقابل کنسولگری ایران در هرات و سفارت کشورمان در کابل اتفاق افتاد دارای پشت صحنه بیرون از افغانستان است و تحرکاتی از بیرون وجود دارد. از حکومت سرپرست می خواهیم علاوه بر برخورد جدی با عوامل این تظاهرات، تلاش برای آرام کردن فضا را به کار بندد.

اما از دیگر سو افرادی چون لطیف پدارم نماینده سابق مجلس افغانستان و رهبر حزب کنگره ملی در واکنش به این حوادث نوشته است که تنش بین دو مردم هم زبان و هم فرهنگ، مردمانی با مشترکات بسیار و ارجمند فقط به نفع دشمنان تمام می شود: به قول معروف، عقلای قوم باید توجه کنند. چنانچه طلوع نیوز به نقل از سید عباس بدری فر، مسئول رسانه ای سفارت ایران در کابل نیز اشاره کرد: فیلم هایی که در شبکه های اجتماعی پخش می شود، با هدف تأثیرگذاری بر روابط عمیق و تاریخی ملت های ایران و افغانستان است.

اما در پیِ انتشار این دست ویدیوها، شاهدِ سربرآوردن خشم برخی افغان ها و تاثیرپذیریِ آنها از جریانِ جهت دهی شده و هدفمند از تحریک احساسات و ظهور اختلافات بودیم. چنانچه پس از انتشار ویدیوهایی که نشان می داد مرزبانان ایرانی در حال ضرب و شتم پناهجویان افغان در ایران در شبکه های اجتماعی هستند، افغان های خشمگین در هرات و برخی دیگر از ولایات چون خوست در جنوب شرقی افغاستان، علیه تهران تظاهرات کردند.

در روز دوشنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۱ ده ها تن از مردم افغانستان بیرون کنسولگری تهران در شهر هرات دست به تظاهرات زدند. تصاویر منتشر شده در شبکه‌ های اجتماعی نشان می‌دهد که گروهی از معترضان هراتی اقدام به سنگ‌ پرانی به سوی ساختمان کنسولگری، آتش زدن لاستیک و سردر کنسولگری ایران می‌ کنند. معترضان در حالی که در مقابل کنسولگری ایران در هرات تجمع کردند، شعار می دادند.

اما آنچه لازم به ذکر می باشد آن است که اصلا مشخص نیست این تصاویر چه زمانی فیلمبرداری شده است و بنابراین صحت و سقم این ویدیوها نیز به طور مستقل تأیید نمی شود. به نظر می ‌رسد یکی از ویدیوها مرزبانان ایرانی را نشان می‌دهد که پناهجویان افغان را در اتاقی مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند، در حالی که تصاویر دیگر نشان می ‌دهد که گروهی از ایرانیان در حال کشیدن و ضرب و شتم پناهندگان هستند. به هرروی، ساعاتی پس از تظاهرات روز دوشنبه در هرات، وزارت امور خارجه ایران در بیانیه ‌ای در وب ‌سایت خود از مقامات طالبان خواست تا «تضمین ‌های لازم را برای اجرای امن این نمایندگی ها» در افغانستان فراهم کنند.

از زمانی که طالبان قدرت را به دست گرفتند، افغانستان بیشتر وارد بحران اقتصادی شده است و حتی کسانی که با دولت سابق مورد حمایت غرب ارتباط ندارند نیز مجبور به خروج از کشور شده اند. ایران که بیش از ۹۵۰ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان دارد و تاکنون حکومت طالبان را به رسمیت نشناخته است؛ به نظر می رسد نزدیک ترین و مناسب ترین مکان برای مهاجران جدید افغان باشد.

سال ها جنگ و بی ثباتی در افغانستان از یک سو و نزدیکی و همزبانی ایران به افغانستان ازسوی دیگر منجر به آن شده که این کشور به عنوان یکی از مقاصد اصلی مهاجرت در بین شهروندان افغانستان انتخاب شود. امری که پای هزاران شهروند این کشور را چه از راه قانونی و رسمی و چه با توسل به گزینه مهاجرت غیرقانونی را به ایران کشانده است.

تقویت ارزش هایی از همزیستی و پذیرش دیگری

اما جدا از مباحث مطرح شده ذیلِ بالا گرفتنِ انتقادات و اعتراضات اخیر از سوی دو ملت، شاید آنچه در این میان به کانون توجه و تمرکزِ بسیاری از ناقدان مبدل گردیده است، ریشه یابی بروز چنین دست رفتارهای اعتراضی و چرایی باورپذیری سریع و تعمیم آنها به کل، عدم کفایتِ مولفه هایی چون تمسک به پایه های فرهنگی و تمدنیِ مشترک میان دو ملت، و شعله ور شدنِ سریع آتش خشمی گسترده با اتفاقاتی محرکِ احساسات دو طرف باشد.

به واقع جدا از مناسبات دولت های همجوار ایران و افغانستان، شاید تشدید اختلافات و تنش های اخیر میان دو جامعه، کاهش آستانۀ تحمل و مدارا در پذیرش “دیگری” (Otherness)، و متعاقبا تخفیف مولفه ها و ارزش هایی چون همزیستیِ مسالمت آمیز، اخلاق مدار و دوستانه، ناشی از شرایط و چالش های موجود باشد؛ ازیک سو چرخش سیاسی ناگهانی در حکومت افغانستان و استیصال و ناامیدی مردم در مقابله با چالش های مالی-اقتصادی یا سیاسی، جمعیت افغاستان را با ترک کشور مواج ساخته است؛ از دیگر سو قرار گرفتن کشور میزبان در پشت سر گذاشتن شرایط ناشی از اعمال تحریم های اقتصادی، وجه تساهل و تسلی را به پاشنۀ آشیلی از روندِ پذیرش و تعامل با مهاجران تبدیل کرده است.

به طور کلی شاید بتوان منابع و خاستگاه های مخالفت با روندی از پذیرش مهاجران را به دو دسته اصلی تقسیم کرد: ۱- منابع جهانی: که دررابطه با تهدیداتی از رقابت بر سر منابع اجتماعی-اقتصادی است. مدل نظری “تهدید رقابتی” چارچوب نظریست که اغلب توسط محققان علوم اجتماعی برای درک ظهور نگرش منفی نسبت به جمعیت های گروهی استفاده می شود. با توجه به مدل نظری “تهدید رقابتی”، احساسات ضد مهاجر به عنوان واکنشی به تهدید رقابت (چه واقعی یا درک شده) با مهاجران یا در حوزه اقتصادی (به عنوان مثال، بازار کار، سیستم رفاه) و یا در حوزه فرهنگی (به عنوان مثال، همگنی فرهنگی جامعه؛ ارزش های اجتماعی) بروز می کند.

با این حال، بررسی اجمالی از مطالعات بیشتر در مورد نگرش های ضد مهاجر، چندین منبع اضافی را نیز در این رابطه نشان می دهد که نقش مهمی در شکل گیری نگرشی خاص نسبت به جمعیت های گروهی ایفا می کنند، منابعی که از ترس رقابت نبوده اند؛ آنها منابع خاص هستند. ۲- منابع خاص: که به گروه هایی وابسته به تعصبات نژادی، تمایلات نژادپرستی، نگرانی از جرم و جنایت و تماس های بین گروهی باز می گردد.

اما در قالب منبعی سوم تحت عنوان منابعِ خارجی، شاید بتوان از منابعیِ تفرقه انگیز به ویژه در رابطه با ترویج اختلافات میان مسلمانان و گروه های قومی نژادی، تحریک احساسات ضدمهاجر و تنش زایی نیز نام برد. بنابراین آنچه دررابطه با حوادث اخیر دررابطه با ایران و افغانستان پیش آمده است نه به منابع جهانی و نه منابع خاص باز می گردد، بله تنها تلاش عواملی خارجی برای قرار دادن دو ملت در برابر یکدیگر است.

چراکه با شناخت مردمان متمدن هرات و تمدن دیرینۀ این شهر، انتشار ویدئوهایی از این دست رفتارهای اعتراضی امری بعید و غریب بوده و خود گواهی بر تلاش در شکل دادن پروژه هایی از تفرقه و نفاق افکنی است. بدین ترتیب باید توجه داشت که این دست اختلافات موقتی و اندک به جهت گیری هایی منتسب به ملی گراییِ نابه سامان و از جادررفته از سوی جامعۀ میزبان از یک سو، و حساسیت زایی های هیجانی و ناروا از سوی جامعۀ مهمان، و متعاقبا جهت یابی به بسط و گسترش بیگانه هراسی، دگرهراسی(دیگری ستیزی) و هدف گرفتن جامعه مقابل منتهی نشود و در نهایت کرامت انسانی و نوع دوستی وجه غالب رفتار جمعی دو ملت باشد.

در پایان باید گفت ایران و افغانستان به دلیل نزدیکی جغرافیایی و تاریخ طولانی مشترک و ریشه های فرهنگی یکسان، خواه ناخواه سرنوشت شان به یکدیگر پیوند خورده و تاریخ این مسئله را اثبات کرده است. اما علی رغم این پیوندهای مشترک بسترهای جدایی ساز نیز در بین دو ملت بالقوه هستند که در نظر نگرفتن آنها و یا سرکوب این تفاوت ها منجر به ریشه دواندن دشمنی خواهد شد. در نتیجه خوب است که در برنامه هایی که از سمت فعالان دو کشور ایجاد می شود، در کنار توجه به اشتراکات تاریخی و فرهنگی به تفاوت های دو کشور نیز توجه شود. چراکه توجه به تفاوت در کنار ریشه های مشترک قطعا بر پذیرش دیگری کمک می کند.

در نهایت، فراموش نکنیم که تاریخ نیز شاهد همدلی هایی بین دو کشور در برهه هایی خاص نیز بوده است. مانند همدلی مردم ایران در حادثه دانشگاه کابل. در نتیجه، اتخاذ رفتارهای هیجانی از سوی شهروندان دو کشور در صورت عدم کنترل، آتش خشم دو ملت را شعله ور تر خواهد کرد که پیامدهای ویران کننده ای برجای خواهد گذاشت. با این حال، فراموش نکنیم که در ایران و افغانستان، ظرفیت های پیوند دهنده بیشتر از عوامل شکاف برانگیز و جدایی ساز است که در صورت بی توجهی به آنها در تمام سطوح تصمیم گیری دو کشور، تدریجا این پیوندها رنگ باخته و جای خود را به نفاق و دشمنی خواهد داد. امری که مسئله فتنه را تقویت خواهد کرد.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا