سر تیتر خبرهاسیاستطالباننخستین خبرهایادداشت ها

از نقش آفرینی های نوینِ بازیگران دولتی و غیردولتی تا دادن دست بیعت با طالبان!

۳۰ اسد (مرداد) ۱۴۰۰ – ۲۱/ ۸/ ۲۰۲۱

پس از آنکه طالبان در تاریخ ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ کابل را تسخیر و در نتیجه تمامیِ ولایت های کشور (به غیر از پنجشیر) را تنها در عرض یک هفته به زیر سلطه خود کشید، مواضع بسیاری از بازیگران دولتی و غیردولتی به فتوحات تازه طالبان بیش از پیش آشکار شد که این موضع گیری ها با خود روندی از دسته بندی های جدید را نیز در منطقه مشخص خواهد کرد. دسته بندیِ هایی که گویی ذیلِ آن ایالات متحده از قدرتِ هژمون در منطقه کنار زده شده و دیگر بازیگرانِ منطقه ای و یا بین المللی برای پُر کردن جای آن به انتظار درکمین نشسته اند. اما شاید بتوان چهار دسته بندی از گروه ها و جریانات دخیل در تحولات افغانستان و موضع گیری های آنها را مطرح ساخت:

۱- دولت های منطقه ایِ ظاهرا مهم و غیرقابل اجتناب در پروسه صلح و ثبات، که همواره نفوذی گسترده در منطقه داشته و طبعا با تغییر شرایط در افغانستان بایستی به جهت دهی منافع و اهداف آتی خود در مسیری استراتژیک و حیاتی نیز بیاندیشند. متاسفانه در این رسته، پاکستان کشوری بوده است که از ابتدا دوسویه بازی کرده و با حمایت از گروه های مختل امنیت چون طالبان، حسن نیتی از خود نشان نداده است. گرچه این کشور به عنوان پناهگاهی امن برای گروه های تروریستی به شمار می آمد، اما از دیگر سو کشوری چون افغانستان همواره برای رسیدن به صلح چاره ای جز اعتماد و رایزنی با آن را نداشته است.

بنابراین اسلام آباد به نوعی با سیاست یکی به نعل و یکی به میخ زدن، درصدد برآمد هم خود را به عنوان عنصری حیاتی در حل و فصل تنش های منطقه و افغانستان جلوه دهد، و هم با ایجاد آبی گل آلود در این میانه، سیاست های خود در همسویی باجناحی که منفعت بیشتری از آن خواهد برد را پیاده سازی کند.

۲- دولت های فرامنطقه ای که هم از خروج ایالات متحده رضایت داشته و هم از خلاء امنیتیِ آتی در منطقه نگران خواهند بود و قطعا در پیِ پُر کردن این خلاء، و به موازاتِ آن، پیاده سازی سیاست خارجی خود در قالب رویکردهای منفعت طلبانه ادامه خواهند داد. در همین راستا شاید بتوان گفت کشوری چون چین همواره در اکثر مداخلات بین المللی رویه ای خنثی و یا میانه در پسِ استراتژی های غیرنظامی را پیش گرفته و با تکیه بر دیپلماسی عمومی هرگز نخواسته است چون ایالات متحده به لشکرکشی های نظامی و عملیات جنگی گسترده مبادرت ورزد، و در حال حاضر نیز به نظر نمی رسد با سیاستی متاثر از مداخلات نظامی پیش آید.

لیکن شاید بتوان گفت سرمایه گذاری های بلند مدت بر منابع، ساخت و ساز و انرژی افغانستان یکی از گزینه های احتمالی این کشور و زمینه سازی پیشروی نرمِ چین در سایه گروه های نیابتی و یا دولت های دیگر باشد. دست پنهان و نفوذِ تدریجی چنین دولت هایی می تواند حتی از حضور علنی هم اثرگذارتر باشد.

اما  کشور دیگری چون روسیه در هاله ای از تمایل و تردید، خواستار ورود به جریان تحولات افغانستان و مداخلات سیاسی نظامی در این کشور است، اما از دیگر سو هنوز به طور کامل قادر به اعتماد و تکیه بر گروهی تروریستی چون طالبان و مشروعیت بخشی به آن نیست.

۳- دسته ی سوم از بازیگران دخیل در بازیِ مبهم و پیچیده ی افغانستان، بازیگران غیردولتیِ نافذ و ریشه دار در منطقه هستند. حماس به عنوان مهمترین بازیگر غیردولتی دخیل در این زمینه شناخته می شود که پیروزی طالبان را تبریک گفت. همچنین می توان به گروه هایی چون القاعده در یمن و هیات تحریر شام و یا حتی حزب ترکستان اسلامی در سوریه نیز اشاره کرد که به آینده ای متشکل از تقویتِ بیشتر چنین گروه هایی در منطقه امیدوار بوده و از آن برای قدرت نماییِ های آتی خود استقبال می کنند.

۴- به هرروی، جدا از اظهار رضایت، تبریک و یا همراهیِ برخی بازیگران دولتی و غیر دولتی با طالبان، دراین میان نمی توان نقش برخی از جریانات و گروه هایی سیاسی-مذهبی و شخصیت ها و رهبرانِ آنها را نیز فراموش کرد. چنانچه در ۱۷ اوت ۲۰۱۷، شاهد تبریک مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان و پرنفوذ ترین شخصیت مسلمان سنی ایران به پیروزی طالبان بر افغانستان بودیم. به گفته ی او، عفو عمومی طالبان به دلیل حقانیت این گروه است. از طرف دیگر، مولوی عبدالحمید از اطمینان نسبت به تغییر رویکرد طالبان در طی بیست سال گذشته صحبت می کند.

در ادامه به تبیین جداگانه واکنش های هریک از این بازیگران مختلف در رابطه با طالبان خواهیم پرداخت:

پاکستان

به باور بسیاری، با خروج سریع نیروهای خارجی و بازگشت طالبان، قدرت های منطقه ای نفوذ چشمگیر خود را افزیش خواهند داد و در این میان پاکستان، روسیه و چین در راس این هرم خواهند بود. چنانچه این سه کشور آمادگی خود برای انتقال روان و مشارکت با مقامات طالبان در سطوح مختلف را مشتاقانه اعلام کرده اند. گرچه با تحولات اخیر در افغانستان، پاکستان موضع گیری خود از به رسمیت شناختنِ حکومت طالبان را به مشورت با قدرت های منطقه ای و بین المللی منوط و موکول ساخته است، اما به نظر می رسد شرایط داخل این کشور چیز متفاوتی را نشان دهد.

از دیگر سو، طالبان پاکستان هم در بیانیه ‌ای به زبان انگلیسی به طالبان تبریک گفته است. به هرروی باید گفت از میان همه همسایگان منطقه ای افغانستان، پاکستان در استقبال از حکومت طالبان در این کشور پرشورتر و مشتاق تر ظاهر شد. زیرا امید پاکستان بر این است که تحت حکومت طالبان در افغانستان و با دست یابی به یک متحد منطقه ای قوی و همسو با ارزش های اسلامی خود، از نفوذ و اهرم فشار موثرتری در کابل برخوردار شود. اما شاید سران حکومتی این کشور تنها افراد در میدانِ خوشامد گویی به طالبان نبوده و روحانیون مذهبی تأثیرگذار و ژنرال های ارشد نظامی پاکستان نیز به طور کلی موافق این جریانات به نظر می رسند.

چنانچه سراج الحق، رئیس حزب جماعت اسلامی پاکستان، در سخنرانی خود گفت که این “یک پیروزی تاریخی بر یک ابرقدرت” است و “یک دولت اسلامی نمونه و سرمشقی را در افغانستان” خواهد بود. به هرروی، گرچه پاکستان هرگونه کمک نظامی به طالبان افغانستان را رد و اذعان کرده که در جریان مذاکرات دوحه خواستار صلح بوده است، اما به باور بسیاری اولویت اصلی پاکستان حفظ طالبان در کنار خود بوده است. (Roth, and et al, 2021)

اما بازگشت طالبان این نگرانی را نیز ایجاد کرده است که افغانستان بار دیگر به پناهگاه سازمان های تروریستی خارجی تبدیل خواهد شد که این می توانند موجب حملاتی در خاک این کشورها نیز باشد. برخی از تحلیلگران سیاسی این روند را برای پاکستان بدون منفعت و بلکه با ریسک و خطر همراه می دانند. به گفته ی آنها پیشتر ادعاهایی از نفوذ پاکستان بر طالبان مطرح شده بود؛ اما اکنون به نظر می رسد باید منتظر نفوذ طالبان بر پاکستان باشیم.

زیرا دولت پاکستان که از تروریست ها حمایت می کند، ناآگاهانه درحال تبلیغِ گروه های تندرو در خاک خود می باشند و تأثیر حکومت طالبان این خواهد بود که در سال های آتی افراط گرایی سنی و وهابی در پاکستان افزایش می یابد. همچنین از دیگر سو، پاکستان، که در حال حاضر با بحران مالی روبرو است، ممکن است در آینده در آتشی از جنگ داخلی نیز بسوزد.در همین رابطه عایشه ایجاز خان، وکیل و نویسنده پاکستانی در توئیتر خود نوشت: “پاکستانی ها هنوز نمی دانند از چه چیزی ضربه خوردند.”

چین

گرچه پاکستان دارای مرز ۲۲۵۲ کیلومتری با افغانستان است، اما چین دارای مرز بسیار کوتاه تر اما حساسی در امتداد کریدور واخان با افغانستان است. به نظر می رسد در جریان تحولات اخیر افغانستان هیچ کشوری ماهر و زیرک تر از چین ایفای نقش کرده باشد. به گزارش گاردین، پکن از یک سو هم خود را منتقد مشارکت نظامی ایالات متحده در افغانستان و خروج غیرمسئولانه ی آمریکا از این کشور دانسته و هم برای جای دادنِ خود در این میانه بسیار هوشمندانه و منفعت طلبانه پیش آمده و خطی مشی محتاطانه ای را در قبال رژیم جدید طالبان در پیش خواهد گرفت.

چراکه برای چین، کشور افغانستان همان باتلاقیست که انگلیس و شوروی و آمریکا را در کام خود فرو برده و پکن تن به آن نخواهد داد؛ اما کاری که چین می توانم انجام دهد، مشارکت در بازسازی پس از جنگ و تامین سرمایه برای کمک به توسعه آینده این کشور و مهمتر از همه، گرفتن تضمینی از سوی طالبان در جلوگیری از استفاده ی خاک افغانستان برای فعالیت هایی تنش آمیز و مخل امنیت از سوی گروه های چون ایغورهای مسلمان برضد چین است.

روسیه

روسیه هیچ مرز مشترکی با افغانستان ندارد اما از زمان خروج نیروهای خود از این کشور جنگ زده در سال ۱۹۸۹ رابطه نزدیکی با شورشیان برقرار کرده و در کنار آن با انتقاد از مداخله ی آمریکا در افغانستان و رصد کردن فعالیت های ایالات متحده، از خروج آن و شکست چشمگیر این رقیب دیرین در افغانستان خوشنود گردیده است. گویی که نه تنها ناکامی ایالات متحده در کشوری که گورستان امپرتوری ها نامیده می شود، روسیه و ایالات متحده را در شرایطی برابر (هر یک با تجربه یک شکست در این کشور) قرار داده، بلکه شاید این زمان فرصتی برای اظهار وجودیِ متفاوت و موثرتر از گذشته برای موسکو باشد. اما مشخص نیست دقیقا روسیه در آینده جانب جبهه  مقاومت در افغانستان را خواهد گرفت و یا جانب طالبان را.

ولادیمیر پوتین مبارزه با تروریسم را سنگ بنای سیاست خارجی خود قرار داده و آن را با مبارزه با نازیسم مقایسه کرده است. بدین ترتیب روسیه در کشورهایی چون سوریه و لیبی حمایت خود از رهبران اقتدارگرا را توجیه و اذعان کرده که آنها سدی در برابر ظهور رادیکالیسم و هرج و مرج هستند. اما به نظر می رسد در افغانستان، این حساب و کتاب ها کمی متفاوت بوده و یک سیاست عملیِ خودمانی و راحت تری در حال بازی است.

بنابراین، علی رغم نامیده شدن طالبان تحت عنوان یک گروه تروریستی، درصورتی که روسیه قادر به تضمین امنیت دیپلمات های خود باشد و از به راه انداختنِ حملات این نیروهای ستیزه جو برروی متحدان خود در آسیای مرکزی چون اربکستان و تاجیکستان ممانعت به عمل آورد، به نظر می رسد مسکو آماده ی تعامل با طالبان باشد. پس روسیه و چین در ظاهر به گونه ای موافق گام برداشته و هر جایی که لازم باشد پاپس خواهند کشید و مواضع خود را تغییر خواهند داد.(Roth, and et al, 2021)

جنبش مقاومت اسلامی فلسطین یا حماس

به گزارش المانیتور، حماس نیز با انتشار بیانیه ای در وب سایت خود در ۱۶ اوت ۲۰۲۱، این شکست برای ایالت متحده و پیروزی برای طالبان را به مردم افغانستان تبریک گفت و اشاره کرد “پایان اشغالگری آمریکا و متحدانش گواه این است که مقاومت مردمی، عمدتا ملت مبارز فلسطین ما، پیروز خواهد شد و به اهداف آزادی و بازگشت خود دست خواهد یافت.” اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس در تماسی تلفنی با ملاعبدالغنی برادر این پیروزی را پایان اشغال آمریکا و همه نیروهای اشغالگر عنوان کرد. همچنین این گروه اقدام طالبان را «شجاعانه» و الگویی برای تمام ملل سرکوب شده عنوان کرد.

این در حالی است که در جریان جنگ ۱۱ روزه غزه پیروزی حماس را طالبان نیز تبریک گفته بود. در همین رابطه موسی أبو مرزوق نایب رئیس دفتر سیاسی حماس در توییتی نوشت: “طالبان که در گذشته به عقب ماندگی، کم هوشی و تروریسم متهم شده بود… امروز به باهوش ترین و واقع بین ترین جنبش تبدیل شده است. این گروه درمقابل ایالات متحده و همتایانش درآمد و از پذیرش هر گونه راه حل میانه دارانه ممانعت کرد.” به گفته ی او آنچه در افغانستان اتفاق افتاد درس عبرتی است که همه مردم مظلوم و تحت ظلم آن را گذرانده اند.

القاعده

القاعده شاخه یمن القاعده نیز در روز چهارشنبه ۱۸ اوت ۲۰۲۱، تسلط طالبان بر افغانستان را تبریک گفت و وعده داد که به عملیات نظامی خود ادامه دهد. همچنین القاعده در شبه جزیره عربستان (AQAP) نیز در بیانیه ای اشاره کرد که: “این پیروزی و توانمندسازی برای ما آشکار می سازد که جهاد و نبرد نشان دهنده مسیری قانونی (مبتنی بر شرع اسلام) و واقع بینانه برای احیای حقوق (و) اخراج مهاجمان و اشغالگران است.” این بیانیه توسط وبگاه گروه اطلاعاتی/استخباراتی SITE، که شبکه های جهادی در سراسر جهان را تحت نظر دارد، ارائه شده است و چنین مطرح می کند “در مورد بازی دموکراسی و فعالیت درراستای صلح طلبی باید گفت، این یک سراب فریبنده، سایه ای زودگذر و دور باطلیست که با صفر شروع می شود و با صفر نیز به پایان می رسد. ” (thehindu, 2021)

در میان جشن جریان ها و گروه های مختلف اسلامی افراطی از پیروزی طالبان رسانه های این گروه ها نیز اقدامات طالبان را ستایش کرده اند. رسانه های حامی القاعده مانند ثبات و ارتش سایبری الملاحم نیز در بیاینه های مختلف از پیروزی طالبان به نیکی و به عنوان اتفاقی مهم برای بازگشت قوانین اسلامی به سرزمین های اسلامی دانسته اند.

هیئت تحریر شام

هیئت تحریر (آزادی) شام نیز کنترل طالبان بر بخش اعظم افغانستان را با فتوحات اولیه مسلمانان مقایسه کرد. این گروه قوی ترین جناح در مناطق تحت کنترل شورشیان در شمال غربی سوریه است و برخی از اعضای موسس این گروه -که قبلا به عنوان جبهه النصره معروف بود- شامل فرماندهان عربی هستند که با اسامه بن لادن در افغانستان بسیار نزدیک بودند. این گروه در بیانیه ای که اخیرا منتشر کرد اشاره داشت که “اهمیتی ندارد چقدر طول بکشد، در نهایت این عدالت است پیروز می شود. اشغالگران در سرزمین های غصب شده دوام نمی آورند، هرچقدر هم که به مردم آن سرزمین خسران برسانند.” و در نهایت این گروه امیدواری خود برای پیروزی ستیزه جویان در سوریه با آموختن تجربیات و درس های طالبان برای برکناری دولت اسد را بیان کرد. (Associated Press, 2021)

این گروه در سال ۲۰۱۶ به منظور بهبود، اصلاح و بازنشانی خود، روابطش را با القاعده قطع کرد، که این امر باعث نزدیک شدن آن به گروه های شورشی سوری در شمال غربی این کشور شد. اما همچنان از سوی فعالان و ساکنان منطقه ادلب، یعنی کسانی که تحت بازداشت های خودسرانه، ناپدید شدن های قهری و کشتارهای وحشیانه به دست ستیزه جویان این گروه قرار گرفته اند، تحریر شام یک جهادی تندرو محسوب می شود.

بدین ترتیب به نظر می رسد طیف مختلفی از گروه ها و دولت های منطقه ای و فرامنطقه ای که سال ها مترصد تحولات افغانستان بوده اند، حال در پی بهره برداری از فرصت پیش آمده بوده و سعی دارند با متصل ساختن خود به دولت و جریانات آتی این کشور، به نوعی ریشه های خود در منطقه را عمیق تر و مستحکم تر سازند. اما باید در نظر داشت این ریسک پذیری از همکاری با طالبان حداقل برای دولت های که تمایلی به آینده ای چون بریتانیا، شوروی و ایالات متحده ندارند، مسیری نامعلوم و پرحادثه خواهد بود.

از یک سو خاورمیانه از گذشته تاکنون محل زایش و قدرت گیری جریان ها و گروه های افراطی اسلامی بوده است، گروه های که همواره در پی ایجاد امارت اسلامی، خلافت اسلامی، دولتی اسلامی و مبارزه با حضور کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده هستند. از این رو، پیروزی طالبان در افغانستان به عنوان نمونه و الگوییست که به سایر جریانات مذهبی در اطراف خود جرات و جسارت بیشتری در مسیر تداوم فعالیت هایشان می بخشد.

از سوی دیگر اما نباید فراموش کرد که ایجاد امارت اسلامی خطر بنیادگرایی و تهدیدهای امنیتی را برای سایر کشورهای منطقه نیز افزایش داده و میدان رقابت های سیاسی را پیچیده تر خواهد کرد. در واقع، ایجاد امارت اسلامی طالبانی در افغانستان منطقه را وارد دوره جدید از رقابت های سیاسی و نظامی خواهد کرد که منجر به ایجاد قطب بندی های جدید می شود.

در نهایت حتی اگر در این میان برخی کشورها با امید به تغییراتِ آتی طالبان، حامیِ این گروه باشند، باید توجه داشت گروهی بنیادگرا چون طالبان که شالوده و بن مایه ی اعتقادی آن بر پایه اصول شریعت مدارانه خشونت آمیز و سخت گیرانه است، روندی از تعادل و میانه روی را پس خواهد زد و حمایت از این گروه و فعالیت های تنش آمیز آن دیر یا زود دامن سایر بازیگران دولتی و غیر دولتی را نیز خواهد گرفت.

منابع:

– Associated Press, (2021), “The Latest: US says Kabul evacuees don’t need COVID tests”, https://www.startribune.com/the-latest-us-says-kabul-evacuees-dont-need-covid-tests/600089152/
– Roth, Andrew & Ellis, Hannah and Ni, Vincent, (2021), “China, Pakistan and Russia set to increase Afghanistan influence”, https://www.theguardian.com/world/2021/aug/16/china-russia-pakistan-expect, increase-influence-afghanistan
– the hindu, (2021), “Al-Qaeda in Yemen congratulates Taliban, vows to continue jihad”, https://www.thehindu.com/news/international/al-qaeda-in-yemen-congratulates-taliban-vows-to-continue-jihad/article35992797.ece

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا