سر تیتر خبرهاسیاستطالباننخستین خبرهایادداشت ها

افغانستان و معمای حل ناشده بنیادگرایی: داعش یا طالبان؟

۱۸ اردیبهشت(ثور)۱۴۰۱-۲۰۲۲/۵/۸

زمانی که طالبان با قدرت وارد کابل شدند و در حالی که مدعی بودند به بیست سال خشونت در افغانستان  پایان می دهند، اندک افرادی معتقد بودند که این گروه توانایی ایجاد ثبات در این کشور را دارند. امری که اکنون پس از گذشت هشت ماه از قدرت به وضوح دیده می شود و ثابت شده که طالبان که زمانی مدیریت یک گروه شبه نظامی در کوه های افغانستان را داشتند، به عنوان زمامداران یک دولت تازه هنوز قوی نیستند. چنانکه این امر منجر به آن شده که افغانستان اینبار شاهد ظهور گسترده بحران اقتصادی و انسانی و مشکلات عدیده سیاسی و اجتماعی شود. از طرف دیگر، این ناتوانی که طالبان سعی در پنهان کردن آن دارند، منجر به تقویت گروه های مختلف از جمله داعش در افغانستان شده است. به طوری که حملات اخیر این گروه در افغانستان چالش مستقیمی را برای ادعای طالبان  به عنوان دارنده قدرت در افغانستان ایجاد کرده است.

 در واقع، یک رشته حملات تروریستی مرگبار اخیر در سرتاسر افغانستان، باری دیگر این کشور را به لرزه درآورده و به نظر می رسد حکومت متشنج و تنش آلود طالبان را تنها هشت ماه پس از خروج ایالات متحده به چالش کشیده است. سری حملاتی که اخیرا به ویژه مساجد، مدارس را هدف قرار داده و ده ‌ها کشته و صدها زخمی برجای گذاشته است. این در حالی است که این حملات تنها به کابل محدود نشده و مردم در شهرهای شمالی مزار شریف و قندوز را نیز کشته شده اند. برخی از این کشتارهای غیرنظامیان بی گناه، رسماً توسط دولت اسلامی ولایت خراسان، و عاملان وابسته به این گروه تروریستی در افغانستان برعهده گرفته شده است. اما سوالی که برای بسیاری افراد به ویژه پس از روی کار آمدن و قدرت یابی مجدد طالبان مطرح شده این است، دلایلِ اصلی از تشدید و افزایش خشونت های دولت اسلامی ولایت خراسان در افغاستان تحت حاکمیت طالبان چیست؟ به عقیدۀ برخی ناظران سیاسی، دولت اسلامی ولایت خراسان -رقیب طالبان- اساساً به دنبال راه‌ هایی برای بد جلوه دادن طالبان و تضعیف مشروعیت آنها است. به عقیدۀ مایکل کوگلمن، کارشناس منطقه در مرکز ویلسون، داعش خراسان همچنین قصد دارد علیه روایت طالبان، روایتی که سعی داشته پس از خروج ایالات متحده، صلح و ثبات را در سراسر کشور برقرار کنند، موضع و جبهه گیرند. همچنین به گفتۀ کوگلمن، “اگر افغان ها آنچه را که در اطرافشان منفجر میشد، می دیدند (خوب در اتفاقاتِ اطرافشان تامل می کردند)، در می یافتند که روایت طالبان آشکار با عقل و منطق جور در نمی آید.” به گفتۀ کوگلمن، داعش ولایت خراسان هم با تسلط طالبان بر افغانستان و هم با عقب نشینی ایالات متحده تقویت شده است که اهداف متعددی در افغانستان دارد؛ از جمله دامن زدن به تنش های فرقه ای، کاشت بذر تنش و هرج و مرج و همچنین القای حس عمومی از ناآرامی و ناامنی. او افزود که این گروه قصد دارد “تا جایی که می تواند مردم را به وحشت بیاندازد” آنهم بدون محدودیتی در مورد اینکه چه کسی ممکن است هدف قرار گیرد. اما از آنجایی که طالبان در دوره دوم حاکمیت خود برای حکومت بر افغانستان تلاش می کند، ظرفیت کمتری برای از بین بردن تهدید ناشی از داعش ولایت خراسان دارد.

قدرتمند تر شدن داعش در افغانستان زیر سایه انکار طالبان

به عبارت دیگر، داعش به عنوان یکی دیگر از گروه های تندرو اسلامی در افغانستان از ابتدای بازگشت طالبان به چالشی جدی برای این گروه تبدیل شده است و به نظر می رسد که از آن زمان تاکنون این چالش پررنگ تر هم شده است. به طوری که پنتاگون می گوید ایالات متحده شاهد تلاش های داعش برای بازسازی نیروهایش در افغانستان است. همچنین، مایکل کوگلمن معتقد است: داعش شاخه خراسان مقاوم است و از سال ها حملات هوایی نیروهای ناتو و عملیات زمینی طالبان در طول شورش خود جان سالم به در برده است و اکنون پس از تسلط طالبان و خروج ایالات متحده، آنها حتی قوی تر ظاهر شده است.

در این میان، کابل پایتخت افغانستان و دیگر شهرهای این کشور، همچنان در معرض انفجارهای تروریستی است که کشور را به ویژه در ماه مبارک رمضان تکان داده است. امری که نشان می دهد هرچند که طالبان ممکن است تا حدودی صلح را به کشور ویران شده خود در جنگ بازگردانده باشند، اما آنها نتوانستند داعش را شکست دهند. به طوری که در هفته های اخیر حملات متعددی را انجام داده که هرچند تازگی ندارد و در سال های اخیر فهرست بلندی از جنایات آنها در افغانستان وجود دارد. اما طالبان معتقد است که داعش در هیچ نقطه افغانستان به گونه فیزیکی و علنی حضور ندارد. به طوری که قبل تر از حملات اخیر این گروه در افغانستان، با اعلام مواضع دولت ایران مبنی بر حضور داعش در افغانستان، انعام الله سمنگانی معاون سخنگوی طالبان در واکنش به این اظهارات گفت که طالبان برای سرکوب کردن گروه های تروریستی به شمول داعش از نیروی کافی برخوردارند و در مبارزه علیه آنها موفق نیز بوده اند. در همین رابطه همچنین، وزارت داخله/کشور حکومت طالبان گفته بود که گروه دولت اسلامی معروف به داعش در افغانستان تا حد زیادی سرکوب شده است. این وزارت خانه در پیامی توئیتری آورده است که نگرانی کشورهای همسایه در مورد داعش جدی نیست. همچین در این پیام آمده که داعش تا ۹۸ درصد در افغانستان نابود شده و دیگر تهدید محسوب نمی شود.  این در حالی است که سازمان های مختلف از تقویت داعش در افغانستان ابراز نگرانی می کنند. در همین رابطه سازمان عفو بین الملل از جامعه جهانی خواسته که داعش را تهدید جدی برای افغانستان بداند. خواسته ای که در پی حملات مرگبار اخیر از سوی سمیرا حمیدی مسئول بخش جنوب آسیای سازمان عفو بین الملل مطرح شد.

اما طالبان علی رغم این اظهارنظرها و واقعیت های عینی همچنان مدعی هستند که این گروه شکست خورده است. ذبیح الله مجاهد، سخنگوی حکومت طالبان به رادیو آزادی گفت: بدون شک داعش شکست خورده و سرکوب شده است. انفجار در مسجد، بمب گذاری در مکتب و مین گذاشتن همه نشانه شکست و ضعف است. داعش هیچ جا جبهه ندارد، حضور ندارد و سندی هم از حضور داعش وجود ندارد. از طرف دیگر، به اعتقاد تحلیلگران علاوه بر اینکه در این هشت ماه داعش تقویت شده بازگشت طالبان از همان ابتدا نیز زمینه این رشد را فراهم کرده بود.  به طور مثال، بازرس ویژه ایالات متحده برای افغانستان (سیگار) با نشر گزارشی گفته است که طالبان در ماه اوت ۲۰۲۱ با تصرف کابل، دروازه زندان امنیت ملی را گشودند که در نتیجه آن صدها نیروی داعش از بند آزاد شدند. به گفته بازرس ویژه ایالات متحده، این اقدام هم زمان با حمله به میدان هوایی کابل رخ داده است. رویدادی که در آن دست کم ۱۷۰ شهروند افغانستان و ۱۳ سرباز امریکایی جان باختند.

  اما به طور کلی به نظر می رسد که داعش از همان روزهای نخستین به دست گرفتن قدرت در کابل در ماه اوت و با حمله به فرودگاه کابل در ۱۸ اوت جنگ جدی خود با طالبان را آغاز کرده است.. جنگی که با دو هدف بی ثبات ساختن افغانستان از یک سو و به چالش کشیدن توانایی طالبان در مدیریت کشور از سمت دیگر پررنگ تر شده است. به طوری که از ۱۸ سپتامبر تا ۲ نوامبر داعش خراسان مدعی اجرای ۶۸ عملیات شده است. ۵۹ عملیات در افغانستان و ۹ عملیات هم در استان خیبرپختونخواه در پاکستان. بیشتر این حملات اما در شرق افغانستان و در استان ننگرهار صورت گرفته است. همچنین ۷ حمله در کابل، ۶ حمله در کنر، ۳حمله در پروان، ۱ حمله را در قندز و ۱ حمله را در قندهار یکی از مراکز اصلی قدرت طالبان به گرفته است. اما بیشتر این حملات یا مستقیماً اعضای طالبان را هدف گرفته اند که شامل بمب های کنارجاده ای،تیراندازی و همچنین دو مورد سربریدن می شوند و یا هم غیرمستقیم منافع طالبان مانند تانکرها. همچنین در این دوره ی مشخص حداقل ۸۶ عضو طالبان را کشته است. در همین رابطه این گروه در تاریخ ۳ اکتبر  به یک مراسم فاتحه(مراسم فاتحه مادر ذبیح الله مجاهد، یکی از سخنگوهای امارت اسلامی) طالبان در اقدامی تازه از یک بمب گذار انتحاری علیه این گروه استفاده کرد. دو حمله بزرگ دیگر نیز در جریان نماز جمعه به مساجد شیعیان را نیز پس از این انجام دادند. یکی روز ۸ اکتبر و دیگری ۱۵ اکتبر که به کشته شدن تعداد زیادی نمازگزار منجر شد. حمله دوم در قندهار صورت گرفت و نخستین باری بود که داعش به زادگاه معنوی طالبان حمله میکرد. این اقدامات اما در راستای اظهارنظرهای داعش و انکار مقامات طالبان از قدرتمندتر شدن این گروه پس از تغییر قدرت در افغانستان است که اعلام کرده بود نیروهایش برای مرحله جدیدی از افغانستان آماده می شوند. حملاتی که از زمان طالبان به نظر می رسد نمود عینی این ادعا هستند. درواقع، داعش از بازگشت طالبان به قدرت برافروخته شد و این گروه را به همدستی با ایالات متحده برای حذف جهادی های واقعی از منطقه متهم می کند و وعده داده است که به فعالیت های خود در این کشور  ادامه دهد(بی بی سی فارسی،۱۴۰۰).

پیش زمینه ای از رویاروییِ طالبان و داعش ولایت خراسان

اما این رویکرد خصمانه مختص پس از سقوط افغانستان نیست. طالبان که برای نخستین بار در سال ۱۹۹۴ در طول جنگ داخلی افغانستان به شهرت رسید، صفوف آنها عمدتا از طلاب/طلبه هایی تشکیل شده بود که بسیاری از آنها مبارزان مقاومت مجاهدین بودند؛ کسانی که در دهه ۱۹۸۰ در برابر اشغال کشور توسط اتحاد جماهیر شوروی جنگیدند. طالبان، یک جنبش اسلامگرای بنیادگرای دیوبندی که از مناطق پشتون نشین شرق و جنوب افغانستان و شمال پاکستان سرچشمه می گیرد؛ توسط ملا محمد عمر رهبری می شد و تا سپتامبر ۱۹۹۶ ابتدا ولایت هرات و سپس کل کشور را فتح و رژیم برهان الدین ربانی را سرنگون کرد، پس از آن امارت اسلامی افغانستان را تأسیس و قندهار را پایتخت کرد. اما حکومت آنها توسط نیروهای ائتلاف به رهبری ایالات متحده در دسامبر ۲۰۰۱ به پایان رسید. از آن زمان، جنگجویان طالبان به ‌عنوان شورشی مستعد مجدداً دسته بندی و گروه ‌بندی شده و به مبارزه برای بازپس ‌گیری افغانستان از نیروهای حافظ صلح ایالات متحده ادامه دادند. در همین حال، داعش نیز برای اولین بار توسط جهادگر اردنی ابومصعب الزرقاوی در سال ۱۹۹۹ تشکیل شد و پس از بیرون راندن نیروهای عراقی از شهرهای کلیدی در غرب کشور در سال ۲۰۱۴ -با اعلام خلافت جهانی- به شهرت جهانی رسید. اما داعش در ژانویه ۲۰۱۵، شاخۀ داعش ولایت خراسان را در ولایت ننگرهار در شرق افغانستان تشکیل و فعالان جدا شده از طالبان را جذب کرد. تشکیل داعش ولایت خراسان موجب شد تا ملا اختر محمد منصور رهبر طالبان در نامه ای به ابوبکر البغدادی همتای خود در داعش بخواهد که از جذب نیروهای ناراضیِ طالبان دست بردارد و همچنین استدلال کرد که هر جنگی برای اهداف مشابه آنها در افغانستان باید تحت رهبری طالبان انجام شود. از آن زمان و در سال های ۲۰۱۵، ۲۰۱۷ اختلافات و درگیری های دو طرف تشدید شد. بر اساس تحلیل ها، داعش ولایت خراسان و طالبان در بیش از یک سوم ولایات افغانستان با هم درگیر بوده اند و بدترین این درگیری ها اغلب در مناطقی رخ داده که رهبران طالبان یا فرماندهان وابسته به طالبان بیرق خود را برای پیوستن به سمت داعش تغییر دادند. اما در فوریه ۲۰۲۰، دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق ایالات متحده توافقنامه صلح مشکوک خود را با طالبان در دوحه قطر امضا کرد که بر اساس آن طالبان متعهد شد که سایر گروه های افراط‌ی اسلام ‌گرا از جمله داعش را از کشور دور نگه دارد که این خود به تشدید و تقویتِ رویارویی های دو گروه دامن زد. (Sommerlad,2021)

تفاوت اساسی طالبان با داعش چیست؟

طالبان و داعش هر دو گروه‌ های تندرو اسلام‌ گرای سنی هستند که به دنبال تشکیل دولت ‌های مستبد و دگمِ خود تحت قوانین سخت گیرانه از شریعت بوده و آماده استفاده از خشونت برای رسیدن به هدف خود می باشند. جدا از شباهت های کلی چون تفسیر هر دو گروه به فرقه سلفی اسلام؛ تعارض هر دو با تمدن مدرن، برابری زن و مرد، کثرت گرایی، حقوق بشر، آزادی بیان، جامعه مدنی و سایر ارزش های مدرن؛ استفاده از خشونت و سرکوب؛ ترس و ارعاب به عنوان یک استراتژی؛ و توجیه وسیله برای هدف؛ باید گفت تفاوت های این دو گروه می تواند نقاط مورد توجهی برای بررسی اختلافات و تعارضات فی مابین باشد. تفاوت هایی که محمد محق، نویسنده و پژوهشگر دینی در مطلبی در همین راستا چنین تشریح ساخته است:« ۱) ساختار قبیله ای: طالبان از آغاز به کار خود بر عنصر قبیله ای متمرکز بوده است. اما برخلاف طالبان، داعش تلاش کرده است که الگوی صدر اسلام را به نمایش بگذارد و رتبه ها و مناصب رسمی آن بین تعداد زیادی از قومیت های مختلف تقسیم شده است. از جمله سرکردگان و افسران داعش عرب، کرد، ترکمن، چچن، ازبک، قزاق، تاجیک و سایر ملیت ها هستند. ۲) طالبان دیدگاه خصمانه ای نسبت به آموزش مدرن دارند. در این زمینه داعش از طالبان پیشروتر بوده است. این گروه تعلیمات اسلامی را افزایش داده، اما به آموزش مدرن، حداقل در بخش علوم طبیعی مخالفتی نشان نداد». همچنین آنگونه که دکتر غلام احیا حسینی در مقاله “طالبان یا داعش: بدون با نبودن” مطرح کرده است؛ «آموزه های فکری و ارزشی قوم پشتون مهمترین پشتوانۀ اجتماعی جنبش طالبان است و با این دیدگاه از جنبش طالبان نمی توان به عنوان یک نهضت فرامرزی یاد نمود. اما داعش در فعالیت های خود رویکردی بین المللی داشته و با شعارهای جذاب خود توانسته شبکه ای از مسلمانان افراطی را در سراسر جهان ایجاد کند. اما این رویکرد با آرمان و هدف طالبان که فقط حوزۀ فعالیت خود را در افغانستان اعمال کرده و استقرار امارت اسلامی در افغانستان از اهداف اصلی این گروه بوده است و هیچگاه یک آرمان جهانی و بین المللی مدنظرشان نبوده، سازگاری ندارد».

به هرروی شاید بتوان گفت گرچه داعش ولایت خراسان و طالبان هر دو به ویژه به لحاظ ایدئولوژیک و در مباحث خلافت و دامنۀ فعالیت (ملی/جهانی) تفاوت هایی دارند، لیکن هر دو گروه به واسطۀ تعصب و تمایل بر پیاده سازی دکترینِ مد نظرِ خود از اسلام و حذفِ خشونت آمیزِ موانع موجود بر سر اهدافشان، در ردۀ گروه های افراطی قرار داشته اند. لیکن نرمشِ نسبیِ طالبان با گذشتِ زمان و پیشروی تقریبا تطابق یافته با اهدافیِ به روز شده، زمینه هایِ تبدیلِ این گروه غیر دولتیِ رادیکال به بازیگری دولتی را فراهم ساخته است، چنانچه به نظر می رسد این گروه با تخفیف برخی موازین و آموزه های طالبانی برای دستیابی به هدفی بزرگتر-یعنی مشروعیت در قالب بازیگری رسمی-، به اولویت بندی هایی دست زده اند. لیکن داعش که همچنان ستایشگرِ وجهۀ افراطی و بنیادگرای خود برای برپاییِ خلافتی جهانی بوده است؛ از همین نقطه با طالبان نزاع و برخورد یافته، به گونه ای که برای تضعیف و حذف طالبان نیز برآمده است. بنابراین، اگر تا پیش از این شاهد رقابت های مقطعی این دو گروه به واسطۀ عواملی چون نیروگیری از اعضایِ دیگری یا اختلافاتی ایدئولوژیک بودیم، امروزه با قدرت یابیِ مجدد طالبان، شاهد تحولاتی در روندِ رقابت دو گروه مذکور و شدت یافتنِ این جریان به ویژه با فعال گرایی داعش جهت تضعیف طالبان هستیم. داعش ولایت خراسان با تشدید حملات تروریست تلاش دارد تا رقیب دیرینه خود طالبان را به عنوان همدستان غیرقانونی با غرب معرفی کند که قادر به تامین امنیت نخواهد بود. بدین تریب ماهیت درگیری و اختلافات این دو گروه نیز احتمالا تغییر می‌ کند؛ زیرا داعش ولایت خراسان با طالبان افغانستان به‌ عنوان یک بازیگر دولتی برخورد خواهد داشت که اعتبار آن می ‌تواند در سطح داخلی و بین ‌المللی تضعیف شود. داعش ولایت خراسان طالبان افغانستان را هم به عنوان رقیب استراتژیک خود در چشم انداز یک گروه شبه نظامی اشباع شده و هم به عنوان مخالفی ایدئولوژیک می بیند. این امر تلاش ‌های طالبان برای تشکیل امارتی اسلامی بر اساس مرزهای ملی، که مستقیما با دیدگاه دولت اسلامی برای خلافت جهانی مخالف است را لکه ‌دار و بی اعتبار می ‌سازد. علاوه بر این، داعش ولایت خراسان جنبه هایی از ایدئولوژی و شیوه های حکومتی طالبان را بدعت دانسته و خود را تنها بازیگر مشروع جهادی در منطقه می داند. داعش ولایت خراسان همچنین تلاش خواهد کرد تا از صفوف طالبان نیروهایِ خارج شدۀ بیشتری را جذب کند و این امر طالبان را در معرض خطر از دست دادن اعضا و حامیان تندرو خود، پیوستن آنها به داعش، درزِ اطلاعات و دانش عملیاتی به رقیب، و فراهم آمدن فرصتی برای نفوذ گسترده تر در صفوف طالبان قرار می دهد. داعش ولایت خراسان همچنین سعی خواهد کرد از سایر گروه های جهادی، هواداران سلفی-جهادی، هزاران جنگجوی خارجی که درحال حاضر در افغانستان هستند و همچنین بسیاری دیگر که احتمالا در ماه ها و سال های آینده به این کشور سفر کنند، نیروگیری کند. همچنین در بلندمدت، احتمالا تلاش خواهد کرد تا جاه طلبی های ارضی خود را از طریق فعالیت های نفوذ مجددا تقویت کند. این فعالیت ها شامل پیام ‌های تبلیغاتیِ مجازی و میدانی و شیوه ‌های اجباری مانند اخاذی از غیرنظامیان است (JADOON,2022).

اقلیت های مذهبی قربانیان اصلی نزاع جهادگرایان در افغانستان

 اما در این میان آنچه مهم به نظر می رسد این مسئله است که داعش با نیت به چالش کشیدن طالبان، گروه های اقلیت مذهبی را ابزاری مهم برای رسیدن به این هدف می دانند. هرچند این گروه دشمنی دیرینه با اقلیت های مذهبی و قومی از جمله شیعیان و هزاره ها در افغانستان دارند، داعش با حمله به مراکز مذهبی و مناطقی که اقلیت های مذهبی در آن حضور دارند جنگ تازه ای را هم علیه طالبان و هم برضد گروه های اقلیتی در افغانستان به راه انداخته اند. درواقع، حملات ویرانگر برای کشوری که در سراشیبی سقوط اقتصادی قرار دارد و با بحران های سیاسی مختلف دست و پنجه نرم می کند، کشور را بی ثبات تر می کند و این تردید را بیشتر که آیا طالبان می توانند از مردم افغانستان به ویژه اقلیت ها در برابر خشونت و ترور محافظت کنند؟ از طرف دیگر، هرچند مشخص نیست که آیا شاخه خراسان داعش پشت همه این حملات است یا خیر اما این دست حملات نشان می دهد که طالبان بر وضعیت امنیتی افغانستان آنقدر که پس از خروج امریکا از افغانستان ادعا کردند، کنترل ندارند ازطرف دیگر، هم طالبان و هم داعش شاخه خراسان گروه های تندرو سنی محسوب می شوند و به تفسیری دقیق از ایدئولوژی این فرقه پایبند هستند که مسلمانان شیعه را مرتد یا بی ایمان می دانند. در حالی که طالبان سابقه هدف قرار دادن شیعیان افغانستان را دارند، این گروه در پیش از تسلط خود موافقت کرد که اقلیت ها تحت حکومت جدید طالبان محافظت شوند. با این حال با وجود وعده های طالبان که گفته بودند از تمام گروه های قومی محافظت خواهند کرد، این گروه مسئول کشته شدن ده ها هزار در هشت ماه گذشته و همچنین جا به جایی اجباری گسترده مردم هزاره است. در همین رابطه، اسفندیار میر، کارشناس ارشد موسسه صلح ایالات متحده معتقد است که حکومت طالبان نه تنها مستقیما مردم هزاره را تهدید می کند، بلکه نمی تواند یا نمی خواهد از آنها و سایر اقلیت ها در برابر حملات گروه های دیگر محافظت کند. همچنین آقای میر معتقد است که: اگرچه طالبان نوعی سرکوب داعش را آغاز کرده اند اما این گروه نتوانسته اند به طور معنی داری فعالیت زیرزمینی داعش را در اکثر نقاط کشور که قبل از تسلط طالبان در آنجا مستقر و عملیاتی بود، محدود کند. میر گفت که برخی سرکوب های ناموفق که در آن طالبان افراد بیگانه را به عنوان اعضای داعش شاخه خراسان معرفی کردند، ممکن است درواقع نتیجه معکوس داشته باشد و مردم را به سمت داعش سوق داده و منجر به این شود که داعش تنها گزینه مناسب برای تعلق یا اعمال احساس قدرت برای بسیاری از افغان ها باشد(loanes,2022).  اما در نهایت، آقای میر معتقد است که هدف داعش از این حملات: نخست، اقلیت های به ویژه شیعیان هزاره و سپس نوع غلط «سنی ها» هستند. مانند کسانی که در خانقاه مسجد مولوی سکندر عبادت می کنند. هدف دوم، مقامات بلندپایه طالبان به ویژه در ولایات شرقی کنر و ننگرهار هستند، جایی که پایگاه پشتیبانی داعش شاخه خراسان در آن قرار دارد. داعش خراسان سعی خواهد کرد مقامات بلندپایه طالبان را هدف قرار دهد تا به رهبری ضعیف طالبان ضربه بزند و ناتوانی این گروه در محافظت حتی از مقامات خود را نشان دهد.

اما متاسفانه باید گفت به نظر می رسد حتی با تغییر حکومت ها در افغانستان، اقلیت های قومی به ویژه هزاره های افغانستان همواره در تیرس آتش جنگ قرار دارند. این داستان به طور دقیق تر از جایی شروع شد که در سال ۱۹۹۳ جنگ قدرت بین جناح های افغانستان به جنگ قومی وحشیانه تبدیل شد. در کابل، گروه های بزرگ مجاهدین علیه طبقات فرودست هزاره متحد شدند. به طوری که گزارش هایی تکان دهنده ای از رفتار نامناسب در برابر این گروه ها وجود دارد. در دو دهه گذشته نیز اقلیت های مذهبی به ویژه هزاره های افغانستان در هدف نسل کشی قرار گرفته بودند که تا کنون نیز ادامه دارد. به گونه ای که ماه هاست که خشونت بی وقفه داعش علیه جامعه عمدتاً شیعه هزاره، بسیاری را به این فکر واداشته است که آیا نسل کشی جدیدی در راه است؟ که در پاسخ می توان گفت که داعش از منبع عمیق تنفر قومی-مذهبی در افغانستان برای کسب مشروعیت استفاده می کند.

اما به طور کلی باید گفت که کشتن هزاره ها ابداع داعش نیست. در سال ۱۹۹۸ در حالی که هزاره ها در مزارشریف سلاخی شدند، ملا عبدالمنان نیازی فرمانده طالب خطاب به نیروهای خود گفت: هزاره ها هرکجا پنهان شوند در چنگال ما خواهند بود. اگر به آسمان بروند پاهای آنها را خواهیم گرفت، اگر در خاک فروروند، گوش آنها را می کشیم. هزاره ها مسلمان نیستند. شما می توانید آنها را بکشید. این کار گناه نیست. از طرف دیگر، رهبران داعش از همان ابتدای پیدایش خود، به دنبال سود بردن از اختلافات قومی و مذهبی برای تحکیم اقتدار خود بودند.در نهایت باید گفت؛ هنوز هم مشخص نیست که مبارزه قدرت در پشت مبارزات ضد هزاره چگونه ممکن است انجام شود(SWAMI,2022).

به عبارت بهتر، نزاع قدرت و جنگ بین طالبان و داعش به عنوان دشمن سرسخت های اقلیت های قومی در افغانستان منجر به کشتار گسترده اقلیت های قومی و مذهبی هزاره و سایرین در افغانستان خواهد شد امری که این نگرانی را دامن خواهد زد که جنگ ابدی افغانستان هنوز ادامه دارد و مسیر آن طولانی است.

درنهایت، باید گفت که در میانه این جدال جهادگرایی در افغانستان این مردم اند که قربانیان اصلی هستند. به عبارت دیگر، شهروندان افغانستان بین طالبان زن ستیز و داعش شاخه خراسان گیرافتاده اند. هردوگروهی که مخالف ترقی، پیشرفت، آزادی و تحصیل و آموزش هستند. در همین رابطه، مدیر امنیت بین المللی بنیاد آسیا و اقیانوسیه در مصاحبه ای با ای بی سی نیوز گفت: هرکسی که تحصیل کند، هدف آنهاست. پسران یا دختران. این ها برخی از وحشتناک ترین حملات به کودکان مدرسه در چند سال گذشته است. هیچ چیز جدیدی وجود ندارد جز اینکه بدبختی بیشتری را برای مردم افغانستان به ارمغان آورده که در کابوس بین طالبان زن ستیز و از سوی دیگر شاخه خراسان داعش قرار گرفته اند. درواقع مردم طالبان بین این جنبش های بومی که هرچند از نظر ایدئولوژیکی شبیه هم هستند اما در ظاهر دشمن به نظر می رسند، گیرمانده اند».  درواقع، همچنان قربانیان اصلی شهروندان افغانستان هستند. به طوری که  بر اساس گزارش نهاد اقتصاد و صلح، افغانستان همچنان در فهرست کشورهای آسیب دیده از تروریسم قرار گرفته است. چنانکه در این گزارش آمده است در نتیجه فعالیت های تروریستی در سال ۲۰۲۱، بیست درصد تلفات تنها مربوط به مردم افغانستان که بیش از نیم آنان غیرنظامیان اند. بر اساس این گزارش در سال ۲۰۲۱ میلادی ۸۳۷ رویداد تروریستی در افغانستان انجام شده که در نتیجه ۱۴۲۶ تن کشته و ۲۱۹۹ تن زخمی شده اند. همچنین در این گزارش به وضعیت نامشخص امنیتی و احتمال جنگ بین داعش و طالبان نیز اشاره شده است. اما در نهایت، باید گفت پایانی که داعش برای امارت اسلامی می خواهد، سرنگونی آن است.پروژه ای که به دلیل بحران اقتصادی شدید در افغانستان، ناامیدی در میان جنگجویان این گروه از اینکه پیروزی هیچ پاداش مادی به همراه نداشته است و شکاف در درون طالبان در حال افزایش است. داعش همچنین، از حمایت گروه بزرگی از جهادگران جوانی برخوردار است که دریافته اند در حالی که سقوط کابل به طالبان مقام و منزلت بخشیده اما هیچ رتبه و درجه ای برای طالبان به ارمغان نیاورده است. برای این گروه داعش چشم انداز جنگ دائمی و بنابراین، معیشت دائمی را ارائه می کند. با این حال، اینکه جنگ به نفع کدام گروه تغییر پیدا خواهد کرد شاید اندکی دشوار به نظر می رسد اما آنچه واضح و روشن است سوختن افغانستان در میانه قرائت های مختلف از اسلامی است که هریک تلاش می کنند لباس خود را به تن زخمی این کشور بپوشانند.

منابع

لامی، مینا، براون، پل(۱۴۰۰)، « داعش تنها یک دردسر ساده برای طالبان نیست»، بی بی سی فارسی، قابل دسترس در: https://www.bbc.com/persian/afghanistan-59174841

SWAMI,PRAVEEN(2022), “The forever war in Afghanistan is nowhere near its end. Now IS indulging in ethnic warfare”, The forever war in Afghanistan is nowhere near its end. Now IS indulging in ethnic warfare (theprint.in).

Loanes,Ellen(2022), “Deadly attacks on Afghan minorities show the Taliban isn’t keeping its promises”, As attacks on Afghan minorities ramp up, the Taliban clearly fails to keep its promises – Vox

JADOON, AMIRA; ANDREW MINES & ABDUL SAYED, (2021), “The evolving Taliban-ISK rivalry”, https://www.lowyinstitute.org/the-interpreter/evolving-taliban-isk-rivalry

Sommerlad, Joe, (2021), “What is the difference between the Taliban and Isis?”, https://www.independent.co.uk/asia/south-asia/taliban-isis-difference-afghanistan-b1911634.html

 

 

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا