انتخاب سر دبیرسر تیتر خبرهاسیاستطالباننخستین خبرهایادداشت ها

حملاتِ هوایی پاکستان به ولایت های مرزی افغانستان: به نامِ مبارزه با تروریسم، با هدفِ دست اندازی بر قلمرو سرزمینی

۲۸ حمل (فروردین) ۱۴۰۱ – ۱۷/ ۴/ ۲۰۲۲

اخیرا در تاریخ ۲۵ فرودین ۱۴۰۱ (۱۴ آپریل ۲۰۲۲)، هفت سرباز ارتش پاکستان در درگیری با جنگجویان طالبان پاکستان در منطقه ایشم در وزیرستان شمالی، منطقه ای در شمال غربی ولایت ناآرام خیبر پختونخوا پاکستان کشته شدند. وزیرستان شمالی -که زمانی “قلب نزاع طلبی و جنگجویی” نامیده می شد- یکی از هفت منطقه قبیله ای نیمه خودمختار در پاکستان بوده که ارتش این کشور از سال ۲۰۱۴ سری عملیاتی را برای از بین بردن طالبان پاکستان صورت داده است.

اما به دنبال این رویداد، در تاریخ ۱۶ آپریل گزارش هایی مبنی بر حملات هوایی پاکستان به ولسوالی شلتن ولایت کنر و ولسوالی سپیری از ولایت خوست در جنوب شرقی افغاستان، آنهم در قالب جوابیه ای از سوی اسلام آباد و در انتقامِ کشته شدن این هفت سرباز منتشر شد. چنانچه مقامات محلی در افغانستان تایید کردند که هواپیماهای پاکستانی جمعه شب، ۱۵ آپریل، ولایت خوست افغانستان را مورد حمله قرار دادند.

این حملات هوایی به خاک افغانستان در حالی صورت گرفت که شهباز شریف، نخست وزیر جدید پاکستان ضمن ادای احترام به سربازان کشته شده، اعلام کرده بود که عاملان و مسببان کشته شدن این هفت سرباز را تحت تعقیب قرار داده و به مبارزه با تروریسم ادامه خواهند داد.

اما آنچه در این میان مورد بحث و جدال قرار دارد اقدامِ نظامیِ بالفعل و علنی اسلام آباد و حملات غیرانسانی ارتش پاکستان بر ولایت های مرزی افغاستان و در نتیجه بالا گرفتن پتانسیل تنش و اصطکاک روابط میان طالبان افغانستان و مقامات پاکستان آنهم با پشت سر گذاشتن تحولات و چرخش های سیاسی اخیر در اسلام آباد است. رشته تقابلاتی که از دیرباز و با مرزبندی خط دیورند در گذشته و متعاقبا با اتهام زنیِ پاکستان بر طالبانِ افغانستان مبنی بر تهییج گروه تحریک طالبانِ پاکستان برای مخالفت و سرنگونی دولت پاکستان، سری طول و دراز یافته و همچنان نیز ادامه دارد.

واکنش ها بر حملۀ هوایی ارتش پاکستان بر ولایت های مرزی افغانستان

کانال خبری محلی طلوع نیوز به نقل از ساکنان این ولایات گزارش داد که ده ها افغان در حملات هوایی در ساعات اولیه (پیش از سپیده دم) روز شنبه از جمله زنان و کودکان کشته یا زخمی شدند. (حداقل پنج کودک و یک زن در یکی از ولایت های شرقی افغانستان کشته شدند.)

طبق گفتۀ ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان، افغانستان به رهبری طالبان، کشور پاکستان را به حملات هوایی که منجر به کشته شدن ده ها غیرنظامی افغان در ولایت های خوست و کنر شد، متهم کرده و نسبت به “عواقب ناخوشایند” در صورت ادامه چنین حملاتی هشدار داد. به گزارش بلومبرگ، مجاهد همچنین در پیامی که به خبرنگاران ارسال کرد گفت که طالبان قویا این حملات “وحشیانه” را محکوم کرده و از پاکستان می خواهند که “صبر افغان ها را در مورد چنین موضوعاتی امتحان نکند.” این حملات باعث شد تا صدها غیرنظامی در شمال شرقی ولایت خوست که هم مرز با پاکستان است به خیابان ها ریخته و شعارهای ضد پاکستانی سر دهند.

از دیگر سو در بیانیه وزارت امور خارجه افغانستان آمده است که طالبان منصور احمد خان سفیر پاکستان در کابل را به دلیل حملات اخیر در ولایات خوست و کنر احضار کرده و در اینباره یادداشت اعتراضی رسمی به اسلام آباد داده شده است. در این بیانیه به نقل از سرپرست وزیر امور خارجه افغانستان، امیر خان متقی گفته شده است که «از تجاوزات نظامی از جمله در خوست و کنر باید جلوگیری شود، زیرا چنین اقداماتی روابط را بدتر می کند… به دشمنان اجازه می دهد از وضعیت سوء استفاده کنند که خود منجر به پیامدهای نامطلوب می شود».

اما این بیانیه اولین هشدار مستقیم طالبان در بحبوحه افزایش تنش ها بین دو کشور از زمان به قدرت رسیدن این گروه در ماه اوت سال گذشته و در پی خروج ایالات متحده از افغانستان است.

به گزارش رویترز، اسلام آباد مدعیست که شبه نظامیان با عبور از مرزهای غیرقانونی غرب پاکستان هم مرز با افغانستان، حملاتی را در داخل پاکستان صورت می دهند. این در حالیست که مقامات طالبان مدعی هستند از زمان تصرف این کشور در ماه اوت سال گذشته، چنین حملاتی را کنترل کرده اند.

می توان گفت پاکستان برای سال‌ ها از روابط خوبی با طالبان برخوردار بوده است؛ هرچند اسلام ‌آباد طی دو دهه حضور ایالات متحده در افغانستان رسما متحد این قدرت بین المللی بود. اما از زمان تسلط طالبان بر افغانستان، بن بست های متعددی در امتداد مرز ۲۶۰۰ کیلومتری با پاکستان –موسوم به خطر دیورند؛ که توسط حاکمان استعماری بریتانیا کشیده شده و محل اختلاف و نزاع بوده- وجود داشته است. درنتیجه می توان گفت این درگیری ناشی از اختلاف نظر در مورد مشروعیت خط دیورند است؛ مرزی بی قانون، نفوذپذیر و ناهموار.

به گزارش روزنامه هشت صبح و به گفته فردوس کاوش، روزنامه نگار و نویسنده، در تاریخ ۷۵ ساله‌ پاکستان، حملاتی که در کنر و خوست اجرا شد، دومین حمله‌ نیروی هوایی این کشور بر قلمرو افغانستان است. چنان که فردوس کاوش می‌ گوید، اولین حمله پاکستان در ۱۲ ژوئن ۱۹۴۹ صورت گرفت که پیامد بسیار سنگین داشت. در این روز نیروی هوایی کشور تازه‌‌ تاسیس پاکستان دهکده‌‌ مغل‌گی را که از توابع ولایت پکتیا بود، بمباران کرد.

در واکنش به این حمله، شاه ‌محمود خان، نخست‌وزیر وقت، لویه ‌جرگه را فراخواند که در آن معاهده‌ سال ۱۸۹۳ دیورند و بقیه‌ اسنادی که شاهان کابل با هند بریتانیایی امضا کرده بودند، ابطال شد. معضل دیورند از همان سال به میان آمد و جالب این است که حمله‌ هوایی اول پاکستان هم هدف مشابه با حمله دوم داشته است.

اختلافات مرزی و ارضیِ سابق؛ قوت دهندۀ حوادث اخیر

پیشتر در ۱ آپریل ۲۰۲۲ وزارت افغانستان شکایتی را به پاکستان در مورد حوادث آتش باران از آن سوی خط دیورند و نقض حریم هوایی افغانستان توسط هواپیماهای بدون سرنشین و هلیکوپترهای پاکستان در فوریه و مارس ۲۰۲۲ تسلیم کرد. شکایت مشابهی نیز در ماه مارس ۲۰۲۲ از سوی طرف افغانستان مطرح شد که نشان می داد ارتش پاکستان مستقیما در ایجاد مشکل در مرزها نقش داشته است.

وزارت امور خارجه امارت اسلامی مدعی شده بود که مقامات ارتش پاکستان به ساکنان ولسوالی جاجی میدان در ولایت خوست هشدار داده بودند که منطقه را ترک کنند در غیر این صورت با عواقب جدی مواجه خواهند شد. وزارت امور خارجه همچنین مشاهده کرده بود که نیروهای مرزی پاکستان به تیراندازی متوسل شده و مناطق مسکونی را در امتداد خط دیورند هدف قرار داده اند.

با این اوصاف، به نظر می رسد که ایجاد حوادث و اتفاقات ناخوشایند پاکستان در مرز، جلوه ای از شکست این کشور در تحت کنترل خود قرار دادنِ دولت طالبان پس از چرخش سیاسی در افغانستان باشد. اما آنچه در این میان مهم به نظر می رسد آن است که این حوادث منجر به کاهش قابل توجه سطح اعتماد بین دو طرف شده است. این تغییر در روابط دو جانبه پاکستان را بر آن داشته است تا محاسبات مربوط به نقش خود در افغانستان از جمله کمک به توسعه و بازسازی این کشور جنگ زده و محصور دردر خشکی را مورد بررسی قرار دهد. (Aninews, 2022)

زمانی که طالبان در ماه اوت سال گذشته، کابل، پایتخت افغانستان را به تصرف خود درآوردند، بسیاری جریانات در اسلام آباد از آنها استقبال کردند. فروپاشی دولت افغانستان که از سوی غرب حمایت می شود، فرصتی برای از سرگیری روابط بین دو کشور تلقی می شد؛ روابطی که در دوران ریاست جمهوری اشرف غنی، تیره و تار شده بود. بدین ترتیب، پس از تشکیل دولت طالبان، اسلام آباد به یکی از حامیان اصلی آن در صحنه بین المللی تبدیل شد و خواستار به رسمیت شناختن آنها و اعطای کمک مالی فوری شد.

با این حال،طی ماه های اخیر، نشانه هایی از شکاف در روابط دوستانه بین این دو ظاهر شده است. اختلاف نظر در مورد تعیین مرز افغانستان و پاکستان و حمایت طالبان افغانستان از تحریک طالبان پاکستان باعث ایجاد تنش شده است. در حالی که به باور برخی ناظران سیاسی، توانایی پاکستان در تحت تأثیر قرار دادن روند تشکیل دولت طالبان، میزان نفوذ اسلام آباد در کابل را منعکس می کرد، اما این امر همچنین باعث نارضایتی حلقه های خاصی در رهبری این گروه نیز شده است.

این امر به ویژه در اواخر دسامبر و اوایل ژانویه زمانی آشکار شد که گارد مرزی افغانستان، کارگران پاکستانی را مجبور به توقف حصارکشی در مرز بین دو کشور کردند. بدین ترتیب تنش های مرزی بین پاکستان و افغانستان پس از به دست گرفتن قدرت توسط طالبان در سال گذشته افزایش یافته است. اسلام آباد مدعیست که گروه های شبه نظامی از خاک افغانستان به پاکستان حمله می کنند و با این توجیه به حصارکشی مرزی پرداخته است. درواقع، اسلام آباد به ایجاد حصارکشی در مرزهای خود به عنوان سپری حیاتی در برابر اقدامات جدایی طلبانه و جلوگیری از فعالیت گروه هایی هچون تحریک طالبان پاکستان نگاه می کند.

از دیگر سو طالبان پناه دادن به ستیزه جویان پاکستانی را انکار و از حصارکشی مرزی خشمگین است. ذبیح الله مجاهد سخنگوی ارشد طالبان پیشتر اظهار کرد که مسئله خط دیورند هنوز حل نشده است، ضمن آن که ساخت حصار خود شکافی مابین ملتی ایجاد می کند که در دو سوی مرز قرار دارند؛ اشاره وی به پشتون هایی بود که در دو طرف مرز زندگی می کنند. در پاسخ اما، سرلشکر بابر افتخار، سخنگوی ارتش پاکستان در یک کنفرانس مطبوعاتی اظهار کرد که خون شهدای ما در ساخت این حصار ریخته شد. این حصار صلح است. تکمیل خواهد شد و بر جای خود نیز باقی خواهد ماند.

از معاهدۀ دیورند تا تبدیل اختلافات مرزی به دستاویز گروه های تروریستی

خط دیورند در سال معاهدۀ سال ۱۸۹۳ توسط امیر عبدالرحمن، حاکم وقت افغانستان و مورتیمر دیورند، وزیر خارجه هند بریتانیایی، بین هندِ بریتانیا و افغانستان تعیین شد. از زمان استقرار پاکستان در سال ۱۹۴۷، کابل نه تنها با تعیین مرزها مخالفت کرده است، بلکه گنجاندن مناطق قبیله ای پشتون در داخل مرزهای پاکستان را نیز به چالش کشیده است.

طالبان افغانستان نیز مانند حکومت پیشین افغانستان، مخالف حصارکشی مرز در امتداد خط دیورند بوده و هست. اما به گفتۀ «مایکل کوگلمن» پژوهشگر ارشد اندیشکده ویلسون، طالبان انگیزه های احتمالی دیگری برای مقاومت در برابر حصارکشی دارند. آنها می خواهند استقلال خود را اثبات کرده و نشان دهند حکومتی به نیابت از پاکستان یا حیات خلوت پاکستان نیستند و برای کسب مشروعیت از بزرگترین گروه قومی افغانستان با کارت ملی گرایان پشتون بازی می کنند. ملاحظه عملی دیگری که مطرح است انگیزه های اقتصادی است. چنانچه حصارکشی، تجارت مرزی را محدود می کند.

اما از سوی دیگر باید گفت تسلط موفقیت آمیز طالبان بر افغانستان در ۸ ماه اخیر به طور قابل توجهی ایدئولوژی رادیکال را در میان جنبش طالبان پاکستانی و تروریست های داخل پاکستان تقویت کرده است. طالبان پاکستانی نیز چنین خواسته ای (قدرت رسمی و مستقل) دارند و برای رسیدن به آن از مسیری می روند که طالبان افغانستان گذر کرده اند. آنها مسیری را برای رسیدن به هدف خود طی می کنند که در آن شهروندان عادی با حملات انتحاری و بمب گذاری ها تلفات زیادی متحمل می شوند. بنابراین از دید اسلام آباد، قطع ارتباط میان طالبان افغانستان و طالبان پاکستان می تواند نقطه پایان ناامنی ها در پاکستان باشد. (Akmal, 2022)

به هرروی باید گفت در حالی که نیروهای مسلح پاکستان و افغانستان به رهبری طالبان، در حال حاضر در یک بن بست مرزی بر سر مسئله تنش های مرزی-ارضی و موضوع حصارکشی درگیر و گرفتار مانده اند، گروه هایی چون تحریک طالبان پاکستان (TTP)، یا طالبان پاکستانی نیز دراین میان برای بهره برداری از هر گونه تشدید اوضاع به نفع خود و دامن زدن به این تقابلات آماده شده اند.

تحریک طالبان پاکستان، یک گروه شبه نظامی وابسته و نزدیک به طالبان افغانستان، در مناطق مرزی بین دو کشور فعالیت می کند و بنابر گزارش ها، این گروه از زمانی که طالبان در ماه اوت سال گذشته قدرت را در افغانستان به دست گرفتند، حملات خود را افزایش داده است. از دیگر سو و به باور برخی ناظران سیاسی، همچنین گروه‌ های ضدپاکستانی در دولت موقت طالبان افغانستان وجود دارند که به عنوان عاملانی تروریستی و مخرب برای از بین بردن روابط بین افغانستان و پاکستان عمل می ‌کنند.

بدین ترتیب می توان گفت یکی دیگر از منابع تنش های مرزی بین کابل و اسلام آباد جدا از خط دیورند، گروه تحریک طالبان پاکستان بوده است. این گروه مسلح سال‌ ها در کنار طالبان افغانستان علیه ایالات متحده و متحدانش جنگیدند و به نظر پیوندی قوی با یکدیگر دارند. به گفته برخی منابع ژورنالیستی افغان و پاکستانی، بسیاری از رهبری تحریک طالبان پاکستان در افغانستان مستقر هستند و بسیاری از اعضای آن از حمایت برخوردارند.

همچنین گفته شده است که طالبان صدها تن از افراد تحریک طالبان پاکستان، از جمله برخی از رهبران برجسته را که در زندان های افغانستان زندانی بودند، آزاد کردند. تحریک طالبان پاکستان از زمان تأسیس در سال ۲۰۰۷، مسئول خشونت های مرگبار در پاکستان بوده است که هم به نیروهای امنیتی و هم به غیرنظامیان حمله می کند. متعاقبا در سال ۲۰۲۱، با پیشروی طالبان در افغانستان و قدرت یابی آنها بر کشور، جنگجویان تحریک طالبان پاکستان نیز حملات خود را در پاکستان تشدید کردند. (Khan, 2022)

به طور کلی باید گفت علی رغم تلاش ها برای حل این موضوع از طریق دیپلماتیک و وابستگی طالبان به پاکستان به عنوان پلی برای مشروعیت یابی در جامعه بین الملل، هر دو طرف همچنان بر سر حصار با یکدیگر اختلاف دارند. در همین رابطه ریچارد اولسون معتقد است که با وجود اتکای تاریخی طالبان به پاکستان برای حمایت، به نظر می رسد دو طرف بر سر مسئله مرز خط دیورند دچار گسست شده اند.

درواقع تمام دولت های افغانستان از سال ۱۹۴۷ تاکنون مواضع مشابهی در مورد این اختلاف اتخاذ کرده اند اما در مقابل پاکستانی ها درگیری و تنش ها بر سر این خط را کم اهمیت جلوه می دهند و به هر نحوی خواستار حل و فصل این موضوع هستند؛ زیرا این مناطق که به شکل فدرال اداره می شود همواره منبع تروریسم و بی ثباتی بوده است.

از طرف دیگر، اجازه کابل در ایجاد پناهگاهی امن برای تحریک طالبان پاکستان که در حال حاضر یک عامل تحریک کننده در روابط دو جانبه است می تواند این رابطه دو طرفه را قطع کند. در همین رابطه زاهد حسین نویسنده و تحلیلگر نیز معتقد است که طالبان افغانستان پایگاه های تحریک طالبان پاکستان را در ولایت ننگرهار در شرق کابل سرکوب نخواهد کرد. او معتقد است که در ابتدا مقامات پاکستانی بر این باور بودند که طالبان در خدمت منافع پاکستان هستند و نمی گذارند شبه نظامیان از خاک این کشور علیه پاکستان استفاده کنند؛ اما به نظر می رسد که دیگر اینطور نیست.

جمع بندی

جدا از درنظر داشتِ احتمالات و یا واقعیاتی پیرامونِ مناسبات طالبان افغانستان با گروه تحریک طالبان پاکستان، رویکردِ نظامیِ متجاوزانۀ پاکستان به خاک افغانستان، حملات هوایی برون مرزیِ جنایتکارانه، و زیرپاگذاشتنِ تمامیتِ ارضی این کشور همسایه، آنهم در اقدامی فوری، خودخوانده و بدونِ ارائۀ دلایل و شواهدی برای اثبات ادعای خود، دلیلی آشکار و واضح از نقض تمامیت ارضی و تجاوز به قلمرو سرزمینی افغانستان است.

آنگونه که خبرگزاری جمهوری نیز به خوبی اشاره کرده است، این رویداد حتی در اوج تنش های کابل و اسلام آباد در دوره دولت سرنگون شده هم رخ نداده بود و این نشان می دهد که در دوره طالبان، پاکستان بر زمین و فضای افغانستان، ادعای مالکیت دارد و بدون اعتنا به وجود دولتی در کابل، به صورت مستقیم اقدام به تجاوز نظامی و بمباران مرگبار هوایی می کند.

چنانچه می توان گفت با تسلط دوباره طالبان بر افغانستان و قوت گرفتن حملات شبه نظامیان در پاکستان، امیدهای اسلام آباد به صلح و ثبات بیشتر به یاس مبدل گشته و ارتش پاکستان حملات خود در مرز افغانستان برای سرکوب خشونت ها را افزایش داده است.

به نظر می رسد تلاش پاکستان برای سرکوب گروه های تروریستی مخل امنیت و تهدیدکننده برای دولت وقت، آنهم با اتخاذ سیاستی تهاجمی و کوبنده پس از تحولات سیاسی اخیر در این کشور، چرخشی در مواضع سیاسی آتی اسلام آباد و گرفتن زهرچشمی ابتدایی برای مشخص کردن سیاست های قاطعانۀ پاکستان و یادآوری دست برتر قدرت اسلام آباد به گروهِ تازه بر قدرت نشسته در کشور همسایه باشد؛ لیکن از دیگر سو نباید فراموش کرد که امروزه در رویکرد و سیاست های راهبردی نو طالبان نیز تحولاتی و تغییراتی را شاهد هستیم.

چرخش های که گرچه بر ریشه های این گروه در زادگاه و خاستگاه اولیه آنها در پاکستان تبر نمی زند، لیکن در پیِ قدرت نمایی و اظهار وجودِ طالبان در قالب و ساختاری نوین است. این گروه اسلامگرا که فرصت فراهم شده برای تثبیت و تقویت موجودیت خود در قدرت را از دست نخواهند داد، درپی اتخاذ عملکردهایی قاطعانه و پرهیز از تکرار اشتباهات خود در نخستین مقطع از حاکمیتشان در دهه ۹۰ می باشند.

به همین دلیل شاید کم کردن وابستگی از برخی قدرت های ظاهرا دردسرساز در منطقه، کشش به سمت عاملیتی مستقل اما مانا، و تلاش برای استقلال و کسب موجودیتی مشروع و تاثیرگذار در منطقه، گام هایی برنامه ریزی شده از سوی طالبان برای دفع تهدیدهایی احتمالی از برهم زدن امنیت افغانستان و کوتاه کردن دست هایی برای تملک بر خاک این کشور و نقض تمامیت سرزمینی افغانستان خواهد بود.

منابع:

– Aninews, (2022), “Deep misunderstandings between Taliban, Pakistan over Durand Line”, https://www.aninews.in/news/world/asia/deep-misunderstandings-between-taliban-pakistan-over-durand-line20220409091747/
– Dawi, Akmal,(2022), “US-Pakistan Relation Ebb After Afghanistan Withdrawal”, http://www.voanews.com/a/us-pakistan-relations-eeb-after-afghanistan-withrawal/6488429.html
– Khan, Raza, (2022), “Is a rift between Pakistan and the Afghan Taliban imminent?”, https://www.aljazeera.com/opinions/2022/2/6/a-rift-between-pakistan-and-the-afghan-taliban-may-be-imminent

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا