روابط خارجیسر تیتر خبرهاسیاستنخستین خبرهایادداشت ها

خروج نیروهای نظامی: اهتزازِ پرچم سفید تسلیم یا تغییرشکل در راهبرد مشارکت خارجی؟

۲۸ فروردین (حمل) ۱۴۰۰ – ۱۷ / ۴/ ۲۰۲۱

خروج نیروهای نظامی: اهتزازِ پرچم سفید تسلیم یا تغییرشکل در راهبرد مشارکت خارجی؟

خروج نیروهای نظامی

با نزدیک شدنِ روندِ مذاکرات صلح افغانستان به نشست استانبول در تاریخ ۱۶ آپریل ۲۰۲۱، جو بایدن رئیس جمهوری ایالات متحده کمی زودتر از این نشست اعلام کرد که خروجِ نیروهای نظامی آمریکایی تا بیستمین سالگرد حملات سپتامبرِ ۲۰۰۱ پایان خواهد یافت و وی دیگر اجازه نمی دهد مسئولیتِ نظارت بر حضور نیروهای نظامی به پنجمین رئیس جمهور این کشور انتقال یابد.

در نتیجه، این تصمیم حضور نیروهای آمریکایی را فراتر از مهلتِ مقرر در تاریخ ۱ ماه مه ۲۰۲۱ حفظ خواهد کرد؛ تاریخی که دولت ترامپ سال گذشته بر سر آن با طالبان مذاکره و توافق کرد. با اعلامِ این سیاستِ جدید ایالات متحده شاهدِ مخالفت های طالبان و نارضایتی آنها بودیم. به گونه ای که این گروه اعلام کرد اگر نیروهای خارجی در مهلت مقرر از افغانستان خارج نشوند، آنها حملات خود به نیروهایِ ایالات متحده و ناتو را ادامه داده و در هر کنفرانسی مرتبط با آینده ی افغانستان شرکت نخواهند کرد.

اما ترکیه مذاکرات را برای ۲۴ آوریل برنامه ریزی کرده و دولت بایدن نیز گفته است که همچنان به یافتن یک راه حل سیاسی متعهد است. گرچه طالبان اکنون در موضع دیگری قرار گرفته اند. به گفته ی آنها این تصمیمِ ایالات متحده “راه” را برای “اقدامات متقابل” طالبان باز کرده، و بدین ترتیب طرف آمریکایی “مسئول همه پیامدهایِ آتی آن خواهد بود، و نه امارت اسلامی”.

این گفته ها بار دیگر عواقب و نگرانی های ناشی از خروج نیروهای خارجی را تداعی می کند. چراکه کشورهای بسیاری متاثر از این تصمیم نیروهای خود را افغانستان خارج خواهند کرد. به طوری که، یک منبع انگلیسی در خصوص اعلامیه جو بایدن برای خروج آخرین سربازان آمریکایی تا ۱۱ سپتامبر از افغانستان گفت:” اگر آنها بروند، همه ما مجبور به رفتن هستیم. این یک واقعیت است”. (Dyer, 2021)

بنابه گزارش واشنگتن پست، به طور رسمی، ۲۵۰۰ سرباز آمریکایی در افغانستان حضور دارند، گرچه تعداد آنها در نوسان بوده و ۷۰۰۰ نیروی خارجی اضافی نیز از نیروهای ائتلاف در آنجا حضور دارند که اکثر آنها نیروهای ناتو هستند. اما مسئله ی خروج نیروهای خارجی و پیامدهای آن بحثی است که همواره ذهن مقامات و به ویژه مردم افغانستان را به خود مشغول ساخته است.

چرا که همواره یک رویِ سکه ی خروج نیروهای نظامی از افغانستان، ترس از احتمالِ خشونتِ گروه های افراط گرای اسلامی و بازگشت به دوران خفقان طالبان و از دست رفتنِ دو دهه تلاش برای آزادی های سیاسی مدنی است. به همین دلیلِ تصمیم اخیر بایدن با مخالفتِ بسیاری از مقامات حتی در درون دولت ایالات متحده مواجه شد.

گرچه به باور برخی ناظران سیاسی تصمیم بایدن به جا و منطقی بوده و جای تعجب ندارد، چراکه چشم اندازِ آتی از معاملاتی با لزومِ تغییرِ تمرکزِ آمریکا از عملیاتِ ضد شوروش ناشی از ۱۱ سپتامبر در افغانستان را به سمتِ اولویت هایی چون رقابت با چین، منع گسترش سلاح های هسته ای، ایستادن در برای روسیه، ایران، کره شمالی و غیره برجسته می سازد.

اما جدا از دلایل بایدن، خروج نیروهای نظامی خارجی چه عواقبی برای افغانستان خواهد داشت؟

در ابتدا لازم به ذکر است برخی براین باورند که نباید خروج آمریکا از افغانستان را خروجی همه جانبه دانست. چنانچه به باور تمیم عاصی رئیس انستیتوت جنگ و صلح افغانستان در مصاحبه با آریانا نیوز، این خروج برای افغانستان یک فرصت است. به باور وی این بداشت غلط است که آمریکا از افغانستان خارج می شود، بلکه آمریکا از جنگ افغانستان خارج می شود نه خود افغانستان؛ اما حضور دیپلماتیک و سیاسی و مالی و اقتصادی و غیره؛ و در عین حال ماموریت ها وپایگاه های ضدتروریستیِ خود را در این کشور حفظ خواهد کرد.

اما از سوی دیگر برخی هشدار داده اند كه خروج آمریکا در حالی كه دستاوردهای حاصل از دو دهه گذشته در زمینه بهداشت، آموزش و حقوق زنان را به خطر می اندازد، منجر به فروپاشی دولت كابل نیز خواهد شد. به گفته ی مقامات دولت بایدن، ایالات متحده قصد دارد تا از نزدیک در روند صلح دخیل باشد و کمک های بشردوستانه و حمایت به دولت و نیروهای امنیتی افغانستان را ادامه خواهد داد. اما به گفته ی آنها آنچه ما انجام نخواهیم داد استفاده از نیروهای نظامیِ خود به عنوان اهرم فشار و چانه زنی (bargaining chips) است. (Ryan and DeYoung, 2021)

اما از همان زمانِ امضای توافق نامه ی ترامپ برخی براین باوربودند که عقب نشینی نیروهای خارجی یک اشتباه بزرگ و مساوی با پیروزی طالبان است. چنانچه در همین راستا شاهد دیدگاه افرادی چون رایان کراکر، سفیر سابق آمریکا در افغانستان بودیم که عقب نشینی آمریکا از افغانستان، پس از ۲۰ سال مبارزه برای شکست دادن طالبان، شبیه به شکست ویتنام است. وی مذاکرات ایالات متحده با طالبان و توافق خروج در ۲۹ فوریه را شبیه “پرچم سفید تسلیم” توصیف کرد که شبیه به گفتگوهای ایالات متحده با ویتنام شمالی در پاریس بود.

به نظر می رسد نگرانی اصلی منتقدانِ خروج نیروهای نظامی خارجی به خشونت های کاهش نیافته و بی وقفه ای بر می گردد که از زمان توافق با طالبان در فوریه در افغانستان ادامه داشته است. چنانچه دررابطه با عواقب این امر مایکل اوهانلون، مفسر بروکینگ نیز پیشتر، از افزایش جدی خشونت طالبان پس از خروج آمریکا و امکانِ تقسیمِ عملی کشور با تسلط پشتون ها در جنوب کشور و غیر پشتون ها -تاجیک ها و ازبک ها- در شمال افغانستان صحبت کرده بود. چنین تقسیم بندی ای ناگزیر متضمنِ آوارگی میلیون ها نفر و حتی شاید پاکسازی قومی باشد.

اما به باور برخی دیگر، عواقبِ آتی از خروج نیروهای خارجی از افغانستان تشدید کننده ی منافع رقابتی پاکستان و هند در افغانستان و تلاش هریک پس از خروج آمریکا برای بهره برداری از شرایط این کشور بر خواهند آمد. از یک سو پاکستان تمایل به توافقی سیاسی دارد که به نفع جامعه ی پشتون و متضمنِ یک دولت فراگیری باشد که با منافع پاکستان منافاتی نداشته باشد. این امر به حضور گسترده ی طالبان در نظم جدید نیاز دارد، تا هند را تنها به داشتنِ یک نقش توسعه اقتصادی تحدید سازد. ازدیگر سو هند نیز یک دولت فراگیر و جامع در کابل را می پذیرد، اما تنها در صورتی که طالبان پیوندهای سنتی خود با القاعده و وابستگی به ایدئولوژی افراطی را کنار گذارند. (AHMAD, 2021)

از طرف دیگر، ناتوانی دولت در تامین امنیت، شکننده بودن وضعیت، و تهدیدِ دستاوردهای بیست سال گذشته مانند حقوق بشر، جایگاه زنان، آزادی بیان و وضعیت متزلزل سیاسی که احتمال وقوع یک جنگ داخلی را در کشور تشدید می کند، احتمال سقوط کشور در ورطه ی هرج و مرج و فروپاشی دولت و بازگشت مجدد طالبان را نیز قوی کرده است.

در نتیجه، قربانیان اصلی این خروج شتابزده قطعا مردم افغانستان خواهد بود. چنانکه نیویورک تایمز نیز در توئیتی نگاشته است که این مردم افغانستان هستند که بیشترین هزینه را برای جاه طلبی های شکست خورده آمریکا در کشورشان پرداخت اند و اکنون با تهدید تاریک انقلاب دوم طالبان رو به رو هستند. همچنین، وقتی یکی از روزنامه نگاران از بایدن سوال کرد که آیا او مسئولیتی در قبال حقوق بشر افغانستان و به ویژه حقوق زنان ندارد؟ او پاسخ داد: مسئولیت من این است که از منافع شخصی آمریکا محافظت کنم و زنان و مردان ما را در معرض آسیب قرار ندهم(Dyer,2021).

عواقب و تبعاتِ خروج نیروهای خارجی برای کشورهای منطقه و فرامنطقه

به طور کلی با در نظر گرفتنِ این امر که چشم انداز توافق صلح کمرنگ شده و طالبان نیز با عدم توقف خشونت های جاری، از پیروزی خود در میدان جنگ اطمینان داشتند، این احتمال می رود که پس از عقب نشینی کامل نیروها، طالبان درصدد برآیند جنگی که به باورشان پیشتر در آن پیروز شده اند را تا پایان ادامه داده دهند. با درنظر گرفتنِ خروج نیروهای نظامی خارجی و فرضیه قدرت یافتن طالبان، برآیندهای احتمالی مطرح شده است:

۱- پاکستان؛ دستاوردهای و نگرانی ها: همان گونه که خبرگزاری ایندیا اکسپرس اشاره کرده است، این زمان برای پاکستان در آنِ واحد لحظه ای حمایتی و در عین حال نگران کننده محسوب می شود. طالبان مخلوقی از تشکیلاتِ امنیتی پاکستان هستند و پس از حمله آمریکا به افغانستان، آنها خود را به پناهگاه های امن در خاک پاکستان منتقل کرده و شورای عالی طالبان از کویته بلوچستان فعالیت می کرد.

این پاکستان بود که طالبان را ترغیب کرد تا با دولت ترامپ معامله کنند. پس برای ارتش پاکستان، که افغانستان را همیشه “عمق استراتژیک” خود در خصومت همیشگی اش با هند می دید، تصرف افغانستان توسط طالبان سرانجام پس از ۲۰ سال می تواند یک نیروی دوستانه را برسرکار آورده و هند را محدود سازد.

اما از سوی دیگر عقب نشینی ایالات متحده به این معنی است که پاکستان به تنهایی باید کلِ بار هرج و مرجی که کارشناسان پیش بینی می کنند را به تنها به دوش بشد. همچنین جنگ داخلی غیرممکن نیست و با این احتمال، حتی در شرایطی که پاکستان با پناهندگان جنگ اول افغانستان دست و پنجه نرم می کند، یک بار دیگر سیل مهاجرت به پاکستان جریان می یابد. همه اینها در شرایطی است که اقتصاد این کشور ناپایدار و پاکستان با وام های صندوق بین المللی با شرایطِ سخت دست و پنجه نرم می کند.

به علاوه، نیروهای طالبان یک دست نبوده و اخیرا نیز رگه های استقلال از پاکستان را نشان داده اند. در نهایت، گرچه جبهه شرقی پاکستان با هند همچنان دغدغه ی ارتش پاکستان است، اما در حال حاضر ساکت بوده و بنابراین این یک سردرد کمتر محسوب می شود.

۲- هند؛ زمانی برای احتیاط: اما دهلی نو هم که پیشتر امیدوار بود بخشی از طرح آمریکا باشد، از عقب نشینی این قدرت نگران و مستاصل خواهد شد. هند پیشتر در حاشیه ی بیرونی از تمایل ترامپ برای خروج از افغانستان قرار داشت و به نوعیِ یک حامیِ ناراضی از”گفتگوهای درون افغانی” بین طالبان و دولت افغانستان بود.

لیکن زمانی که بایدن وارد میدان شد، هند امیدوار بود که آمریکا مجددا سیاست های خود را بازبینی کند. اظهار بلینکن برای تایید و به رسمیت شناختن هند به عنوان یک ذینفع منطقه ای به این کشور نقش مهمی می داد، اما به نظر می رسد این سخنان آینده چنانی ندارد.
چراکه گروه حقانی که توسط سازمان اطلاعات پاکستان پرورش یافته است، نقش بزرگی در هر رژیم طالبان خواهد داشت. همچنین نگرانی دیگر برای هند، شبه نظامیان متمرکز در هند مانند لشکر طیبه و جیش محمد است که از نظر تشکیلات امنیتی هند، تعداد زیادی از آنها به افغانستان منتقل شده اند.

۳- چین: چین از بی ثباتی در افغانستان چیزهای زیادی را از دست خواهد داد زیرا این اتفاق می تواند بر کریدور اقتصادی چین-پاکستان تأثیر بگذارد. همچنین یک رژیم طالبان در افغانستان می تواند به ناآرامی هایی در منطقه خودمختار سین کیانگ، منجر گردیده و برعکس این وضعیت می تواند به پاکستان، به عنوان یک متحد، نقش بیشتری برای نفوذ در افغانستان اعطا کند.

بدین ترتیب چین علیرغم دوری از تنش کنونی خود با واشنگتن در مورد موضوعات مختلف، از جمله ادعای ایالات متحده در مورد نسل کشی اویغورهای مسلمان در سین کیانگ، از عقب نشینی نیروهای آمریکایی ابراز نگرانی کرده است.

۴- روسیه: بعد از شکست روسیه از مجاهدینِ مورد حمایت آمریكا و خروج از افغانستان در سه دهه پیش، حال خروج آمریكا برای روسیه یك چرخش کامل (بازگشت به نقطه ی اول پس از تغییرات زیاد) است. گرچه در سال های اخیر، روسیه نقش یک مصلح را در افغانستان به عهده گرفته است؛ اما طالبان و دولت افغانستان هم دررابطه با تلاش های این کشور محتاط بوده اند.

پیوندهای رو به رشد روسیه با پاکستان می تواند روسیه را به سمتِ نقشی جایگزین پس از خروج آمریکا در افغانستان تبدیل کند. به باور برخی تحلیلگران، با عقب نشینی ایالات متحده، قدرت های منطقه ای مانند روسیه و چین -که با فروپاشی نظم در افغانستان صدمه بیشتری می بینند- احتمالا به صورت دیپلماتیک و شاید از طریق کمک های نظامی مداخله می کنند تا نوعی تعادل امنیتی در افغانستان را ایجاد کنند.

۵- ایران: ایران به عنوان کشوری که با پاکستان و افغانستان مرز مشترک دارد، به خوبی تهدیدهای امنیتی موجود از هر دو کشور را درک می کند. و یک رژیم طالبان در کابل تنها این درک تهدید را افزایش می دهد. اما ایران، در این بازیِ طرف همه بازیگران بازی می کند. چنانچه می توان گفت علی رغم خصومت متقابل و شکاف دینی میان ایران و طالبان، چند سال پیش ایران کانال هایی را به روی طالبان گشود و اخیرا حتی میزبان هیئت طالبان در تهران بود. (Subramanian, 2021)

به طور کلی به باور برخی تحلیلگران پس از خروج ایالات متحده از افغانستان دو سناریو وجود دارد: ۱- ثبات از طریق متحد کردن این کشور تحت یک قدرت، یا جناح گرایی تحت یک سیستمی از تقسیم یا مشارکت در قدرت (power-sharing) 2- بی ثباتی به دلیل شکست دولت و سقوط در ورطه ای از هرج و مرج و ظهور هر گونه اقتدارِ واحد.

بنابراین به نظر می رسد افغانستان همچون گنجی طلسم شده تمامِ دوستان و دشمنان خود را درکنارش نگه داشته و قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای هر یک علاوه بر ترس و نگرانی هایِ ناشی از خطرات و ناامنی های تحولات این کشور، همچنان برای نفوذ و تسلط برآن تلاش می کنند.

لیکن نباید فراموش کرد که افغانستان به واسطه ظرفیت و بستر مناسبی که برای فعالیت گروه های تروریستی دارد احتمال حضور مجدد و گسترده تر نیروهای تروریستی را حتی پس از خروج خواهد داشت. بنابراین، این خروج اگر مسئولانه و متناسب با شرایط افغانستان صورت نگیرد عواقب به مراتب بدتری را در پی خواهد داشت.

 

                       پیامدهای داخلی پیامدهای منطقه ای و بین المللی
خروجِ شتابزده نیروهای خارجی

+

عدم دستیابی به توافق صلح

(احتمالِ پایین)

جنگ داخلی و جغرافیای تروریسم، تشدید خشونت، فروپاشی دولت کابل و آنارشی سربرآوردنِ نیروها و جناح های متخاصم، رقیب و جنگ سالاران ظهور مجدد سلطه طالبان

+

از بین رفتن دو دهه تلاش ملت و دولت سازی

افزایش بیم و نگرانیِ بیش از پیشِ شهروندان افغان

+

سیل مهاجرتهای مجدد به کشورهای منطقه و فرامنطقه

تشدید شکاف های قومی و سیاسی

+

افزایش دخالت کشورهای منطقه در افغانستان

تشدید رقابت بین هند-پاکستان + کشورهای عرب منطقه

+ همچنین فعالگراییِ قدرتهای بزرگ

تهدید کریدور اقتصادی پاکستان-چین

+

امکان فعال گرایی ایغورهای مسلمان

امکان رشد مجدد گروه های افراطگرای اسلامی در سایر نقاط و حوادثی چون ۱۱ سپتامبر قدرت طلبیِ روسیه و تمایل به جایگزینی بجای ایالات متحده

+

جبران شکست از مجاهدین

خروج مسئولانه نیروهای خارجی

+

دستیابی به توافق صلح

(احتمال بالا)

تعهد نیروهای خارجی برای تضمین امنیت و آرامش داخلی و حمایتِ نیروهای نظامی افغان و تداومِ نقش مصلح و حامی برای تضمین ثبات تغییر مسیر حمایت نظامی به سمت حمایت های بشر دوستانه و فعالیت های دیپلماتیک اجماع بر سرِ حفظِ نظام دموکراتیک و صلح طلبانه و پذیرشِ نظامِ سیاسیِ متحد و یکپارچه

+

حکومت ائتلافی

تحدید طالبان برای حملات و فعالیت های خشونت طلبانه و تضمینِ امنیت به واسطه تعهد به توافق نامه ای اجرایی

کاهشِ بار مسئولیت افغانستان از دوش آمریکا و انتقال آن به دولت های منطقه و فرا منطقه

منابع:

– AHMAD, TALMIZ, (2021), “The US withdrawal from Afghanistan and its implications”, https://www.arabnews.com/node/1775826
– Dyer, Gwynne, (2021), “When words have no meaning”, https://www.thespec.com/opinion/contributors/2021/04/15/when-words-have-no-meaning.html
– Ryan, Missy and DeYoung, Karen, (2021) “Biden will withdraw all U.S. forces from Afghanistan by Sept. 11, 2021”, https://www.washingtonpost.com/national-security/biden-us-troop-withdrawal-afghanistan/2021/04/13/918c3cae-9beb-11eb-8a83-3bc1fa69c2e8_story.html
– Subramanian, Nirupama, (2021), “Explained: After US exit from Afghanistan”, https://indianexpress.com/article/explained/us-afghanistan-military-pullout-joe-biden-9-11-attacks-7275478/

 

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا