سر تیتر خبرهاسیاستطالباننخستین خبرهایادداشت ها

مواضع متناقض سران سیاسی-نظامی طالبان و تظاهر در رفع اختلافات درون گروهی

۲۵ ثور (اردیبهشت) ۱۴۰۱ – ۱۵/ ۵/ ۲۰۲۲

با عزمِ راسخ طالبان برای باقی ماندن در قدرت و حفظ فرصتِ دست داده جهت پیاده سازیِ حکومتی ماندگار، مستقل و مطلوبِ خود، به نظر می رسد دفعِ هر گونه تهدیدهای احتمالی ناشی از تنش و اختلافات داخلی، و در نطفه خفه کردنِ تمایلاتِ تجزیه طلبانۀ درون گروهی، مهمترین گام در سیاست های مرتبط با ساختاری متحد از هستۀ رهبری طالبان و تعیین جایگاه شخصیت های نافذ و برجسته در میان سران این گروه بوده است.

گرچه قدرت سازمانی طالبان در توان نظامی آنها نهفته است؛ اما شاید بتوان گفت ایدئولوژی فوق محافظه کارانۀ آنها، طرز فکر قرون وسطایی، و ترس از مغلوب شد در برابر رقبای خود در جنگ روایی، مانعی برای عملکرد یکسان و مؤثر در جبهاتِ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بوده است. از زمانِ مذاکرات دوحه، و حتی پیش از آن به نظر می رسید بحثی داخلی در درون طالبان و بین دسته های سیاسی-نظامی این گروه وجود داشت. تندروها (دستۀ نظامی) -سراج الدین حقانی و ملا یعقوب- به ترتیب مسئولیت وزارتخانه های داخله و دفاع را بر عهده گرفته اند که این وزارتخانه ها محوری متمرکز در اجرای سیاست های مرتبط احکام طالبان در سراسر افغانستان هستند.

اما در جبهۀ دیگر، میانه‌ روها (دستۀ سیاسی) توسط عبدالغنی برادر، معاون سیاسی رییس ‌الوزرای طالبان، یکی از بنیانگذاران گروه طالبان و رئیس سابق دفتر سیاسی طالبان در دوحه رهبری شدند. امیرخان متقی وزیر امور خارجه نیز در همین اردوگاه قرار داشته و اکنون وزیر خارجه از دولتِ تماما مردانه، غیرفراگیر و یکدستِ طالبان است. با این حال، این واقعیت که هیچ یک از این اختلافات باعث نشده تا جناح ‌های درون طالبان به گسستی آشکار تن دهند، نشان‌ دهندۀ موفقیت تقریبا نسبیِ طالبان در ایجاد اجماعی کلی میان صفوفشان است.

شاید بتوان گفت، طرح و سیاستی که طالبانِ امروز برای محو و سرکوبِ هر گونه شکاف و یا دفعِ تنشی داخلی پیش گرفته اند، درکی سازمان یافته و جهت دهی شده از اولویتِ برپاییِ حکومتی متحد نسبت به ترجیحاتِ گروهی، قومی و یا فکری است؛ هرچند اختلافات داخلی همچنان به قوت خود پابرجاست. بنابراین با وجود برخی گسست ها، به نظر می رسد ساختار سازمانی آنها از سال ۲۰۰۲، زمانی که ملا عمر، شورای رهبری طالبان را تشکیل داد، به شکلی به روزتر تکامل یافته و قویا درصدد پنهان ساختن اختلاف عقیده و عملکرد سران آن هستند.

اما به هر روی در بطنِ دیدگاه و مواضع هر یک از سران طالبان به ویژه شخصیت های ارشد آن (در اینجا، سراج الدین حقانی، ملابرادر، ملایعقوب و امیرخان متقی) اختلاف نظر وجود داشته و دارد. اگر بگوییم طالبان دارای بدنه ای یکپارچه و کاملا همسو می باشد، امری نادرست و گمراه کننده است. لیکن اینکه تا چه حد این گروه ها –با اهداف و وابستگی های ایدئولوژیک، سیاسی، مالی و قبیله ایِ متفاوت– همسو با یکدیگر و تحت دیسیپلینی خاص کار کرده و تا چه زمان منسجم پش می روند، مشخص نیست.

اختلافات داخلی در صفوف سیاسی-نظامی طالبان از گذشته تا کنون

طیفی از جناح‌ های مختلف در درون طالبان وجود دارد که توسط گروه‌ هایی با منافع متفاوت اداره می ‌شوند؛ اما در این میان شاید بیشترین اختلاف داخلی در میانِ ملابرادر، ملا یعقوب و سراج الدین حقانی سربر آورده باشد. حتی نشست قندهار در فروردین ۱۴۰۱ نیز گامی به سوی حل و فصل این تنش ها از طریق رهبر طالبان بود. همان گونه که وب سایت اطلاعات روز نیز به خوبی اشاره کرده است، با تسلط بر افغانستان، تقریبا طالبان در محوریت این سه فرد «پشتون» جمع شده ‌اند.

پس از اعلام کابینۀ طالبان در ۷ سپتامبر ۲۰۲۱، ملا برادر تا چند هفته در نشست ‌های‌ تصمیم ‌گیری شورای وزیران در کابل غایب و به قندهار رفته بود. به نظر می رسید این رویکر ملا برادر از نارضایتی وی نشات می گرفت. اما پس از انتشار اخباری در مورد اختلاف شدید ملا برادر با شبکه حقانی، او در پیامی ویدیویی اعلام کرد که: «ما باهم اختلاف نداریم، بلکه به ‌عنوان اعضای یک خانواده، با هم شفقت و مهربانی داریم.» بدین ترتیب او پس از این پیام به کابل آمده و کارش را به‌ عنوان معاون رییس ‌الوزرای طالبان ادامه داد. درنتیجه به نظر می رسد آنچه شاهدیم، تلاشِ اساسی و سازمان یافتۀ طالبان جهت دفع تحرکات داخلی و مرتفع ساختن اختلافات موجود است.

در همان عنفوانِ روی کار آمدن طالبان در اوت ۲۰۲۱، برخی ناظران سیاسی براین عقیده بودند در حالی که طالبان زنجیره فرماندهی نظامی خود را به یک ساختار حکومتی برای افغانستان تبدیل می ‌کند، اتحادها و پیکربندی‌ های قبیله ‌ای که دو جناح رقیب طالبان را در سال ‌های اخیر کنار هم نگه می ‌داشتند، اکنون در حال امتحان پس دادن و محک خوردن هستند.

پس از مرگ ملا محمد عمر، بنیانگذار طالبان در سال ۲۰۱۳، اختلافات و تقسیماتی جناحی بین شورای رهبری طالبان موسوم به “شورای کویته” و فرماندهان شبه نظامی در شرق این کشور آغاز شد. نتیجۀ این امر صف بندی مجدد گسترده در میان گروه های طالبان در سراسر افغانستان و پاکستان بود -به ویژه بین گروه های تندرو مانند شبکه حقانی که در پیِ تشدید جنگ و رهبران میانه روتر طالبان که به دنبال مصالحه با کابل و اسلام آباد بودند.

اما نشانه ‌های این شکاف در ماه مه سال ۲۰۱۴ آشکار شد؛ زمانی که سراج الدین حقانی، رهبر شبکه حقانی، به پیروان خود فرمان داد تا از دستورات شورای کویته اطاعت نکنند. در همین حال، پسر ارشد ملا عمر، ملا محمد یعقوب نیز، به دنبال حمایت از متحدانش در شورای کویته بود تا جاه طلبی شخصی خود برای تبدیل شدن به رهبر عالی بعدی طالبان را محقق سازد. با مخالفت حقانی با ایده ملا یعقوب به عنوان رهبر عالی، به نظر می رسید که طالبان در آستانه فروپاشی قرار دارد. اما این شکاف، حداقل به طور موقت، با مصالحه و سازش در زنجیره فرماندهی جدید طالبان حل و فصل شد.

بدین ترتیب سه پست معاونت رهبری، زیر نفوذ و تسلطِ رهبر عالی طالبان اما بالاتر از شورای کویته ایجاد شد. ملا یعقوب معاون رهبر عملیات نظامی در ۱۳ ولایت تعیین شده به عنوان “منطقه غربی” طالبان منصوب شد. این مناطق شامل قندهار، پایتخت سنتی طالبان بود. سراج الدین حقانی نیز به عنوان معاون رهبری ناظر بر عملیات نظامی در ۲۱ ولایت “منطقۀ شرقی” طالبان معرفی شد. اما پست معاونت سوم رهبری برای عبدالغنی برادر یکی از بنیانگذاران طالبان، عضو شورای کویته ایجاد شد. او در سال ۲۰۱۸ به درخواست ایالات متحده از زندان پاکستان آزاد و سپس مسئولیت امور سیاسی طالبان و دفتر سیاسی آن در دوحه را به عهده گرفت.

اما با وجودِ کاهش تنش ‌های ناشی از سلسله فرماندهی اصلاح ‌شده طالبان، بازهم نشانه ‌هایی از شکاف بین شبکه حقانی و شورای کویته پس از امضای توافق صلح با ایالات متحده در دوحه توسط تیم مذاکره‌کننده ملا برادر (فوریه ۲۰۲۰) ظاهر شد. بنابراین در اوایلِ قدرت یابی مجدد طالبان و از آنجایی که شبکه حقانی کابل را کنترل و ملا یعقوب قندهار را در دست داشت، بیمِ این نگرانی می رفت که دولت طالبان در آینده یک جناح قندهاری طرفدار افغانستان و یک جناح حقانی حامی پاکستان داشته باشد. (Synovitz, 2021)

نگاهی کلی به دلایل خصومت سراج الدین حقانی و ملا یعقوب

سراج الدین حقانی، پسر جلال الدین حقانی یکی از رهبران شناخته شده مجاهدین در جنگ علیه شوروی سابق، و رئیس گروه شبه نظامی موسوم به شبکه حقانی می باشد که به طالبان وابسته است و در پسِ برخی از مرگبارترین حملات در جنگ دو دهه ای کشور نقش داشته است. بر خلاف طالبان، شبکه حقانی توسط ایالات متحده به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی معرفی شده است. همچنین روابط نزدیکی با القاعده دارد.

اما ملا یعقوب پسر ملا محمد عمر رهبر پیشین طالبان، تا پیش از مرگ پدرش چندان شخصیت شناخته شده ‌ای به شمار نمی ‌رفت و بعد از آن بود که در سال ۲۰۱۵ به شورای رهبری طالبان راه یافت. به گفتۀ فرود بیژن، او فارغ التحصیل برخی مدارس علمیه تندرو در شهر بندری کراچی پاکستان بود، جایی که خانواده اش از زمان تهاجم به رهبری ایالت متحده به افغانستان و سرنگونی رژیم طالبان در سال ۲۰۰۱ در آنجا ساکن بودند. اما پسر ارشد ملا عمر بودن، جایگاه او را در میان فرماندهان میدانی طالبان و درجه داران این گروه افزایش داد. لیکن جدا از این مسئله، تلاش وی برای میانه رو و انعطاف پذیر نشان دادن طالبان در دید جهانیان، وی را در مقابل شبکه حقانی قرار داد.

نمی توان منکر شد اصطکاک بین شبکه حقانی و جناح قندهاری طالبان وجود دارد همانطور که بین قبایل پشتون و غیر پشتون اختلاف وجود دارد. چنانکه همگی برای دریافت سهم خود در دولت افغانستان می جنگند.

به اعتقاد ویلیام دالریمپل، مورخ و متخصص رقابت های قبیله ای، پویایی های تغییر و تحول در بدنۀ مقامات ارشد طالبان به ساختارها و وفاداری های قبیله ای و رقابت دیرینِ قبایل پشتون متکیست. به باور وی، ” این گونه نیست که تقسیمات قبیله ای دائمی وجود داشته باشد. اتحادها و سوگندهای وفاداری می توانند ماه به ماه، هفته به هفته تغییر کنند. اما تقسیمات اساسی کاملا واضح و روشن است.”

دالریمپل نتیجه می‌گیرد که «خط گسل» کلیدی مربوط به آنچه بعدا درون رهبری طالبان روی خواهد داد، رقابت قدیمی قبایل پشتون بین طایفه ‌های درانی و غیلزی است؛ رقابتی که از قرن ‌ها پیش از طالبان پیش می ‌رود. اما در ادامه به مهمترین دلایلِ وجود و ظهور خصومت میان سراج الدین حقانی و ملا یعقوب که زمینه سازِ تفاوت دیدگاه های آنها نیز می باشد، اشاره خواهیم داشت:

۱) مداخله پاکستان: جناح قندهار از طالبان به رهبری ملا یعقوب از دخالت پاکستان در امور داخلی افغانستان و عملکرد حکومت طالبان ناراضی بوده است. چراکه به باور قندهاری ها، اسلام آباد تلاش داشته تا با حمایت از شبکه حقانی، رژیم جدید افغانستان را تحت کنترل خود نگه دارد. از آنجایی که حقانی ها روابط نزدیکی با پاکستان دارند، از این رو به عنوان نمایندگان پاکستان و آی اس آی دیده می شوند.

۲) حمایت از گروه های جهادی خارجی: شبکه حقانی با سوابق خود در حمایت از جهاد برون مرزی از نظر ایدئولوژیکی و عملیاتی، با گروه های جهادی جهانی مانند القاعده و دولت اسلامی در افغانستان همسوتر از طالبان است. درحالی که ملا یعقوب قصد ندارد دیگر گروه های خارجی در افغانستان فعالیت داشته و یا پایگاه های خود را ایجاد کنند. زیرا معتقد است که این امر طالبان را بیشتر از جامعه بین المللی منزوی می کند.

به گفتۀ فریدون آژند، ملایعقوب را جزو بخش میانه رو و معتدل گروه طالبان حساب می کنند. او برخلاف سلفش صدر ابراهیم که به کسب برتری با زور باور داشت، با توافق و مذاکره موافق بود. ملا محمد یعقوب حتی به تداوم رابطه با هند و دیپلماسی نرم با این کشور هم تمایل دارد. آمریکا و عربستان سعودی به ملایعقوب به عنوان چهره ای که می توان با او مذاکره کرد، می نگرند و عربستان همچنان از او حمایت می کنند.

همچنین «آنتونیو جیوستوزی»، کارشناس طالبان در انستیتوت خدمات متحده سلطنتی در لندن، ملا یعقوب را بخشی از یک اردوگاه میانه رو توصیف کرده که طرفدار پایان جنگ از طریق مذاکره بوده است. به نظر می رسد تحت رهبری ملا یعقوب، طالبان به تعهد خود مبنی بر عدم حمله به نیروهای آمریکایی در حال خروج پایبند بوده است. با این حال، ستیزه جویان نتوانستند به تعهد خود مبنی بر کنار گذاشتن شبکه تروریستی القاعده عمل کنند.

۳) ایدئولوژی مذهبی متفاوت: از نظر ایدئولوژیک، شبکه حقانی به رهبری سراج الدین حقانی تلاش دارد تا طالبان را به یک گروه شبه نظامی سنی تندرو با الهام از تفسیر سلفی از اسلام و تاکتیک های تروریستی گروه جهادی، از جمله تروریسم انتحاری، تبدیل کند. در حالی که در دهه ۱۹۹۰ تحت رهبری طالبان قندهاری، این گروه تحت سلطه افکار اسلامی دیوبندی و طریقۀ فرقه حنفی بود.

۴) منازعات قبیله ای: ساختارهای قبیله ای افغانستان و رقابت های قدیمی قبیله ای پشتون نیز در گسترش شکاف بین این جناح ها نقش دارند. ملا یعقوب از قبیله هوتک است که به نوبه خود شاخه ای از قبیله بزرگتر غلجایی است و عمدتا در جنوب افغانستان مستقر هستند. در حالی که سراج الدین حقانی از طایفه زدران از قبیله غلجایی است. پایگاه قدرت آن در ولایات جنوب شرقی افغانستان مانند خوست و پکتیا است.

۵) مناقشه بر سر رهبری: و در نهایت باید گفت از نظر رهبری، حقانی ها قصد و نیتشان تغییر مرکز قدرت از پایگاه سنتی قندهاری طالبان بوده است. (Rai, 2022)

اختلافات میان ملا یعقوب و ملابرادر

اما از سوی دیگر می توان به بُعدی دیگر از این اختلاف نظر و دیدگاه سران طالبان اشاره کرد. از همان ابتدایِ امر، احتمالِ قوت گرفتن این شکاف وجود داشت که ملا یعقوب فرزند ملاعمر به جای پذیرش عناصر سیاسی به واسطۀ ملا برادر، به آوردن عناصر نظامی به کابینه تمایل داشته باشد. چنانچه ملا یعقوب پیشتر چنین اظهار کرده بود کسانی که در دوحه شرایطی لوکس و تجملی دارند نمی توانند شرایطی را برای کسانی که در جهاد عسکری علیه نیروهای اشغالگر به رهبری ایالات متحده مشارکت داشته اند، دیکته کنند. مقصود وی مشخصا ملا برادر و شیر محمد استانکزی بود که دفتر سیاسی طالبان را از دوحه اداره و با زلمی خلیل ‌زاد، نماینده ایالات متحده، با پاکستان و بریتانیا مذاکره کردند.

بدین ترتیب چندین خط گسل در داخل طالبان با تنش بین ملا یعقوب و حقانی قابل مشاهده بود و بیمِ آن می رفت که این شکاف های به جناح های طرفدار افغانستان و پاکستان در داخل رژیم حاکم منجر شود. اما باید این بُعد از ماجرا را در نظر داشت، درحالی که رهبری طالبان به جای کورکورانه پیش رفتن و اطاعات از دستورات دولت پاکستان، قضاوت و تصمیمات خود را اعمال می کنند؛ شبکه حقانی یک کارخانه تروریستی خانوادگی است که توسط آی اس آی پاکستان کمک و حمایت شده و از طریق افسران ارتش بازنشسته با تمایلات جهادی فعالیت می کند. (hindustantimes, 2021)

به هر روی ملا برادر که دو روز پس از تصرف کابل توسط طالبان وارد قندهار شده است، به نظر می رسید مهره ای مهم برای پست رهبری دولت موقت طالبان باشد. به گفته یک مقام سابق دولت افغانستان، حتی اگر رئیس دولت موقت طالبان نشود، “نقش عمده ای در دولت جدید” ایفا خواهد کرد. او در سال ۱۹۶۸ در ولایت ارزگان به دنیا آمد و در قندهار بزرگ شد که اتفاقا زادگاه طالبان نیز هست. زندگی او با تهاجم شوروی به کشور در دهه ۱۹۷۰ برای همیشه تغییر و او را به یک شورشی تبدیل کرد.

ملا برادر نقش های نظامی و اداری را در رژیم پنج ساله طالبان در افغانستان داشت و نقش معاون وزیر دفاع تا سقوط این گروه شبه نظامی به دست ایالات متحده را ایفا نمود. برادر در سال ۲۰۱۰ توسط نیروهای امنیتی در شهر کراچی در جنوب پاکستان دستگیر و در سال ۲۰۱۸، آزاد شد. متعاقبا در ژانویه ۲۰۱۹ به ریاست دفتر سیاسی طالبان در دوحه منصوب شد، و در چند سال گذشته چهره شناخته شدۀ طالبان بوده و رهبری این گروه را در مذاکرات با ایالات متحده و پس از آن در مذاکرات بین الافغانی به دست داشت.

برادر همچنین در سال گذشته ریاست هیئت‌ های دیپلماتیک طالبان را به چندین پایتخت از جمله مسکو، اسلام آباد، تهران و پکن بر عهده داشت. تا پیش از این غالبا او را مناسب ترین فرد برای رهبری دولت جدید افغانستان می دانستند و یک دلیل مهم برای این امر، تصویرِ “میانه رو” او بود. مشارکت او در تلاش برای حل و فصل سیاسی مناقشه افغانستان به برادر ظاهر رهبری سیاسی به جای رهبری نظامی داده بود. او در اظهارات خود محتاط بود، سعی داشت منطقی جلوه کرده و لحنی محکم اما بدون تقابل داشته باشد.

همچنین او از نزدیکان و دستیاران مورد اعتماد ملا محمد عمر نیز بود. روابط او با عمر به دهه ۱۹۸۰ برمی گردد؛ در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی، این دو بخشی از یک گروه مجاهدین بودند. سپس در سال ۱۹۹۴ ملابرادر به همراه ملاعمر طالبان را تأسیس کردند. به هر حال گرچه برادر توسط برخی امروز به عنوان یک فرد میانه رو دیده می شود، اما او به عنوان بخشی از حلقه درونی پیروِ ملاعمر، معتقدی دیرینه به ایده های بنیانگذار طالبان و ایدئولوژی فوق محافظه کارانه است.

علاوه بر این، پیش از اینکه شخصیت فعلی خود را به عنوان یک مذاکره کننده سیاسی انتخاب کند، فردی نظامی بوده و نقش مهمی در حملات نظامی طالبان داشت، حملاتی که با تصرف خونین کابل در سال ۱۹۹۶ به اوج خود رسید. به گفته برخی ناظران سیاسی، ملا برادر از نادر رهبران طالبان است که در برابر کنترل آی اس آی مقاومت کرده است و این رویکرد وی او را تا حدی در برای حقانی ها قرار داده است. (Ramachandran, 2021)

در همین رابطه اختلافات دیگری بین افراد طالبان مثل ملابرادر و ملایعقوب، ملابردار و شبکه حقانی نیز وجود داشته است. به طور مثال، با حملات هوایی پاکستان در ماه گذشته به افغانستان، اختلافاتی در مورد واکنش به این حمله در بین افراد طالبان وجود داشته است. به طوری که در کنار سلسله اعتراضاتی در سراسر افغانستان در واکنش به این حمله، ملا عبدالغنی برادر، تصمیم اسلام آباد برای انجام حملات هوایی در داخل خاک افغانستان را زیر سوال برده و ملا یعقوب وزیر دفاع، ملافاضل معاون وزیر دفاع و مولوی فصیح الدین فطرت رئیس ستاد ارتش بر پاسخ سخت بر پاکستان پافشاری کردند. اما سراج الدین حقانی وزیر داخله و عبدالباقی حقانی وزیر تحصیلات عالی تاکید کردند که کابل باید برای حل این مشکل با اسلام آباد گفت و گو کند.

علاوه بر این یکی دیگر از اختلافات جدی بین رهبران مختلف طالبان بر سر مسئله آموزش و تحصیل دختران است. به طوری که به نقل از آسوشیتدپرس، طالبان افغانستان بر سر تحصیل دختران و پوشش زنان به گروه های تندرو و میانه رو تقسیم شده اند؛ اما مرز دقیق این تفاوت ها چندان مشخص نیست. همچنین، اختلافات بین طالبان بر سر رهبری نظامی بین سراج الدین حقانی و ملا محمد یعقوب گاها گزارش می شود. اما به طور کلی به نظر می رسد اختلافات جدی بین طالبان قندهاری مانند ملابرادر و ملایعقوب و شبکه حقانی وجود دارد.

به طوری که به گزارش نیویورک تایمز، طالبان قندهاری بیشتر تمرکز خود را بر روی مسائل داخلی و تعامل بیشتر با جهان خارج گذاشته اند اما شبکه حقانی بیشتر بر جهاد جهانی و ارتباط گیری با گروه های دیگر مانند القاعده تمرکز دارند. به طوری که انتصاب شبکه حقانی در دولت جدید افغانستان نشان می دهد که همه وعده های طالبان مبنی بر اینکه پناهگاهی امن برای جهادی ها نخواهد بود و دیدگاه های افراطی آنها را کاهش می دهد، نقض شده است.

امیرخان متقی؛ شخصیتی دوگانه با چهره ای آرام اما سرسخت

اما در رابطه با امیر خان متقی می توان گفت با شخصیتی کمی متفاوت از سه چهرۀ پیش مواجهیم. فردی که در ظاهری منعطف، آرام و بلکه دوستانه سعی در پیوند و گسترش مناسبات طالبان و مشروعیت بخشی به این گروه دارد. امیر خان متقی وزیر امور خارجه طالبان اصالتا اهل پکتیاست اما خود را ساکن هلمند می داند. متقی وزیر فرهنگ و اطلاعات در دولت پبشین طالبان و بعدا وزیر آموزش و پرورش بود. در ژوئن ۲۰۰۷ او عضو شورای منطقه ای طالبان بود. همچنین متقی از رهبران ارشد این گروه و زمانی رییس کمیسیون فرهنگی-رسانه ای طالبان بود.

به گفته منابع مختلف او در طی فعالیت در گروه طالبان نه یک فرمانده نظامی و نه رهبری مذهبی بوده است بلکه به عنوان رییس کمیسیون صلح و تیم مذاکره کننده با ایالات متحده مذاکره کرد. برخلاف ظاهر او که بسیاری متقی را شخصی میانه رو و مسالمت جو می دانند، برخی نیز او فردی متعصب با افکاری متحجرانه می دانند. به اعتقاد برخی از تحلیلگران، هرچند امیرخان متقی اکنون وزیر امور خارجه امارت اسلامی طالبان است اما روابط داخلی گسترده تری دارد و در عرصه سیاست خارجی تاثیر چندانی نداشته است.

همچنین او را یکی از خطرناک ترین چهره های طالبان می دانند. به طوری که پیام های او در مورد پنجشیر که به هم قطارانش فرستاده است، در اکثر رسانه ها به نشر رسیده است. او در آن پیام های می گوید که امارت اسلامی برنامه مشخصی برای طالبان دارد و بر اساس همان راهبرد پیش خواهد رفت. به هرروی باید گفت به نظر می رسد او دارای دو چهره است. چهره ای ملایم و اثرگذار که در سخنانش نمود می یابد و چهره ای متعصب و ستیزه جو که از عملکردش مشخص است. (آژند،۱۴۰۰)

درکل جدا از ریشه های خشونت گرایِ چهار چهرۀ مذکور، هر یک از این افراد پس از انتصاب در مقام خود به نوعی درصددِ فریب اذهان عمومی و تلاش برای کسب مشروعیت و رسمیت یابی بین المللی بوده اند. به عبارتی تمرکز خود را از تنش های درون گروهی بر یکسان سازی رویکردها و مواضع حداقل به گونه ای صوری و نمایشی قرار داده اند. چنانچه سراج الدین حقانی که تا چندی پیش تنها عکسی نامشخص از او موجود بود، در مارس ۲۰۲۲ در مراسم پایان دوره دانشگاه پلیس در کابل با صورت باز حضور یافت در انظار عمومی و رسانه ها حضور یافته و این اقدام خود را برای اعتماد و رضایت عامه عنوان می کند.

پیشتر از وی، ملایعقوب نیز در اکتبر ۲۰۲۱ در مراسمی در یک بیمارستان نظامی در کابل ظاهر شد و در یک سخنرانی از مردم افغانستان خواست تا برای درمان بیماری ‌های خود به خارج از کشور نروند. او همچنین خواستار سرمایه‌گذاری بیشتری در بخش‌ بهداشت و درمان افغانستان شد.

ملا برادر نیز همچنان در مساعد ساختن شرایط به نفع طالبان گام برداشته و از یک سو از سرمایه گذاران افغان در تبعید خواسته تا به کشور بازگردند و در افغانستان سرمایه گذاری کنند و از دیگر سو از جامعه جهانی می خواهد تا تلاش های بیشتری برای کمک به افغانستان صورت گیرد. و در نهایت امیرخان متقی نیز در جایگاه خود هم به لحاظ زدو بندهای داخلی و هم به واسطۀ سفر به سایر کشورها سعی در تسهیل مناسبات دوجانبه کشورهای منطقه با افغانستان دارد.

در هر صورت نباید تناقضاتِ پیدا و پنهان در گفتار و عملکرد سران طالبان را فراموش کرد. در حالی که برخی از آنها برای احترام به حقوق زنان، حقوق بشر و حقوق اقلیت ها ظاهرسازی می کنند، احکام سخت گیرانه به ویژه برای زنان و اقلیت ها به قوت خود باقی مانده است. حقانی پیشتر تاکید داشت که طالبان هیچ قانون بین‌ المللی را نقض نکردهو زنان افغان مطابق با فرهنگ افغانستان و قوانین شریعت اسلامی به کار و تحصیل دسترسی دارند.

اما اکنون نه تنها دختران از حق تحصیل محروم هستند بلکه محدودیت های اعمال شده چون پوشش برقع خود گواهی آشکار بر تداوم افکار واپس گرای آنهاست. آگاهی از این مسئله که بسیاری از رهبران جوان طالبان مانند سراج الدین حقانی برای آموزش اقوام زن خود در پاکستان برنامه ریزی کرده اند، خشم بسیاری از افغان ها را برانگیخته است. چراکه پس از به قدرت رسیدن طالبان، زنان و دختران هدف احکام سرکوبگرانه قرار گرفته اند.

جمع بندی

به هرروی دررابطه با شخصیت های مذکور می توان گفت با قدرت یابی مجددِ طالبان به ویژه در سایۀ فعالیت های دیپلماتیک و رایزنی و مذاکراتِ ملابرادر به عنوان نماینده ای از سوی گروه طالبان با دولت ایالات متحده، به نظر می رسید نوطالبان قدردانِ نقش برجسته و سازندۀ این بازیگرِ تاثیرگذار در بازگشتِ به نوعی مشروع و مسالمت آمیزِ خود باشند؛ لیکن افرادِ بسیاری برای قدرت یابی و کسب مقامات ارشد در این گروه انتظار می کشیدند. افرادی که دسته بندی ها و شکافِ درونی طالبان را نمایان می ساختند.

اما به طور کلی باید گفت سازماندهی و کنترلِ تنش های داخلی و ممانعت از سرباز کردن زخم ها و یا شکاف های داخلی، وجهی مهم در دفعِ اختلافات احتمالیِ آتی بر سر رهبری، منصب و قدرت بوده و تا کنون این وجه از انکار و یا حداقل کمرنگ جلوه دادن تفاوت در دیدگاه و مواضع شخصیت های برجستۀ طالبان، در تداوم عملکرد و موجودیت این گروه نیز حداقل تا بدین جا موفق بوده است.

در طول حمله ۲۰۲۱، طالبان توانایی عمل به عنوان یک نهاد نظامی-سیاسی منسجم را نشان داد. هیچ شکی وجود نداشت که این حرکت توسط یک مرکز فرماندهی و کنترل واحد اداره می شد. واحدهای بسیار منضبط از دستورات رهبری متمرکز پیروی کردند. در آن زمان، هر جناحی درون طالبان هدف مشترکی مبنی بر کنترل کامل را داشت. اما اکنون باید دید این سازمان دهی تداوم داشته و یا به گسست و انشقاق منتهی می شود یا خیر.

منابع:

– آژند، فریدون(۱۴۰۰)، «امیرخان متقی، چهره‌ای متحجر با ظاهری میانه‌رو»، ایندیپندنت فارسی، قابل دسترس در: https://www.independentpersian.com/node/176696/

– hindustantimes, (2021), “Yaqoob and Haqqani factions fight over Taliban government”, https://www.hindustantimes.com/world-news/yaqoob-and-haqqani-factions-fight-over-taliban-government-101630474732128.html
– Rai, Manish, (2022), “Taliban Heading Towards an Inhouse Fight”, https://dailytimes.com.pk/930439/taliban-heading-towards-an-inhouse-fight/
– Ramachandran, Sudha, (2021), “Mullah Baradar: Afghanistan’s President-in-Waiting?”, https://thediplomat.com/2021/08/mullah-baradar-afghanistans-president-in-waiting/
– Synovitz, Ron, (2021), “Will The Taliban Stay United To Govern, Or Splinter Into Regional Fiefdoms?”, https://gandhara.rferl.org/a/taliban-govern-regional-factions/31428069.html

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا