سر تیتر خبرهاسیاستطالباننخستین خبرهایادداشت ها

طالبان و طفره رفتن از پذیرش آتش بسی پایدار

۲۸ تیر (سرطان) ۱۴۰۰- ۱۹/ ۷/ ۲۰۲۱

علی رغمِ بن بست ها و چالش های ایجاد شده طی چندماه اخیر در مسیر مذاکرات صلح افغانستان و عدم حضور طالبان برسر میز مذاکره، نهایتا در تاریخِ ۲۶ تیر ۱۴۰۰ (۱۷ ژوئیه ۲۰۲۱) شاهدِ آغاز دور جدیدی از مذاکرات صلح با هدفِ کسب مشارکت سیاسی، تعیین میانجی و برقراری آتش بس بودیم. اما هرچند یکی از آجندای اصلی این مذاکرات “آتش بس” بود، لیکن در یک شنبه شب (۱۸ ژوئیه ۲۰۲۱)، با انتشار علامیه ی شش ماده ایِ مشترک از سوی دو طرف، آن هم بدونِ ذکر آتش بس در آن، این نشست به پایان رسید.

 بنابراین آخرین گفتگوها بین دولت افغانستان و طالبان در دوحه بدون پیشرفتی چشمگیر روز یکشنبه پایان یافت؛ حتی علی رغمِ آنکه رهبر شورشیان، هبت الله آخوند زاده اذعان کرده بود باوجودِ فتوحات و پیشروی های نظامی طالبان، “قویا” از یک توافق سیاسی حمایت می کند. بنابراین می توان گفت تنها برآینده مهم این نشست توافق برای ادامه مذاکرات میان دو طرف بود، یعنی نتیجه ای بسیار کمتر از حد انتظار نسبت به آتش بس های توافق شده ی پیشین. در نتیجه در اعلامیه فی مابین، تنها بر لزوم تسریع مذاکرات جهت بیرون رفت از وضعیت جاری و یافتن راه حلی دائمی توافق شد.

به هر روی همان گونه که مشخص بود، برقراری آتش بس و دست یابی به این مهم، مسیری پرپیچ و خم بوده و اجماع بر سرآن به راحتی امکان پذیر نمی باشد؛ به ویژه که طالبان با پیش کشیدن شروط خود همواره در مسیر برقراری آتش بس سنگ اندازی می کنند. چنانچه می توان گفت مواردی چون پیشنهاد آتش بسی سه ماهه در ازایِ آزادی ۷۰۰۰ زندانی طالب و همچنین حذف اسامی رهبرانی این گروه از فهرست سیاه سازمان ملل، خود از مواردی مسئله ساز در مسیر برقراری آتش بس بوده است.

بنابراین به نظر نمی رسد در اهداف و اصول طالبان هیچ تغییری ایجاد شده باشد و همچنان تنها شیوه ی این گروه برای پذیرشِ آتش بسی هر چند موقت، پیش کشیدنِ شروطی غیرقابل اجرا، غیرمنطقی و بحران ساز و کسب امتیازات بیشتر با تحت فشار قرار دادن دولت افغانستان می باشد؛ در نتیجه متعاقبا از دید طالبان گذار به صلح، تنها با تحقق بخشیده شدن به فاکتورهایی ممکن است که اگر نتواند تحکم و اقتدار سیاسی آنها در بدنه ی دولت تضمین کند، حداقل در تجهیز و تقویتِ نیروی پشتیبانی و ساختارِ سیاسیِ این گروه برای برهم زدنِ خوابِ امنیت و آرامش از چشم مردم افغانستان در آینده موثر باشد.

 به هرروی، گرچه طی این نشست و در ابتدای امر دوطرف متفق القول بودند که پایان شرایط جاری در افغانستان راه حلی نظامی نداشته و تنها راه حل برای باز کردن این بن بست دیپلماتیک یافتن راه حلی سیاسی است، لیکن طبق معمول طالبان بدونِ محقق شدنِ پیش شرط های خود تن به آتش بس نداده و این دور از مذاکرات نیز بدون نتیجه ی قابل ذکری پایان یافت. طالبان سرسختانه با پیش بردنِ سیاستی از برپایی صلح از طریقِ جنگ، روندِ برقراریِ آتش بس و صلح را منوط شروطِ خود کرده و دورِ باطلی از عدم توافق و عدم امنیت را ایجاد کرده اند. بنابراین می توان گفت بزرگترین چالش بر سر راه مذاکرات صلح و دست یابی به آتش بسی پایدار، خودِ “طالبان” هستند.

موانع موجود در برقراری آتش بس
  • نخستین عامل در عدم برقراری آتش بس را می توان در ماهیت گروه طالبان می توان جست و جو کرد. طالبان گروهی تندرو با ماهیت افراطگرایی است که از خشونت به عنوان تنها ابزار رسیدن به اهداف خود استفاده می کنند. به عبارت دیگر، استفاده از خشونت در طی این سال ها تنها ابزار طالبان برای زنده نگه داشتن و رسیدن به اهداف خود بوده است. درواقع، عدم برخورداری طالبان از پایگاه مردمی و نداشتن مشروعیت منجر به آن شده که این گروه قدرت خود را از طریق حملات انتحاری، ترورهای هدفمند و جنگی مستمر نشان دهند. بنابراین، برای گروهی که خشونت تنها وسیله آن ها برای حفظ موجودیتشان است، چشم پوشی از این گزینه کاری سخت و بلکه غیرممکن است.
  • دومین عامل را می توان در چندپارچگی بین گروه طالبان یافت. از آغاز مذاکرات نشانه هایی از وجود چندستگی بین رهبران سیاسی و نیروهای نظامی آنها وجود دارد؛ یا به عبارت دقیق تر، بدنه ی نظامی طالبان چندان تمایلی به گفت و گو و مذاکره نداشته بیشتر تمایلشان به پیروزی از طریق نظامی است. برای این افراد که سال ها در جبهه جنگ حضور داشتند گفت وگو به معنای ضایع شدن تمام تلاش های طالبان در طی این سال ها بوده است. در واقع تن دادن به میز گفت و گو حرکت و ماهیت این گروه را زیر سوال می برد.
  • عامل بعدی را می توان در عدم توانایی دولت افغانستان برای فشار آوردن بر طالبان و عدم فشار بین المللی بر این گروه به منظور کاهش خشونت و تن دادن به آتش بس ذکر کرد. در واقع، با امضای توافق نامه دوحه در فوریه ۲۰۲۰ روندی از مشروعیت بخشی به طالبان این اجازه را داد تا این گروه آزادانه تر به فعالیت خود اقدام کنند.

در نهایت شاید بتوان گفت در اعتراف های کلامیِ طالبان برای تمایل به صلح، با رفتارِ باالفعل و علنیِ این گروه در عدم اتخاذ رویکردی جهت نشان دادن حسن نیت خود، تفاوت فاحشی مشاهده می شود. بدین ترتیب نمی توان به گروهی که به گفته ی خود با خشونت و جنگ ۸۵ درصد از افغانستان را تحت کنترل گرفته اند و یک گام تا به قدرت رسیدن فاصله دارند اعتماد کرد.

چنانکه این شورشیان در آخرین مراحل خروج نیروهای آمریکایی و سایر نیروهای خارجی از افغانستان سرمایه گذاری و برنامه ریزی کردند تا یک سری حملات صاعقه وار و متوالی را به سراسر کشور آغاز کنند. به هرروی، طی سال ها، طالبان یکسری قراردادهای متراکه ی موقت جنگ را در ایام عید و تعطیلات اسلامی اعلام کرده اند، که امیدها برای کاهش خشونت بیشتر را به دنبال داشتند. با این حال این گروه به دلیل (سوء) استفاده از این چنین آتش بس های موقت آنهم در جهتِ تأمین و تقویت مجددِ مبارزان و نیروهای شورشیِ خود مورد انتقاد قرار گرفته است؛ به عبارتی این آتش بس ها به آنها اجازه داده است تا پس از اتمامِ تاریخ آتش بس، حملات مخرب و ویرانگر با شدتی بیشتر را به نیروهای امنیتی افغانستان آغاز کنند. (france24, 2021) اما به واقع این گونه آتش بس به سودِ کدام یک از طرفین است؟

همچنین چالش دیگر که در همین رابطه می توان اشاره کرد، نقض مواردی از آتش بس های اعلام شده از طرف طالبان به عنوان یکی از مسائلی است که اعتماد به این گروه شوروشی را کاهش می دهد. چنانچه در اردیبهشت ۱۴۰۰ وزارت دفاع افغانستان اعلام کرد که گروه طالبان ۱۸ بار آتش بس سه روزه عید فطر را نقض و ۲۱ غیرنظامی را کشتند.

آتش بس چیست و چه تفاوتی با سایر تعهدات برای کاهش خشونت دارد؟

آتش بس به عنوان تمهید، قرار و ترتیباتی در هنگام درگیری مسلحانه تعریف می شود که به موجب آن حداقل یکی از طرفین درگیری متعهد شود که از یک مقطع زمانی مشخص خصومت ها را متوقف کند. این الزام که یک طرف درگیری و منازعه متعهد می شود تا خشونت مرتبط با جنگ و نبرد را از یک مقطع زمانی خاص متوقف کند، آتش بس را از تعهداتی سست و بی ثبات تر برای کاهش یا متوقف کردن خشونت در برخی موارد در آینده متمایز می کند. آتش بس همچنین به اظهاراتی، چه کلامی و چه کتبی نیاز دارد، که یک بازیگر را متعهد به تعلیق خشونت سازد. این موارد آتش بس را از وقفه های تعمدیِ سطح پایین تر در جنگ متمایز می کند.

این تعریف در برگیرنده ی تمهیداتِ مختلفی است؛ از آرایش های غیررسمی و بی ثبات گرفته تا لزومِ مدارک رسمی دقیق برای برقراری رسمی آتش بس. آتش بس می تواند یک جانبه، دو جانبه یا چند جانبه باشد و قادر است طرفین را به خاتمه ی موقت یا دائمی خشونت متعهد کنند، و همچنین می توانند اهداف مختلفی نیز داشته باشند. در برخی موارد، ارتباط بین آتش بس و یک پروسه ی سیاسی گسترده تر، مانند آتش بس در حین یا در حمایت از مذاکرات سیاسی، صریح و آشکار است. اما در موارد دیگر این پیوند می تواند ضمنی باشد. اما به هرروی باید توجه داشت که آتش بس از توافقات صلح متمایز است.

 توافقنامه صلح یک توافق نامه رسمی بین حداقل دو طرف متخاصم جنگ است که به ناسازگاریِ مورد مناقشه و نزاع می پردازد، حال این اقدام یا با حل و فصل همه یا بخشی از آن تخاصم صورت می گیرد، و یا با ترسیم صریحِ فرایندی برای چگونگی برنامه ریزی طرف های درگیر جهت مرتفع ساختن، تعدیل و تنظیم ناسازگاری محقق می شود. در مقابل، آتش بس در درجه اول به تنظیم و تعدیل خشونت مرتبط است و بدین ترتیب شامل مقرراتی برای رفع ناسازگاری زمینه ای، بنیادی و اساسی نیست.

 اگرچه بیشتر تعاریف آتش بس به طور طبیعی متعهد به متوقف کردن خصومت های مستقیم (به اصطلاح میدان جنگ) است، اما باید توجه داشت که توافق نامه های آتش بس همچنین می تواند شامل ممنوعیت های مضاعف نیز باشد. آتش بس می تواند پوشش جغرافیایی (به عنوان مثال ملی یا محلی) و زمانی (به عنوان مثال موقتی یا دائمی) یک تمهید برای برقراری آتش بس را شکل دهد. (Clayton et al, 2021: 344)

به هرروی باید گفت آتش بس ها می تواند خشونت را کاهش و بر پیشبرد روند صلح تاثیری مثبت گزارند. در نتیجه، متداول ترین نتایج مطلوب در این روند، دوام صلح، ثبات آتش بس، پایداری آتش بس و پیشبرد تلاش های صلح است. می توان گفت در روند آتش بس دو هدف فوری و اساسی وجود دارد: هدف فوری، که در تعریف آتش بس نهفته است، توقف درگیری ها (به طور دائم یا موقت) است. در حالی که همه آتش بس ها در این هدف مشترک هستند، اما هدف اصلی آنها، که دلیل برقراری آتش بس است، در موارد مختلف می تواند متفاوت باشد. هدف اساسی و بنیادیِ آتش بس دلیل برقراری آتش بس است، در واقع اینکه چرا بازیگران جنگ ها را متوقف می کنند (به عنوان مثال برای توزیع کمک یا آغاز مذاکرات صلح).

بنابراین با توجه به مباحث فوق الذکر باید گفت زمانی آتش بس می تواند به ویژه برای کشوری چون افغانستان با تهدیدِ فزاینده و شدید طالبان مفید واقع شود که روندِ اتخاذِ هدف در برقراری آتش بس از هدفِ فوری به هدفِ اساسی و دائمی تغییر یافته و بدین ترتیب شاهدِ قطعیت در آتش بسی جامع و پایدار در کشور باشیم و این موضوع به موردی زمینه ای و بنیادی برای رسیدن به صلح تبدیل شود. روندی که اولین مرحله ی آن پایان بخشیدن به وضعیت جنگی، و دومین مرحله ی آن حمایت و پیشبرد مذاکرات صلح است. اما به هر حال تشخیص سهم آتش بس در روند صلح افغانستان به معضلی چالش برانگیز و لاینحل تبدیل شده است.

به هرروی به چند دلیل، شناسایی و ارزیابی موفقیت یک آتش بس ممکن است دشوار بوده و روندِ اجماع، پذیرش و در نهایت برقراریِ آتش بس را با چالش مواجه سازد. ۱-اینکه انگیزه های طرفین ممکن است مبهم و غیرشفاف باشد، آنها ممکن است اهداف مختلفی داشته باشند، ممکن است نظر خود را در مورد هدف تغییر دهند ویا آتش بس بیش از یک هدف داشته باشد. ۲-موضع گیری ها نیز می تواند عامل مهمی باشد؛ مواردی که در آنها میانجی هایِ شخص ثالث آتش بس را با هدفی متفاوت از اهداف طرف های درگیری تسهیل می کنند. و شاید بتوان این مورد را دررابطه با ایستایی و انفعال توافق نامه دوحه میان طالبان و ایالات متحده جهت تثبیت آتش بسی قطعی و پایدار برای مردم افغانستان، و فعال گراییِ آن برای بهره مند از آتش بسی به سود ایالات متحده اشاره کرد.

در پایان به نظر می رسد تعریف از آتش بس برای گروه های خشونت ورزی چون طالبان که مرتکب نقض آن شده و اعتمادی بر آنها نیست، مفهومی کارآ و موثر نمی باشد. در نهایت می توان گفت طالبان بارها و بارها تعهدات خود را زیر پا گذاشته و به نقض آشکار حقوق بشر و خشونت و جنگ اصرار داشته اند. بنابراین چنین گروهی به آسانی برای آتش بسی پایدار رضایت نخواهند داد و شاید بهتر بود لزوم اجرایی ساختن و تضمینِ آتش بس جامع و بادوام در توافق نامه ی دوحه مهر می خورد. توافق نامه ای که بیشتر آتش بسی برای نیروهای آمریکایی بود تا مردم افغانستان.

منابع:

– Clayton, Govinda and Laurie Nathan & Claudia Wiehler, (2021), “Ceasefire Success: A Conceptual Framework”, INTERNATIONAL PEACEKEEPING, VOL. 28, NO. 3, 341–۳۶۵

– france24, (2021), “Afghan government and Taliban to meet again after inconclusive talks”, https://www.france24.com/en/middle-east/20210718-afghan-government-taliban-meet-again-talks-conflict-settlement

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا