سر تیتر خبرهاسیاستطالباننخستین خبرهایادداشت ها

خشت اول برای به رسمیت شناختن طالبان را کدام کشور خواهد گذاشت؟

۱۵ سنبله (شهریور) ۱۴۰۰ – ۶/ ۹/ ۲۰۲۱

در مواجهه با تحولاتِ سریع افغانستان و بازگشت مجدد طالبان پس از دو دهه، بسیاری از کشورهای منطقه و فرامنطقه، و همچنین بازیگران غیردولتی و نهادهای بین المللی در شوکِ ناشی از پیشروی های طالبان و سقوط کشور به دست آنها فرورفتند. اما آنچه متعاقبا کشورها را در مخمصه ای از دغدغه های حقوق بشری و نگرانی از اشاعه ترویسم قرار داده، تلاش مجدانه ی طالبان برای تشکیل دولت و به رسمیت شناخته شدن است.

گرچه برخی کشورها چون پاکستان، چین، روسیه پس از تصاحب کشور به دست طالبان برای به رسمیت شناختن آنها سرسختی و مقاومت خاصی نشان ندادند، اما باید گفت هنوز جامعه جهانی و بسیاری از کشورها چه در همسایگی افغانستان و چه در سطح بین المللی همچنان از پذیرش طالبانی که تا چندی پیش به عنوان گروه اسلامگرای تندرو و خشونت طلب محسوب می شد، مردد هستند. در این میان برخی دیگر از کشورها با اشاره به برخی پیش شرط ها و تعهد به الزامات خاصی، به رسمیت شناختنِ این گروه و مراوده با آنها را به قبول شروطِ مطروحه و عملکرد قابل قبول طالبان در رعایت حقوق و موازین بین الملل، و همچنین احترام به آزادی های سیاسی اجتماعی افراد، اقشار و اقلیت های مختلف منوط ساخته اند.

به هرروی همان گونه که مردم افغانستان دیگر چون ۲۰ سال پیش حاضر به زندگی زیر پرچم احکام افراطی و متصلب طالبان نخواهند بود، طالبان امروزه نیز احتمالا دریافته است که راز ماندگاری در حکومتی مانا و کسب  مزایای حکمرانیِ با ثبات، به واسطه ی واگذاری یک سری امتیازات متقابل محقق خواهد شد. به هر حال به نظر می رسد هیچ کشوری به طور رسمی و عملی قصد ندارد اولین بازیگرِ پیشتاز در به رسمیت شناختن طالبان باشد؛ چراکه انگشت اشاره ی بسیاری از ناقدان حقوق بشری و مدافعان دموکراسی خواهی را به سمتِ خود نشانه خواهد رفت.

آخرین باری که طالبان طی سال های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ بر افغانستان حکومت می کردند، به عنوان گروهی منفور در سطح بین المللی شناخته و به دلیل حمایت از تروریسم، نقض حقوق بشر و مشارکت در قاچاق مواد مخدر، تحت تحریم های شدید بین المللی بوده و تنها از سوی سه کشور -پاکستان، امارات متحده عربی و عربستان سعودی- به رسمیت شناخته شدند.

در حال حاضر نیز اطلاعات چندانی دررابطه با نحوه برنامه ریزی و طرح هایی که این گروه برای اداره مجدد کشور در اختیار خواهند داشت، در دست نیست. لیکن، پیش از خروج آمریکا دیدگاه خوش بینانه آن بود که طالبان احتمالا دیگر قصد نخواهند داشت تجربه دهه ۱۹۹۰ را تکرار کرده و بنابراین تا حدی رفتار خود را تعدیل می کنند تا به نوعی مورد پذیرش جامعه بین المللی قرار گیرند. حداقل، بهتر است امیدوار باشیم که چنین باشد. اما در این برهه از زمان، “مشروعیت بین المللی” تنها نقطه و کورسوی امیدیست که جهان خارج می تواند بر رفتار طالبان اعمال دارد. در ادامه به خلاصه ای از مواضعِ اتخاذ شده توسط کشورهای مختلف در مواجهه با مسئله  به رسمیت شناختن طالبان و یا محدود ساختن آنها در جهت تعهد به پذیرش پیش شرط های خاص خواهیم پرداخت:

ایالات متحده آمریکا

گرچه به نظر می رسد ایالات متحده به واسطه مذاکره با طالبان برسرخروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، پیشاپیش و تاحدی “مشروعیت” را به طالبان اهدا کرده است، اما با باور برخی، این به منزله ی به رسمیت شناختن آنها نیست. به عقیده ی این دست ناظران، گرچه سیاست ایالات متحده به لحاظ تئوریک مبنی بر به رسمیت شناختن حاکمانِ هر کشور تحتِ به رسمیت شناختنِ دولتِ آن کشور است؛ لیکن باید گفت در عمل، ایالات متحده اغلب از به رسمیت شناختن رهبرانی که ناشایست و غیرمقبول می پندارد، خودداری کرده و نیکلاس مادورو جدیدترین نمونه قابل توجه است. بنابراین حتی اگر طالبان در آینده رهبران بالفعل و واقعی افغانستان باشند، بازهم به رسمیت شناختنِ عملی و بالفعلِ آنها توسط ایالات متحده مشخص نیست. چنانچه جن ساکی، سخنگوی کاخ سفید در کنفرانس خبری خود در ۱ سپتامبر ۲۰۲۱ به خبرنگاران گفت: هیچ عجله ای برای به رسمیت شناختنِ طالبان نداریم و این به رفتار آنها و اینکه آیا طالبان انتظارات جامعه جهانی را برآورده خواهند کرد یا خیر، بستگی دارد.”

کانادا

اما سایر کشورهای غربی دیگر چون کانادا یا دانمارک، در امتناع از به رسمیت شناختن طالبان صراحت بیشتری داشته اند. چنانچه جاستین ترودو نخست وزیر کانادا در ۱۷ آگوست اعلام کرد کانادا از به رسمیت شناختن طالبان به عنوان دولت قانونی در افغانستان خودداری می کند. به گفته ی وی آنها یک حکومت دموکراتیک منتخب را به زور تصاحب و [خود را] جایگزین کرده اند … آنها طبق قوانین کانادا یک سازمان تروریستی شناخته شده هستند.” “به کارگیری زور توسط طالبان کاملا غیرقابل قبول است و به همین دلیل اعلام می کنم که یک دولت محافظه کار طالبان را به عنوان دولت قانونی افغانستان به رسمیت نمی شناسد.”

امارات متحده عربی و عربستان سعودی

دیگر کشورهای منطقه چون امارات متحده عربی و عربستان سعودی که هر دو در دهه ۱۹۹۰ روابط خود را با طالبان حفظ کرده بودند، این بار به وقایع در افغانستان با احتیاط بیشتری واکنش نشان داده اند. چنانچه در بیانیه وزارت خارجه عربستان به طور مبهم آمده است که پادشاهی سعودی در برابر “گزینه هایی که مردم افغانستان را بدون هیچ مشارکتی در نظر می گیرد” ایستاده است.

پاکستان

اما می توان گفت پاکستان مورد پیچیده تری است. پاکستان کشوریست که از دیرباز مامن امنی برای ستیزه جویان طالبان بوده و همواره به نوعی از این گروه حمایت کرده است. همان گونه که در نیویورک تایمز نیز اشاره شده است، پاکستان، که افغانستان را سنگری استراتژیک در برابر هند می داند، از روابط نزدیک با طالبان بهره می برد تا از این طریق بتواند تاحدی راهی برای منزوی ساختن شاخه پاکستان این گروه بیابد. اما پاکستان نباید فراموش کند پیروزی طالبان در آینده شاید عواقبی چون جنگ داخلی و نفوذ آن به مرزهای خود، خروج پناهندگان، و تحریک گروه های شورشی داخل افغانستان را در برداشته باشد. (KEATING, 2021)

به نظر می رسد بازگشت طالبان به قدرت در کابل مشکلات امنیتی پاکستان را پیچیده سازد. چراکه امکان دارد روابط پاکستان با کشورهایی مانند ایالات متحده نیز ضربه خورده و باعث تضعیف نفوذ اسلام آباد در واشنگتن شود. از سوی دیگر، اگر حملات تحت رهبری تحریک طالبان پاکستان، به عنوان مثال بر پروژه های چین در این کشور ادامه یابد، روابط دوجانبه پکن و اسلام آباد نیز ممکن است تحت فشار قرار گیرد. بدین ترتیب در مورد مسئله به رسمیت شناختن دولت طالبان، ممکن است ایده دولت فراگیر در افغانستان نیز در ذهن سیاست گذاران پاکستانی وجود داشته باشد. پاکستان مدعیست که طرفدار یک توافق سیاسی فراگیر و جامعیست که در آن نمایندگی همه اقوام تضمین شود. بنابراین شاید پاکستان نیز مانند بسیاری از کشورهای دیگر در سطح جهان، فعلا منتظر مانده و اقدامات طالبان در مورد شمولیت و تطبیق با سایر اقوام در دولت آینده را نظاره گر باشد. (Jamal, 2021)

چین

اما کشوری مهم که می تواند این تعادل را تغییر دهد، چین همسایه پاکستان است. برخی گزارش های رسانه ای حاکی از آن است که پکن در حال بررسی رسمی روابط خود با طالبان بوده است. اگر این اتفاق بیفتد، بسیاری از کشورهای دیگر نیز به احتمال زیاد از این روش پیروی خواهند کرد و دیگر پرونده های جهانی برای انزوا و عدم مشروعیت بخشی به طالبان بسته می شود. (KEATING, 2021) گرچه چین برای ورود به افغانستان و سرمایه گذاری در زمینه های مختلف در این کشور ثانیه شماری می کند، اما از دیگر سو چندان شتابزده و نابخردانه عمل نخواهد کرد.

پیش از به دست گرفتن کنترل افغانستان توسط طالبان، گزارش هایی منتشر شده بود مبنی بر آنکه پکن قصد داشت رژیم طالبان را به رسمیت بشناسد. چنانچه در ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۱، وزیر امور خارجه چین وانگ یی از نمایندگان طالبان برای مشورت و رایزنی هایی در پکن استقبال کرد و این بارزترین نشانه گرم شدن روابط چین و طالبان بود. لیکن از زمان سقوط کابل، اظهارات پکن دوستانه اما محتاطانه شد. یک روز پس از سقوط کابل در تاریخ ۱۶ آگوست ۲۰۲۱، هوآ چونیینگ سخنگوی وزارت امور خارجه چین اذعان کرد: “امیدواریم طالبان افغاستان بتواند با تمامیِ جناح ها و گروه های قومی در افغانستان همبستگی داشته و یک ساختار سیاسی جامع و فراگیر ایجاد کنند.”

اما متعاقبا در ۱۸ آگوست، قویترین اشاره از به رسمیت شناختن رسمی طالبان توسط چین وجود داشت. ژائو لیجیان، سخنگوی وزارت خارجه این کشور گفت: “این یک عرف بین المللی مرسوم است که به رسمیت شناختن دولتی پس از تشکیل آن صورت می گیرد.” و نهایتا در ۲۵ آگوست، سخنگوی وزارت امور خارجه چین اعلام کرد پکن “آماده است تا به توسعه حسن همجواری، دوستی و همکاری با افغانستان را ادامه دهد و نقش سازنده ای در صلح و بازسازی افغانستان ایفا کند.” به هرروی باید گفت هنوز روزهای اولیه از حضور طالبان است، بنابراین چین به وضوح محتاط است. (Grossman, 2021)

روسیه

یکی دیگر از کشورهایی که منتظر اقدامات احتمالی حاکمان جدید افغانستان می باشد روسیه است -که توجه و در نظرداشتِ شکست تحقیرآمیز ارتش شوروی از پیشینیان طالبان در دهه ۱۹۸۰، می تواند یک تجربه سیاسی سازنده برای نسلی باشد که در حال حاضر در مسکو حکومت می کند. به همین خاطر روسیه نیز علی رغم تمایلش برای ورود به مسئله به رسمیت شناختن طالبان با احتیاط کافی قدم خواهد برداشت. اگرچه روسیه به طور رسمی طالبان را یک سازمان تروریستی می خواند اما سال ها با رهبران آن در تماس بوده و حتی آنها را به مسکو دعوت کرده است و میزبان چندین دور گفت و گو پیرامون صلح افغانستان بوده است. اکنون نیز در پریشانی غربی ها در مورد افغانستان و آینده این کشور، مسکو با لحن ملایم تر و محافظه کارانه تری با طالبان وارد گفت و گو شده است. به طوری که این کشور در قطعنامه تازه شورای امنیت سازمان ملل متحد یک روز پس از سقوط کابل، رای ممتنع داد.

همچنین در شرایطی که اکثر سفارت خانه ها از افغانستان در حال تخلیه فوری بودند، این کشور به کار خود در کابل ادامه داد. به نظر می رسد مسکو در نظر دارد با آرامش جای خالی ایالات متحده را در افغانستان برای گسترش نفوذ خود در منطقه پر کند اما با موانعی از جمله گسترش افراط گرایی در آسیای مرکزی جایی که حیات خلوت روسیه خوانده می شود، رو به رو است. ضمیر کابلوف فرستاده ویژه روسیه در افغانستان در مورد رابطه طالبان با روسیه گفت که «روسیه خواهان بهبود روابط خود دولت جدید در افغانستان است و حتی ممکن است طالبان از لیست یک سازمان تروریستی خارج شود». با این حال کرملین در مشروعیت دادن به طالبان به نظر می رسد عجله ای ندارد.

هند

اما با کنترل طالبان بر افغانستان، هند از جمله کشورهایی بود که پیروزی این گروه بنیادگرا را به ضرر منافع خود دید. درواقع، سقوط کابل یک خلا همکاری و امنیتی را برای هندی ها خلق کرد. به طوری که دولت قبلی در افغانستان همکار منطقه ای این کشور و حضور ایالات متحده در افغانستان تا حدودی توازن منطقه ای را برای این کشور رقم زده بود. اما اکنون حضور گروهی بنیادگرا و نزدیک به رقیب جدی او یعنی پاکستان در راس قدرت در افغانستان منجر به تهدیدهای امنیتی برای دهلی نو شده است. یکی از این تهدیدها حمایت طالبان از گروه های افراطی در کشمیر است.

در حقیقت، ایجاد یک حکومت اسلامی افراط گرا در نزدیکی هند قطعا بر مسائل امنیتی این کشور تاثیرگذار خواهد بود و چالش های تازه ای را برای امنیت دهلی نو رقم خواهد زد. از طرف دیگرف هند یکی از متحدان جدی ایالات متحده در افغانستان بود. بنابراین به رسمیت شناختن طالبان از طرف هند منوط به این دو مسئله است: نخست آنکه رابطه طالبان با گروه های اسلامی تندور در هند به چه شکل خواهد بود. دوم اینکه ایالات متحده همکاری خود با طالبان را به چه شکل تعریف خواهد کرد.

ایران

اما دررابطه با موضع گیری ایران باید گفت این کشور نیز مانند سایر کشورهای جهان به دنبال نشانه هایی از نحوه قدرت یابی و عملکرد طالبان در افغانستان است. ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور جدید ایران طی مصاحبه ای در چند روز گذشته در مورد حکومت طالبان گفت که به حکومتی باور دارد که مبتنی بر اراده و رای مردم باشد. به گزارش بلومبرگ، هنگامی که طالبان آخرین بار حکومت کرد، سرکوب اقلیت شیعه افغانستان و کشته شدن ۱۱ دیپلمات ایرانی در سال ۱۹۹۸ تقریبا باعث درگیری دوطرف شد. مشکلاتِ ناشی از عبور پناهندگان و مواد مخدر از مرز و جهادی های سنی در همسایگی ایران نیز مضاف بر علت بودند که موجب دردسرهایی برای ایران بود؛ اما آنها یک دشمن مشترک داشتند. به هرروی در حال حاضر ایران خواستار یک دولتِ دموکراتیک و ضامن امنیت ملی و منطقه ای است و در این مسیر تهدید نسل جدید شبه نظامیان وابسته به دولت اسلامی و حفاظت از تجارت رو به رشد تهران با افغانستان در شرایطی که اقتصاد این کشور تحت تحریم های آمریکا قرار دارد نیز موارد مد نظر و قابل تامل برای ایران است.

اتحادیه اروپا

پیتر استانو، سخنگوی دستگاه سیاست خارجی اتحادیه اروپا اشاره کرد که: “طالبان بر اساس اقدامات و عملکردشان مورد قضاوت قرار خواهند گرفت؛ اینکه چگونه به تعهدات بین المللی این کشور احترام می گذارند، چگونه به قوانین اساسی دموکراسی و حاکمیت قانون احترام می گذارند. و اینکه بزرگترین خط قرمز احترام به حقوق بشر و حقوق زنان به ویژه است.” همچنین وی اذعان کرد “صحبت با طالبان به معنای به رسمیت شناختن نیست و ما قطعا در این مورد عجله نخواهیم کرد.” به هرروی باید توجه داشت رویکرد سیاست اتحادیه اروپا طرزالعملِ مهمی را برای ۲۷ عضوی که بزرگترین بلوک تجاری جهان را تشکیل می دهند ارائه خواهد داد. اگرچه رویکردِ هر یک از این کشور به این راهنما و دستورالعمل محدود نمی شود، اما برنامه ی راهِ مشابه و تا حدودی منسجمی را می تواند پیش گیرد.

فرانسه

پیشتر وزیر خارجه فرانسه ژان ایو لودریان در مصاحبه ای تلویزیونی اعلام کرد که موضوع به رسمیت شناختن طالبان “در حال حاضر برای فرانسه موضوعیت ندارد”. اما خطاب به طالبان اذعان کرد “هنگامی که قدرت را به زور به دست می گیرید، مشروعیتی ندارید.” بنابراین طبق گفته ی های وی به روزنامه فیگارو، اگر طالبان بخواهند جامعه بین المللی را تحت تأثیر قرار دهند، باید اقدامات خاصی را انجام دهند، از جمله احترام به حقوق زنان و تشکیل دولت انتقالی، و همچنین اجازه برای ورود کمک های بشر دوستانه به خاک افغانستان و عدم فراهم کردن بستری برای تبدیل افغانستان به پناهگاه تروریسم. اما به گفته ی لودریان گفت درحال حاضر هیچ نشانه ای نداریم که طالبان تغییر کرده و یااین مسیر را دنبال کنند.

آلمان

دررابطه با آلمان می توان گفت، بحران افغانستان درحالی اتفاق می افتد که برلین خود را برای انتخابات پارلمانی ماه آینده آماده می کرد؛ اما به نظر می رسد آلمان بر تعامل و گفتگو با اسلام گرایان طالبان و وجود پیش شرط های لازم به منظور تعامل باطالبان تاکید دارد. چنانچه هایکو ماس وزیرخاجه آلمان در تاریخ ۲ سپتامبر اشاره کرد که “ما می خواهیم شاهد یک دولت فراگیر (در کابل)، احترام به حقوق اساسی بشر و زنان باشیم – و افغانستان نباید دوباره به مکانی برای پرورش تروریسم بین المللی تبدیل شود.”

بریتانیا

از دیگر سو بوریس جانسون، نخست وزیر بریتانیا دراین رابطه خواستار اتحاد در موضع گیری واحدی از جانب ناتو و سازمان ملل شد و اعلام کرد “این اشتباه است که هر کشوری رژیم جدید کابل را به صورت زودرس یا دوجانبه به رسمیت بشناسد.” وی تاکید کرد: “آن کشورهایی که به آینده افغانستان اهمیت می دهند … پیش از تصمیم گیری درباره اینکه آیا این رژیم را به رسمیت شناخته و یا تحت چه شرایطی به رسمیت شناسند، در مورد شروط و قیودات مشترک در مورد رفتار رژیم جدید تلاش کنند.” (Khurshudyan et al, 2021)

متعاقبا دومینیک راب، وزیر خارجه انگلیس نیز گفت نیاز است که با طالبان در مورد افغانستان مشارکت داشته باشیم، اما انگلیس هیچ برنامه فوری برای به رسمیت شناختن دولت آنها ندارد؛ چنانچه در ۳ سپتامبر اذعان کرد که انگلیس طالبان را به عنوان دولت جدید در کابل به رسمیت نمی شناسد اما باید با واقعیت های جدید در افغانستان کنار آمد و نمی خواهد بافت اجتماعی و اقتصادی این کشور شکسته شود.

جمع بندی

به طور کلی به نظر می رسد جدا از کشورهایی که عملا با به رسمیت شناختن طالبان مخالفت و مقاومت می کنند، سایر کشورهایی که موضعی بینابینی داشته و یا حداقل در مخالفت تام و تمام با طالبان بر نخواسته اند، پذیرش حکومتِ افراطی و مجددا بازسازی امارت اسلامی طالبان را غیرقابل پذیرش و تشکیل دولت از سوی طالبان را به پیش شرط های حقوق بشری و دموکراتیک منوط ساخته اند. در نتیجه این ها خود سیگنالی به طالبان است که اولین گام در به رسمیت شناختن و مشروعیت یافتن  را با تشکیل دولتی رقم بزنند که در دید جهانی مقبول واقع شود. زیرا تنها عاملی که خواهد توانست دست طالبان را در ترتیبات آتی از حکومتداری و اتخاذ سیاست های سخت گیرانه و غیرانسانی ببندد، انتظارات، شروط، قیود و محدودیت ها به ویژه از جانب قدرت های بین المللی است.

همان گونه که جودی دمپسی در مطلبی اشاره کرده است که: ” ایالات متحده، دولت های اروپایی و سازمان های بین المللی مانند بانک جهانی و صندوق بین المللی پول نباید در به رسمیت شناختن دولت طالبان عجله داشته باشند و همچنین نباید به آنها کمک مالی کنند. ایالات متحده و متحدان اروپایی آن باید روشن سازند که به رسمیت شناختن، کمک های مالی و سایر انواع کمک ها تنها زمانی به دست می آید که طالبان ثابت کنند به سیاست هایی که بیست سال پیش در قدرت اعمال می کردند باز نمی گردند و به حقوق زنان، حقوق بشر و قانون اساسی فعلی افغانستان احترام خواهند گذاشت”. درکل این مسئله همچنان مبهم بوده و تنها با گذشت زمان پرده های واقعیت از حمایت و همراهی با طالبان، و یا انزوای آنها توسط کشورهای مختلف کنار خواهد رفت.

منابع

– Grossman, Derek, (2021), “Chinese Recognition of the Taliban Is All but Inevitable”, https://www.rand.org/blog/2021/08/chinese-recognition-of-the-taliban-is-all-but-inevitable.html
– Jamal, Umair, (2021), “Why Is Pakistan Cautious in Extending Recognition to the Taliban Regime?”, https://thediplomat.com/2021/08/why-is-pakistan-cautious-in-extending-recognition-to-the-taliban-regime/
– KEATING, JOSHUA, (2021), “No One Wants to Be the First Country to Recognize the Taliban”, https://slate.com/news-and-politics/2021/08/afghanistan-taliban-international-recognition-united-nations.html
– Khurshudyan, Isabelle & Thebault, Reis and Shih, Gerry, (2021), “U.S. allies and adversaries are holding off for now on recognizing, aiding the Taliban”, https://www.washingtonpost.com/world/2021/08/20/afghanistan-taliban-international-recognition-aid/

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا