سر تیتر خبرهاسیاستطالباننخستین خبرهایادداشت ها

طرح حکومت مشارکتی: کاتالیزور صلح یا اهرمی کاهنده برای اقتدار جمهوریت

۱۸ اسفند (حوت) ۱۳۹۹ – ۸ / ۳/ ۲۰۲۱

(دولت موقت افغانستان)با آغاز دور تازه سفرهای منطقه ای زلمی خلیلزاد به کابل، دوحه و سایر کشورهای منطقه، و درعین حال با اهمیت بازبینی گزینه های موجود برای روند صلح افغانستان و همچنین بازنگری در مهلت خروج نیروهای آمریکایی در اول ماه مه از سوی دولت جو بایدن، شاهدِ ارائه ی بسته ای پیشنهادی خلیلزاد به کابل بودیم. طبق گزارش ها، خلیلزاد در دیدارهای اخیر خود با رهبران سیاسی افغانستان، تشکیل دولت مشارکتی یا موقت را مطرح ساخت.

بر اساس این طرح گفتگوهای صلح در دوحه به حاشیه رانده شده و نشستی در سطح بین المللی برگزار خواهد شد تا درباب آینده دولت موقت شامل گروه شبه نظامی طالبان بحث شود. این طرح ساختاری صریح برای “دولت انتقالی صلح” پیشنهاد می کند که به گونه ای نامشخص بین طالبان و دولت اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان به اشتراک گذاشته می شود- که این جریان به نوبه خود بر تدوین قانون اساسی جدید و برگزاری انتخابات نظارت می کند.

مخالفت اشرف غنی با حکومت موقت و مشارکتی

این بسته پیشنهادیِ نماینده ویژه ایالات متحده در صلح افغانستان، واکنش های مختلفی به دنبال داشته و موجب برخواستنِ جریانی ملتهب و نگران از احتمالِ شکست روند صلح گردید. اما آنچه بیش از همه موضوع بحث و گفتگوهای اخیر گردیده است، اعلام مخالفت و قاطعیت اشرف غنی در مقابلِ این طرح و پافشاریِ وی برای انتقال قدرت تنها از طریق مجاری قانونی و انتخابات است.

شاید بتوان گفت از یک سو سخنان اشرف غنی و ارجاعِ وی به رای مردم برای آینده ی سیاسی کشورشان اشاراتی به حق و درست است، لیکن تک روی ها، طرز تفکرِ قلدرمآبانه و اتکا به رایِ ایشان، و گاها اتخاذ تصمیم هایِ دلبخواهانه و مستقل به ویژه در ماه های اخیر باعث شده تا کلام وی دیگر نفوذی نداشته باشد.

بررسی طرح جدید ایالات متحده

به گزارش رویترز، با در نظر گرفتنِ پیشرفت ناچیزِ مذاکرات صلح در پایتخت قطر از یک طرف و افزایش خشونت ها در افغانستان از طرف دیگر، خلیلزاد درصدد است تا در مورد گزینه های جایگزین با همه طرف های افغان و بازیگران اصلی منطقه اجماع ایجاد کند. به همین منظور هم، خلیلزاد در کابل با عبدالله عبدالله رئیس شورای عالی مصالحه، و رئیس جمهور اشرف غنی و دیگر رهبران سیاسی و جامعه مدنی از جمله حامد کرزی رئیس جمهور پیشین دیدار کرد.

یکی از پیشنهادات اصلی خلیلزاد ترتیب یک دولت موقت بوده که از آن با عنوانِ یک حکومت مشارکتی یا حکومت مبتنی بر نمایندگی یاد شده است. پیشنهاد دیگر وی نشستی مشابه با کنفرانس بن ۲۰۰۱ بود تا نمایندگان طیف وسیعی از احزاب افغانستان را در این روند وارد و درگیر سازد.

اما در روز شنبه ۶ مارس ۲۰۲۱، سخنگوی وزارت امور خارجه اعلام کرد “ایالات متحده هیچ گونه پیشنهاد رسمی ارائه نداده و در حال بررسی همه گزینه های مربوط به وضعیت آتی نیروهایش بوده و سفیرِما خلیلزاد در حیطه طیف وسیعی از روش ها برای پیشبرد دیپلماسی بحث کرده است، نه چیز دیگر.” بدین ترتیب این طرح در حالی مطرح می شود که بسیاری به دولت بایدن پیشنهاد کرده اند که همه نیروهای آمریکایی را تا اول ماه مه از افغانستان عقب بکشد.

به هر صورت، در مورد عواقب ترسناک دولتی تحت سلطه طالبان برای حقوق بشر و مهم تر از همه حقوق زنان چه باید کرد؟ ویلیام راگر تحلیلگر و کهنه سرباز جنگ افغانستان معتقد است که: دو دهه گذشته به ما آموخته است که اصلاحِ سیاست و جامعه افغانستان ضمنِ دور نگاه داشتنِ طالبان، امری فراتر از توانایی های قابل توجهِ ماست. مجموعه این عوامل منجر به آن شد که اداره بایدن زودتر برای دست یابی به نتیجه ای نهایی، طرح جدید خود را به طرفین گفت و گو انتقال دهند (foreignpolicy, 2021).

چالش های پیش رو برای طرح جدید دولت بایدن

همان طور که شاهد بودیم، این طرح با مخالفت دولت افغانستان و ظاهرا خاموشیِ طالبان مواجه شد. چنانچه غنی روز شنبه (۶ مارس ۲۰۲۱) در گشایش دور جدید پارلمان افغانستان سخنرانی آتشینی ایراد کرده و امتناع خود از کناره گیری برای یک دولت موقت را تکرار کرد. وی اذعان کرد که هر نهادی می تواند بر روی کاغذ یک نقشه خیالی نوشته و برای افغانستان راه حلی پیشنهاد کند. وی همچنین هشدار داد که هرگونه انتقال قدرت باید از طریق انتخابات انجام شود، همانطور که قانون اساسی اقتضا می کند.

از دیگر سو همان طور که یکی از رهبرانِ طالبان در دوحه که تمایلی به فاش شدن نامش نداشت، چنین اذعان شده که طالبان به دولت موقت نخواهد پیوست، اما با تشکیل چنین دولتی مخالف هم نیست. به گفته ی وی، آنها می توانند کاهش خشونت را در نظر داشته باشند اما آتش بس را خیر؛ و از خلیل زاد خواسته اند تا دولت افغانستان را برای آزادی ۷۰۰۰ زندانی طالب دیگر تحت فشار قرار دهد.

به گفته ی وی: “ما معتقد نیستیم كه هر كنفرانس دیگری در هر كشوری بتواند به حل منازعات افغانستان كمك كند.” ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان نیز اعلام کرد جایگزینیِ گزینه دیگری برای گفتگوهای صلح در قطر “محکوم به شکست است.” (Shalizi et al, 2021)

به هر حال آنچه آشکارا می توان در جریانِ به بن بست کشیده شدنِ مذاکرات صلح افغانستان مشاهده کرد تلاش برای پایان بخشیدن به دولت فعلی به هر نحوی از انحاء می باشد. چه این دست تفکرات، طرح ها و اقدامات از سوی شخصیت های سیاسی چون گلبدین حکمتیار یا حفیظ منصور، و چه از سمتِ چهره های بین المللی رسمی چون خلیلزاد مطرح شود.

به نظر می رسد جریان حاضر به سمتی در حال حرکت و پیشروی است که در آن روند تقابل آرا بین شخصیت های سیاسی رسمی و غیر رسمی و اختلافات درون دولت و اجماع بر سر پایان دادن به نظام جمهوریت فعلی بیش از اجماع بر سر دست یابی به صلح و مقابله با معضلی چون فعالیت های خشونت آمیز گروه هایی افراطی از جمله طالبان می باشد.

غنی که دو سال پیش انتخاب شد، هنوز در میانه دوره پنج ساله ریاست جمهوری خود نیست. همچنین خشونت و کشتارهای هدفمند از زمان آغاز مذاکرات دولت افغانستان با طالبان با حمایت ایالات متحده در سپتامبر گذشته، افزایش یافته است و به گفته ی مقامات امنیتی غربی، شورشیانی که پیشتر مناطق وسیعی از مناطق روستایی را در اختیار داشتند، تسخیر اطراف شهرها و شهرها را آغاز کرده اند.

از دیگر سو طالبان با هر گونه پیش شرط و پیشنهادی مخالفت کرده، و به هر صورتی چه با ترک میز مذاکره، بهانه جویی ها، و چه با نگاشتن نامه برای مردم آمریکا و اقداماتی از این دست بر سر مواضع خود ایستاده است. گرچه به باور بسیاری از آگاهان سیاسی مقاومت اشرف غنی دیری نخواهد پایید و در نهایت هر چه ایالات متحده بگوید همان خواهد شد.

اما آیا به واقع آنچه اوضاعِ رو به وخامت در افغانستان می طلبد درهم پیچیدن طومارِ نظام جمهوریت فعلی آنهم با تکیه بر ارائه ی یک راه حل آسان و فوری برای صلح است؟ یا این امر تنها می تواند به تشدید شرایطِ متزلزل و بی ثبات جاری کمک کند؟ چراکه هر گونه حرکتِ خطا، نابه جا و اشتباهی در این بازی سیاسی می تواند کشور را نه یک قدم بلکه ۴۰ سال به عقب بکشاند. تنها تکیه بر دست یابی به راه حلی سریع و ساده دلیل موجه و معقولی برای پذیرش هر گونه طرح و نقشه برای آینده ی افغانستان نیست.

تلاش برخی سیاسیون در تعبیر رویایِ خود برای کنار زدن اشرف غنی با تشکیل حکومت موقت

به باور برخی ناظران سیاسی اگر خلیلزاد طرح حکومت مشارکتی را در آستین داشته باشد، از ملزومات این طرح، ادامه حضور نظامیان امریکایی در افغانستان خواهد بود. چنین چیزی نیازمند رایزنی ‌های بسیار گسترده با طالبان است تا این گروه با پذیرش ورود به ساختار دولت مشارکتی و چشم‌ پوشی از تشکیل امارت اسلامی مورد نظر خود، از موضع خویش در خصوص خروج نیروهای خارجی و امریکایی از افغانستان نیز کوتاه بیایند.

این شایعه در حالی از سوی آدرس ‌های مهم و معتبر سیاسی دست به دست می‌شود که دولت جمهوری اسلامی افغانستان به رهبری اشرف غنی، در تکاپوی شتابناک برای ایجاد اجماع ملی است، اما وقتی طرح حکومت مشارکتی از سوی منابع نزدیک به برخی سیاسیون طراز اول رسانه ‌ای می ‌شود، مفهومش این است که تلاش‌ ها برای اجماع ملی نیز بی ‌نتیجه خواهد بود؛ زیرا برای این طیف سیاسیون، هیچ چیزی مهم ‌تر از براندازی اشرف غنی از قدرت نیست و آنان تنها راه تعبیر این رؤیای دیرساله را در تشکیل حکومت مشارکتی می ‌بینند. (موسوی، ۱۳۹۹)

از سوی دیگر، گرچه برخی ناظران سیاسی آشکارا در دفاع از طرح حاضر برنخواستند اما به نوعی چنین مطرح کردند که طرح تدوین قانون اساسی، انجام انتخابات و متعاقبا تشکیل نظام جمهوریتِ فعلی خود به نوعی نتیجه ی اقدامات و راهکارهای قدرت های خارجی چون ایالات متحده بوده و بدین ترتیب طرح جدید و تشکیل کنفرانس بن ۲ نیز امری غریب نیست.

بدین ترتیب شاید بتوان گفت مواردی از این دست به نوعی عادی سازی و متداول بودنِ روند مشارکت و اراده ی سایر قدرت ها در امور داخلی کشورهای دیگر را تداعی کرده و از دیگر سو برای اهل خرد لزومِ توجه به تدبیر و تنظیم سیاست های خود متناسب با منافع و اهدافشان را گوشزد می کند.

راه حلی عاجل و فوری؛ خود خطریِ تهدید کننده برای آینده افغانستان

در همین راستا و در ذیلِ نامه آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا به اشرف غنی با پیشنهاداتی جهتِ تقویت فرایند صلح برای دولت افغانستان، بلینکن چنین عنوان کرده است که: “ما قصد نداریم با به اشتراک گذاشتن این مطالب، شرایطی را به طرفین دیکته کنیم … بلکه در عوض این موارد به جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان امکان آن را می دهد که “فورا و هر چه سریع تر” در جهتِ پیشبردِ وظایفی چون: الف) اصول بنیادی که آینده قانون اساسی و مقررات افغانستان را هدایت می کند، ب) نقشه راهی برای یک دولت جدید و فراگیر و ج) شرایط یک آتش بس پایدار و جام” گام برارند(United News of India, 2021).

به طور کلی گرچه به نظر می رسد که این طرح با هدفِ تسریع روند صلح افغانستان و همچنین اطمینان از خروج نیروهای آمریکایی که چندان هم به نظر نمی آید از سوی واشنگتن در حال اجرا باشد، است؛ لیکن با این وجود می توان گفت هر توافق نامه جدید تقسیم قدرت که به عنوان “راه حل سریع” (quick fix) برای پایان بخشیدن به جنگ و درگیری حاصل گردد، ذاتا خطرناک بوده و می تواند به تجدید درگیری، از دست دادن ثبات و سیستم های افغانستان در حال حاضر نجر شود.

چنانچه توماس روتیگ از شبکه تحلیلگران افغانستان، کسی که به عنوان بخشی از تیم سازمان ملل در اولین کنفرانس بن حضور داشت، استدلال می کند که وضعیت افغانستان در سال ۲۰۲۱ با شرایط سال ۲۰۰۱ بسیار متفاوت بوده و خواست برگزاری کنفرانس بن ۲ برای حل منازعات، امری غیرمنتظره و ریاکارانه است.

در مطلبی که در شبکه تحلیلگران افغانستان مطرح شده نویسنده چنین نتیجه می گیرد که طرح برگزاری “کنفرانسی به سبک بن” منافع و جدول زمانی ایالات متحده را حتی بیش از توافق دوحه در اولویت قرار داده است. حتی اگر طالبان با فرمول “بن ۲” موافقت کنند، بازهم علل درگیری و جنگ مرتفع نشده و به حال خود رها می ماند. چراکه این روند اجرای توافق نامه را به دست طرف هایی می سپارد که تاکنون و به درجات مختلف حاضر به مذاکره ای جدی با یکدیگر، و یا تقسیم قدرت نبوده اند.

تنها توجه و تمرکز به حضور جناح های مسلح در میز مذاکره، می تواند اصل مشارکت گسترده، از جمله مشارکتِ سازمان های زنان و سایر گروه های جامعه مدنی را زیر پا گذاشته و احتمال یک آینده صلح آمیز را محدود می سازد. این طرح یک بار دیگر اشتباه بزرگ بن ۱ را تکرار می کند، جایی که نیروهای سیاسی غیرنظامی به میز مذاکره دعوت نشدند.

در عین حال، حتی اگر بتوان هر دو طرف را با توافق و حتی نوعی آتش بس به ترک مخاصمه و جنگ سوق داده و نیروهای نظامی عقب نشینی کنند، بازهم با خروج نیروها توجه بین المللی باقی مانده به افغانستان بیشتر جلب خواهد شد. می توان تصور کرد که اگر جنگ دوباره آغاز شود، افغان ها مقصر شناخته می شوند.

پروسه های صلح در کلمبیا و فیلیپین نشان می دهد که روند پیشرفت در جهت صلحی پایدار، اغلب سال ها و حتی دهه ها طول می کشد. بنابراین یک دولت توافق شده براساس نشستِ “بن ۲” که به سرعت برسرآن توافق شود، می تواند حتی یک وضعیتی ناکارآمدتر از حال حاضر را به همراه داشته باشد.

بن ۱ کنفرانس صلح نبود و احزاب متخاصم را گرد هم نیاورد تا با یکدیگر به درگیری ها و جنگ پایان دهند. این کنفرانس تقریبا به گونه ای فوری و سریع توانست وزارتخانه ها و مناصب دولتی را بین احزاب تقسیم کند، زیرا که آنها در جنگ با یکدیگر قرار نداشتند. بنابراین دشوار است که دریابید چگونه این روند ممکن است الگوی خوبی برای پایان دادن به درگیری های امروز افغانستان باشد. (Ruttig,2021)

منابع:

– موسوی، (۱۳۹۹)، “سوغات خلیلزاد برای کابل، چه بود؟”، خبرگزاری دید، https://www.didpress.com/

– Ruttig, Thomas, (2021), ““Another Bonn-style conference”: A new plan to ‘fix’ the war and enable US troops to leave”, https://www.afghanistan-analysts.org/en/reports/war-and-peace/another-bonn-style-conference-a-new-plan-to-fix-the-war-and-enable-us-troops-to-leave/
– Shalizi, Hamid; Greenfield, Charlotte; Landay, Jonathan, (2021), “U.S. envoy seeking support to shake up Afghan peace process, warring parties object”, https://www.reuters.com/article/us-usa-afghanistan-khalilzad/us-envoy-seeking-support-to-shake-up-afghan-peace-process-warring-parties-object-idUSKBN2AY0MS
– TRAUB, JAMES, (2021), “Biden Has a Plan to Not Break Afghanistan”, https://foreignpolicy.com/2021/03/05/biden-has-a-plan-to-not-break-afghanistan/
– United News of India, (2021), “Blinken proposes new steps for peace in Afghanistan”, http://www.uniindia.com/blinken-proposes-new-steps-for-peace-in-afghanistan/world/news/2337526.html

 

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا