روابط خارجیسر تیتر خبرهاسیاستمصاحبهنخستین خبرها

از ملت سازی و مبارزه با تروریسم تا مشروعیت بخشیدن به هراس افگنی: دو دهه حضور در افغانستان برای کاخ سفید چه داشت؟

۲۲ شهریور۱۴۰۰-۲۰۲۱/۹/۱۳

امضای توافقنامه دوحه در سال ۲۰۲۰ بین ایالات متحده و طالبان نقطه عطف بزرگی را در روند خروج نیروهای امریکایی از افغانستان رقم زد. به طوری که دونالد ترامپ در هنگام امضای این توافقنامه گفت: این یک سفر طولانی و سخت در افغانستان بود. همچنین او گفت که زمان آن فرارسیده است که مردم خود را به خانه بازگردانیم. پس از پیروزی بایدن در انتخابات ریاست جمهوری او  خروج شتابان خود را از افغانستان آغاز کرد که منجر به فاجعه در افغانستان شد. اما حالا که نیروهای امریکایی تنها چندروز به پایان حضور خود در افغانستان نزدیک هستند، ضرروت نگاهی به هدف مبارزه با تروریسم امریکا از سال ۲۰۰۱ به طور جدی احساس می شود. و این پرسش بنیادی را مطرح می کند که امریکا پس از بیست سال در افغانستان چه چیزی به دست آورد؟در همین رابطه در گفت و گو با دکتر توحید افضلی، دکترای مطالعات آمریکای شمالی از دانشگاه تهران و تحلیلگر مسائل افغانستان،  نگاهی انداخته ایم به بیست سال حضور آمریکا در افغانستان و دست آوردهای بیست ساله آن.

۱ .ایالات متحده حدود بیست سال در افغانستان حضور پیدا کرد. یکی از دلایل اصلی این حضور مبارزه با تروریسم در افغانستان بوده است. اکنون که این کشور خروج خود را از افغانستان کامل کرده است. پرسش کلیدی این مهم است که آیا امریکا در طی دو دهه به بزرگترین هدف خود در افغانستان رسیده است؟

پاسخ این سوال اگرچه منفی است و باید اذعان داشت آمریکا به اهداف خود نرسیده است  اما باید اشاره کرد به منابع رسمی ایالات متحده در این خصوص چنانچه دفتر بازرس ویژه بازسازی افغانستان در دولت آمریکا در گزارش جدید خود از حضور بیست ساله آمریکا در افغانستان تصویری منفی ارائه داده و می‌گوید همه دولت‌های حاکم در واشینگتن زمان لازم برای بازسازی افغانستان را دست کم گرفته و پس‌زمینه‌ها و مختصات این کشور را درک نکردند. این اعتراف در شرایطی منتشر می‌شود که در پی تصرف کابل توسط طالبان و سقوط حکومت مورد حمایت غرب هزاران شهروند افغانستان به هر وسیله‌ای می‌کوشند از کشور فرار کنند و حضور نظامی ۲۰ ساله آمریکا و غربی ها در افغانستان به جز تخریب ،ویرانی و تحمیل تلفات نظامی سنگین و بیکاری ،دستاوردی برای این کشور نداشته است و این خود بزرگترین برهان در اثبات ناکارآمدی ایالات متحده درحصول اهداف مدنظرش در افغانستان می باشد.

۲ .امضای توافقنامه دوحه ایالات متحده با طالبان سندی مشروعیت بخش برای این گروه تروریستی بود. آیا امضای این توافقنامه به معنای ختم مبارزه علیه تروریسم ایالات متحده در افغانستان بود؟

توافقنامه بین طالبان و آمریکا، تجلی سیاست «اول آمریکا» بود؛ نمونه عالی یک سیاست خودکامه که آمریکا بعد از بیست سال شعار مبارزه علیه تروریسم در افغانستان اکنون مهر پایانی بر آن زد.آمریکا با امضای این توافقنامه، اهرم‌های فشار خود بر طالبان را از دست داد و خود را محدود به فشار آوردن به دولت افغانستان کرد و نتیجه آن نیز امروز تحویل کامل افغانستان به دست طالبان می باشد.

۳ .بزرگترین ضعف دولت امریکا در دوره های مختلف ریاست جمهوری این کشور در امر مبارزه با تروریسم به طور مجزا چگونه بوده است؟

بزرگترین ضعف آمریکا تحمیل نگاه و تجویز نسخه آمریکایی دموکراسی و مبارزه با تروریسم برای کشورهای منطقه غرب آسیا می باشد که بر مبنای منافع ملی ایالات متحده تعریف شده است و نه بر مبنای حصول هدف مبارزه با تروریسم و این بدین معناست که اگر تروریستی در مسیر تامین منافع آمریکا حرکت نماید ایالات متحده به راحتی با آن توافق نامه امضا می نماید.

۴ .عدم شناخت ایالات متحده از بستر جامعه افغانستان تا چه میزان در عملکرد امنیتی این کشور در افغانستان اثرگذار بوده است؟

ترجیح میدهم در پاسخ به این سوال به اعتراف مقامات آمریکایی اشاره کنم که داگلاس لوت مقام ارشد سابق کاخ‌سفید در ارتباط با جنگ افغانستان که بسیاری او را پیر جنگ می‌خوانده‌اند و در هر دو دولت جرج دبلیو بوش و باراک اوباما در این سمت حضور داشته می گوید “ما به طور بنیادی از شناخت افغانستان بازماندیم – ما از آنچه می‌کردیم سر در نمی‌آوردیم.” و حتی در واشنگتن پست آمده است”ده‌ها مقام آمریکایی و افغان در خلال مصاحبه‌ها اذعان کردند که بسیاری از سیاست‌ها و برنامه‌های واشنگتن از آموزش پلیس و نظامیان افغان گرفته تا جنگ با کشت و تجارت تریاک از ابتدا محکوم به شکست بود. چرا که بر اساس مفروضات خام و بدون درک و شناخت جامعه و کشور افغانستان طراحی شده بود”.

۵ .نقش مبارزه با تروریسم در افغانستان تا چه میزان در انتخابات ریاست جمهوری و تعیین ریئس جمهوری ایالات متحده مهم بوده است؟

براساس فرهنگ سیاسی مردم آمریکا امنیت در اولویت اول تعریف می شود و از این سو حادثه یازده سپتامبر و تبعات وحملات بعد از آن نقش بسیار تعیین کننده ای در انتخاب روسای جمهور و یا تداوم حاکمیت یک حزب در به سرانجام رساندن این جنگ ها داشته و دارد و بطور کلی ایالات متحده و دولت های ساکن کاخ سفید همواره از تهدید انگاری دیگری و دشمن خارجی برای مردمشان در جهت تامین منافع خود و بر قدرت ماندن بهره برداری کامل کرده اند که در مورد جنگ افغانستان و مبارزه با تروریسم در این کشور هم این موضوع صدق می کند.

۶ .یکی از پرسش های جدی که مطرح میشود در مورد حمله امریکا به افغانستان این مسئله می باشد که گروه طالبان در تمام ایعاد از سمت پاکستان حمایت می شود. حتی شواهدی نیز وجود داشت که القاعده فعالیت گسترده ای در پاکستان دارد و پناهگاه آنهاست. چرا ایالات متحده به پاکستان حمله نکرد؟

اساسا ایالات متحده در تلاش برای نابودی طالبان نبوده است و در این صورت وقتی نمی خواهد نتیجه و حاصل حمایت های پاکستان را از بین ببرد چطور ممکن است به دنبال از بین بردن حامی طالبان یعنی پاکستان باشد و از سوی دیگر همچنین حمایت پاکستان از طالبان و شواهد آن به میزانی اثبات شده و مبرز نیست که ایالات متحده بخواهد با کشوری همچون پاکستان که دارنده کلاهک هسته ای می باشد در شرایطی که در افغانستان زمینگیر شده است به مبارزه و درگیری جدیدی روی آورد.

۷ .اما دررابطه با سیاست مطرح شده بایدن برای خروج نهایی از افغانستان و ادامه ی مبارزه با تروریسم از آن سوی افق (over the horizon)، این سوال مطرح می شود که اصولا این سیاست در غیاب مبارزات میدانی، فقدان عملیات نظامی موثر، و حضور مستقیم در راستای پیاده سازی اقدامات مقابله جویانه، امری عملی و محقق خواهد بود؟

مبارزه با تروریسم از آن سوی افق جمله ای شعارگونه برای حفظ آبروی ایالات متحده در حین ترک افغانستان بدون دستاورد و با هزینه های زیاد می باشد. آمریکا با هزاران میلیارد دلار هزینه و تلفات انسانی بسیار در بطن و متن جامعه افغانستان نتوانست با تروریسم مبارزه موفقی داشته باشد و حال چگونه می خواهد فرار با خفت خود از افغانستان را با مبارزه از راه دور جبران نماید و طبعا این یک شعار برای حفظ پرستیژ می باشد.

۸ .به طور کلی آیا حضور بیست ساله امریکا در افغانستان برای این کشور ارزش داشت؟ به عبارت دیگر، امریکا پس از بیست سال در افغانستان چه به دست آورد؟

اکنون پس از ۲۰ سال حضور سنگین نظامی غرب به رهبری آمریکا در افغانستان وضعیت این کشور پس از دو دهه در بدترین وضعیت نسبت به قبل از حمله قرار دارد و مردم این کشور همچنان نگران تشدید جنگ های ویرانگر داخلی هستند . شماری از کارشناسان سیاسی معتقدند حضور نظامی ۲۰ ساله آمریکا و غربی ها در افغانستان به جز تخریب ،ویرانی و تحمیل تلفات نظامی سنگین و بیکاری ،دستاوردی برای این کشور نداشته است. طی ۲۰ سال حمله نظامی آمریکا به این کشور  ۲۴۱ هزار نفر در افغانستان کشته شده اند که ۷۱ هزار نفر آنها غیر نظامیان هستند.در این مدت ۷۱ هزار نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان ،حدود ۲ هزارو ۴۰۰ نظامی آمریکایی و ۸۵ هزار عضو گروه طالبان و شماری از نیروهای عضو ناتو در این مدت جان باخته اند. به گفته مقامات افغان در مدت ۲۰ سال ، ۲.۲ تریلیون دلار هزینه جنگ  دو دهه گذشته در افغانستان شده ولی همچنان این کشور در آستانه خروج نیروهای امریکایی مردم افغانستان در نقطه آغاز حضور نیروهای خارجی قرار دارند و از تسلط طالبان به شدت مستاصل و ناامید هستند.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا