انتخاب سر دبیرروابط خارجیسر تیتر خبرهاسیاستطالباننخستین خبرهایادداشت ها

نقش نروژ در افغانستان: از مداخله امنیتی تا مشارکت حمایتی

۶ آبان (عقرب) ۱۳۹۹- ۲۰۲۰/۱۰/۲۷

به نظر می رسد همواره کشور نروژ در پی تثبیت صلح و امنیت در افغانستان بوده است، چنانچه پیشتر نیز شاهدِ طرح پیشنهاداتی از سوی این کشور برای میزبانی مذاکرات صلح افغانستان بوده ایم. پس از ورود ناتو به افغانستان این کشور نیز یکی از حمایت­ کنندگان ناتو به ویژه در شمال و ولایت جوزجان بوده است. به باور نروژ وضعیت امنیت در افغانستان همچنان نامناسب است. هرچند توانایی نیروهای امنیتی افزایش یافته است اما آنها هنوز فاقد ظرفیت­ های اصلی پشتیبانی هستند. به همین جهت این کشور به ادامه حمایت ­های خود از افغانستان ادامه خواهد داد.

بدین ترتیب به نظر می رسد نقطه قوت این کشور در نقش مستشاری و کمک کننده در برنامه های توسعه می باشد. لیکن اگر کمی به عقب برگردیم و با نگاهی نقش این کشور در گذشته می توان گفت، مداخله و ورودِ نروژ به بازیِ نظامی افغانستان و درگیر شدن آن در عملیات نظامی این کشور، نقش نروژ را به عنوانِ کشوری موثر و توانمند در ایجاد و پیاده سازیِ هنجارها و قوانین بین المللی در مسیر صلح و ثبات افغانستان تاحدودی کمرنگ ساخته بود. نروژ از سال ۲۰۰۵ که انگلیس مسئولیتِ ولایت فاریاب را به این کشور سپرد، تا سال ۲۰۱۲ مسئولیت این منطقه را برعهده داشت؛ لیکن همان گونه که کریستین برگ هارپویکن از موسسه تحقیقات صلح اسلو اذعان کرده است، به نظر می رسد این کشور در اهدافِ خود ناکام بوده و با شکست مواجه شده است.

به باور وی مشارکت نروژ در عملیات نظامی افغانستان گرچه حصول حسن نیت و توافق با ایالات متحده و سایر متحدان آن را با خود به همراه داشت، اما باید در نظر داشت که پیامدهای منفیِ بین المللیِ این مشارکت که همچنان ادامه دارد، من جمله فرسایش تدریجیِ تعهد به حل مسالمت آمیز منازعات، و همچنین تضعیف هنجارها و قواعد بین المللی، مسئله ای جدی و قابل توجه است. از این رو، به نظر می رسد هدف اصلی نروژ دست یافتن به بلند پروازی های خود، آن هم از طریق حرکت احترام به هنجارها و قوانین بین المللی در سوق دادن افغانستان به سرمنزلِ صلح و ثبات بوده است و نه تقویت عملیات نظامی و جنگی مستمر در این کشور.

طبقِ گزارشی در سال ۲۰۱۶ تحت عنوانِ “بررسی کمک های انکشافی نروژ به افغانستان ۲۰۱۱-۲۰۱۴” که توسط کمیسیون نروژ برای افغانستان و با هدف ارزیابی کمک های نروژ در سال ۲۰۱۱-۲۰۱۴ به افغانستان انجام شد، سه هدف از نقش نروژ در افغانستان مورد بررسی قرار گرفته است: ۱- ارزیابی نحوه پاسخگویی وزارت امور خارجه نروژ به توصیه های ارزیابی در سال ۲۰۱۲ برای کمکِ این کشور به افغانستان، و چگونگی تطبیقِ کمک های نروژ با استراتژی های وزارت امور خارجه و دستورالعمل های داخلی. ۲- مروری بر کمک های انکشافی نروژ در افغانستان طی دوره ۲۰۱۱-۲۰۱۴ و در صورت امکان، شناساییِ نتایج کوتاه مدت و بلند مدت این کمک ها. ۳- ارائه توصیه هایی برای همکاری بیشتر در راستای توسعه در افغانستان.

آنها همچنین با این بررسی خواستار ارزیابی و برآورد اهداف کلی کمک های انکشافی از جانب نروژ بودند، اهدافی چون: ۱) تقویت نهادهای افغانستان؛ ۲) مشارکت در حل و فصل مشکلات سیاسی؛ ۳) کمک به توسعه پایدار و عادلانه، تلاش های بشردوستانه و ارتقا و پرورش پلتفرم های حکومتداری، حقوق بشری و برابری جنسیتی. بنابراین حوزه های دارای اولویت برای نروژ شاملِ: الف) حکمرانی خوب؛ ب) آموزش ؛ و ج) توسعه روستایی بودند.

به طور کلی در این بررسی مشخص شد که تغییرات اساسی و عمده ای در افغانستان طی دوره مورد بررسی صورت گرفته که چندان مثبت نمی باشد: وضعیت امنیتی در کل کشور وخیم تر و اقتصاد درچار رکود شده است. بنابراین در مجموع این تغییرات منجر به افزایش چالش هایی درمسیر اجرای سازی برنامه ها و پروژه های توسعه شد.

در همین راستا لازم به ذکر است، یکی از یافته کلیدی از ارزیابی نروژ در سال ۲۰۱۲ در دوره ۲۰۰۱–۲۰۱۱ این بود که سیاست ها و مداخلات نروژ “مطابقت تنگاتنگی با دستور کار بین المللی افغانستان دارد و در آن چارچوب، دستورکار توسعه این کشور قطعا برنامه ای مرتبط برای افغانستان است”. این ارزیابی نشان می داد که همسویی و همترازی با اولویت های افغانستان به طور مداوم در دستور کار نروژ قرار دارد و انتخاب کانال های کمک کننده به طور قابل توجهی در طول سال ها ثابت و استوار است.

با این حال بسیاری از کسانی که این روند را ارزیابی کردند براین باور بودند که “ظرفیت اداری-اجرایی محدود (در سفارت) یکی از دلایل ضعیف سیاست های ضعیف در بخش عملیاتی” است. بنابراین توصیه اصلی این بود که “نروژ باید در استراتژی و برنامه کمک خود برای تعاملات آتی در افغانستان تجدید نظر کند”. بدین ترتیب ارزیابی ۲۰۱۲ نشان داد که گرچه توسعه نروژ از نظر خروجی، دستاوردهایی واقعی داشته است، اما “هنوز شواهد محدودی از نتایج ملموس وجود دارد”.

متعاقبا، خاتمه یافتنِ مسئولیتِ تیم بازسازی ولایتی در فاریاب در سال ۲۰۱۳ به معنای محوِ موقعیت های مشاوره و رایزنیِ نروژ در میمنه، و پایان یافتنِ بازدیدهای منظم پرسنل سفارت بود. بدین ترتیب کاهش تدریجی موقعیت های مرتبط با توسعه ی فعالیت های نروژ در سفارت کابل از سال ۲۰۱۳ به بعد، و لغو سمت مستشاریِ نروژ از پایان سال ۲۰۱۴، توانایی این کشور در روند سیاست های انکشافی کابل را کاهش داد. اما پس از آن نروژ از پای ننشست و پیشنهاد داد که نروژ می تواند در آغاز فعالیت های مستقل تحقیق و توسعه از جمله فعالیت های صندوق های سرمایه گذاری و اعتباری و شرکای اجراکننده ی این فعالیت ها نقش فعالانه تری داشته باشد.

در نتیجه در ارزیابی انجام شده تحت عنوانِ بررسی کمک های توسعه نروژ به افغانستان ۲۰۱۱-۲۰۱۴ نشان داده شد که نروژ پس از پایان مسئولیت نظامی خود در ولایت فاریاب و در راستایِ برنامه های انکشافی و توسعه خود، از طریق گفتگوی فعالانه با دولت و وزارتخانه های مختلف، یک شریک مسئول در دولت افغانستان گردید که در تضمین کیفیت مدیریت و فعالیت های توسعه کمک می کند. بنابراین، بررسیِ حاضر نتیجه می گیرد که کمک نروژی ها از نظر تمرکز و انتخاب حوزه ی موردنظر برای مداخله و مشارکت بسیار مهم است.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا