نخستین خبرهااقتصادانتخاب سر دبیرسر تیتر خبرهاطالبان

تهدید سایه سنگین اقتصاد غیرمشروع طالبان بر پایداری صلح در افغانستان

تهدید سایه سنگین اقتصاد غیرمشروع طالبان بر  پایداری صلح در افغانستان

۲۹ مهر(میزان)۱۳۹۹- ۲۰۲۰/۱۰/۲۰

دوره پس از سال ۱۳۸۰ در تاریخ افغانستان یک نقطه عطف تاریخی است. بازه زمانی که انتظار آن می­رفت افغانستان پس از آن،کشوری پیشرفته،با ثبات سیاسی و اقتصاد توانمند باشد و چشم ­انداز بازگشت نیروهای شورشی مانند طالبان ضعیف به نظر می­ رسید. اما این خوشحالی چندان دوام نیافت. قدرت ­یابی مجدد  طالبان پس از سال۱۳۸۲ توسط منابع مالی قوی مثل کشت و تولید تریاک و حمایت کشورهای منطقه، افغانستان را باری دیگر در ورطه جنگ­ های خانمان­سوز فروبرد. شعله ­ور شدن مجدد آتش جنگ سبب استفاده بخش عظیمی از پول دولت و کمک ­های بین المللی صرف مبارزه با این گروه شد که اقتصاد ضعیف و دولت ورشکسته ای را برای کابل خلق کرد.از طرفی، دررابطه با کشور افغانستان، به دلیلِ وجودِ گروه های تروریستی چون طالبان و داعش و نقل و انتقالات غیر قانونی، مسئله قاچاق، فرار مالیاتی، پولشویی، اقتصاد سیاه، پول کثیف و وجود سیستمِ حواله در این کشور، می توان گفت که ثبات اقتصادی و سیاسی بیش از سایر کشورهای دیگر به یکدیگر گره خورده و آسیب و ضعف در هر حوزه منجر به خسارات و بی ثباتی در حوزه ی دیگر و در نهایت ناامنی کشور می شود.

افغانستان کشوری به شدت وابسته به کمک­ های بین المللی است. دولت افغانستان از لحاظ اقتصادی در یک وضعیت بسیار نامناسب قرار دارد. که این امر برای دولت کابل یک ضعف جدی محسوب می ­شود. از طرف دیگر،به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران جنگ افغانستان یک جنگ اقتصادی است که شورشیان به وسیله ایدئولوژی آن را توجیح می کنند.بخش بزرگی از اقتصاد غیرقانونی کشور به ویژه در تولید تریاک در دست گروه طالبان است. همین گروه به وسیله داشتن منابع مالی قوی از این مواد مجدد در سال ۱۳۸۲ ظهور کردند. با آغاز مذاکرات بین الافغانی در دوحه پرسش ها و ابهامات زیادی وجود دارد. یکی از این ابهامات چگونگی سرنوشت وضعیت اقتصادی طالبان پس از صلح است. آیا این گروه پس از به نتیجه رسیدن به یک توافق با دولت کابل حاضر به حسابدهی در وضعیت مالی خود و استفاده از منابع اقتصادی مشروع خواهند شد؟ آیا نتیجه مذاکرات به نفع همه گروه های طالبان خواهد شد که دوباره به میدان جنگ و این منابع مالی بازنگردند؟ این پرسش ­ها در حالی مطرح است که اقتصاد شکننده افغانستان و عدم برنامه صحیح برای ادغام نیروهای طالبان در بدنه دولت موجب افزایش نگرانی ­ها شده است امری که از همین اکنون برای هرگونه توافق بین دو گروه  تهدید بالقوه محسوب می­ شود.

جنگ افغانستان جنگ مواد مخدر است. این گزاره به اصلی اساسی در تحلیل جنگ در افغانستان بدل شده است. طالبان به عنوان مخالف اصلی دولت افغانستان بخش عمده ­ای از درآمد خود را برای ادامه جنگ از کشت و تولید مواد مخدر تامین می ­کند. این کشور ۹۰% تریاک جهان را فراهم می­ کند. منبع اصلی تمویل کننده مالی طالبان. ایالات متحده در آخرین تلاش ­های خود مبلغی حدود ۹ میلیارد دلار را صرف مبارزه با کشت مواد مخدر کرد تا از این طریق بتواند به طالبان ضربه بزند و آنها را ضعیف کند اما باتوجه به گزارش اداره سیگار این استراتژی علی­رغم هدر دادن پول­ های زیاد موفق به کاهش تولید مواد مخدر در افغانستان نشد. هرچند در بازه ای این تولید کم شد. اما این کاهش به خاطر خشکسالی بود نه سیاست­ های ایالات متحده. در حال حاضر نیز این کشور هنوز در صدر لیست منابع اصلی تولید کننده مواد مخدر در افغانستان است که بخش اعظمی از آن در مناطق تحت کنترل طالبان قرار دارد. از طرفی، منابع مالی تمویل کننده طالبان متعدد است و تنها به کشت و تولید مواد مخدر ختم نمی شود. این منابع،از تولید و کشت مواد مخدر وکمک کشورهای همسایه گرفته تا جمع ­آوری زکات و عشر مردم. بنابراین، اقتصاد ضعیف افغانستان که ناشی از زیرساخت­ های شکننده و فساد گسترده است،امکان از دست رفتن منابع مالی طالبان را حتی پس از صلح را ضعیف می ­کند.امری که علت اصلی بازگشت این گروه به جنگ خوانده می شود. دکتر نعمت الله بیژن در پژوهش تازه خود که در رابطه با چشم انداز اقتصاد افغانستان در پس از منازعه است، می­ گوید: طالبان از قدرت یا منابع اقتصادی محروم نیستند. آن ها به درآمد قابل توجه از طریق اقتصاد غیرقانونی و اخاذی دسترسی دارند و از قدرت بی حد و حصر در مناطق تحت کنترل خود برخوردار هستند.

وضعیت افغانستان بسیار پیچیده است. شکل­گیری یک افغانستان با ثبات تنها با توافق بین دو گروه طالبان و دولت به وجود نمی آید. چالش­های متعددی در این راه وجود دادر که امکان بازگشت دوباره طالبان را به میدان جنگ به وسیله پول های سیاه خود بالا می برد:

۱٫خوب می­دانیم که شبکه­های ثروت و قدرت افغانستان در این کشور بسیار پیچیده و گسترده است. گروه­های بسیاری از جنگ در افغانستان سود می­برند. و ادامه جنگ را به نفع خود می­دانند. معتقدم پس از ختم جنگ این گروه­ها و طالبان به فعالیت­هایشان ادامه می­دهند و حتی ممکن است در یک همکاری جدیدتر با هم به ادامه فعالیت بپردازند. احتمال نالرضایتی از نتیجه مذاکرات در برخی از گروه های داخلی و طیفی از طالبان بسیار بالاست که یک زنگ خطر برای پایداری صلح در افغانستان است.۲٫ این درحالی است که رسیدن به ثبات در افغانستان با یک مانع جدی دیگر رو به رو است. یکی از مشکلات اصلی که در فردای پس از ختم جنگ در افغانستان به نگرانی تبدیل شده است،ادغام مجدد نیروهای جنگی طالبان در ساختار دولت افغانستان است. یکی از این مشکلات در بخش اقتصاد کشور است. احتمال بازگشت نیروهای طالبان در جنگ به واسطه از دست دادن منابع مالی خود بسیار زیاد است. طالبان به خاطر داشتن منابع مالی قوی دوباره جان گرفتن و جنگ طولانی مدت را راه انداختند. از طرف دیگر، ناتوانی دولت در تامین نیازهای اقتصادی مردم و قرار گرفتن افغانستان در صدر لیست کشورهای فقیر جهان نگرانی و دلهره­های زیادی را برای بازگشت نیروهای طالبان به میدان جنگ،رفتن به سمت منابع مالی غیرمشروع به خاطر قانع نشدن از وضعیت اقتصادی جدید را ایجاد می کند که آینده صلح و ثبات را مبهم و نگران کننده کرده است.

۳٫همانطور که گفته شد،منابع مالی تمویل کننده طالبان متعدد است. یکی از این منابع کمک های مالی کشورهای همسایه و منطقه به طالبان است. در صورت توافق صلح بین دولت و طالبان دو نگرانی به وجود می­ آید که مکمل یکدیگر و تقویت کننده است. نخست آنکه در صورت به نتیجه رسیدن مذاکرات اگر نتیجه مذاکرات به شکلی باشد که رضایت بعضی از کشورهای منطقه را جلب نکند احتمال تخریب نتیجه توسط این کشورها بالاست. از طرف دیگر، بسیاری معتقدند که نمایندگان طالبان در دوحه نمایندگی کامل از همه گروه ­های طالبان نمی ­کنند. بخش بزرگی از طالبان که در میدان جنگ حضور دارند ناراضی از ختم جنگ هستند. بنابراین؛ نزدیکی بین کشورهای ناراضی و گروه ­هایی از طالبان رضایت از وضعیت در جنگ از یک طرف و افرادی از این گروه که منابع مالی خود را از دست دادند یا محدود شده است درگیری مجدد و خشونت ­بارتر را در افغانستان محتمل می­ کند و آتش جنگ را شعله ­ورتر خواهد ساخت که قطعاً تأثیری ناگوار بر نتیجه توافقات و بازگشت دوباره این گروه به میدان های جنگ می گذارد.

۴٫در روز آغاز گفتگوهای بین ­الافغانی در دوحه قطر بین طالبان و دولت افغانستان کشورها و حامیان دولت افغانستان هشدار دادند که در صورت شکست مذاکرات ادامه حمایت ­های آنان نیز پایان می­ یابد.در طرف دیگر، درصورت عدم رضایت طالبان(حتی بخشی از آن) از نتیجه مذاکرات و تعهد به اصلاح اقتصادی خود و کسب درآمدهای مشروع اقتصادی ،احتمال بازگشت آنها به گذشته اقتصادی خود و جبهه­ های جنگ را بالا می­ برد.این وضعیت دولت را در شرایط بسیار شکننده­ تر قرار می ­دهد و موجدیت آن را در معرض تهدید می گذارد که احتمال شکست نتیجه مذاکرات، نابودی موجودیت دولت را بالا می­ بردو جنگ به مراتب بدتری را رقم خواهد زد. تجربه بازگشت به جنگ در افغانستان توسط طالبان وجود داشته است. این گروه پس از سرنگونی از قدرت تجدید سازمان کرد و دسترسی به اقتصاد غیرقانونی و در آمد ناشی از اخاذی در کنار حمایت و پناهگاه امن در پاکستان،گذار آن­ها به یک گروه شورشی را ممکن ساخت..

بنابراین، تاز مانی که این گروه ها به این منابع اقتصادی دسترسی داشته باشند به جنگ خود ادامه می­ دهند تفاوت نمی­ کند که آیا از نتیجه مذاکرات راضی هستند یا خیر. به عبارت دیگر، آینده توافق سیاسی در دست همین منابع غیرمشروع اقتصادی است. این پول های سیاه در جنگ و صلح افغانستان همواره وجود خواهند داشت. در نتیجه، آتش ­بس یا توافق صلح بین طالبان و حکومت افغانستان حتما منجر به کاهش تجارت مواد مخدر نخواهد شد و این گروه همچنان از این ماده برای تقویت قدرت خود استفاده می کنند. تهدید بازگشت دوباره طالبان(درحالی که بخش بزرگی از آنها هم اکنون از نسشت دوحه ناراضی هستند) در چنین شرایطی بسیار خطرناک  است که مذاکره کنندگان در دوحه برای حفظ دستاوردشان باید این نکنه را در دستور کار خود قرار دهند.

.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا