سر تیتر خبرهاسیاستطالباننخستین خبرهایادداشت ها

دارالعلوم حقانیه: قبله گاه جنبش طالبان

۷ آذر(قوس)۱۴۰۰-۲۰۲۱/۱۱/۲۸

پس از تسلط گروه بنیادگرای طالبان در افغانستان بسیاری از گروه ها و جنبش های اسلامی این پیروزی را تبریک و مسیری برای تحقق اهداف بنیادگرایانه خود دانستند. در تازه ترین مورد دارالعلوم حقانی که وابسته به شبکه حقانی است در مورد پیروزی طالبان در افغانستان گفت« افتخار میکنیم که رهبران طالبان دانش اموختگان ما بودند». راشد الحق سمیع در گفت و گویی با روزنامه نیویورک تایمز گفت: که از حضور شاگردانش در پست های کلیدی در حکومت سرپرست طالبان افتخار می کند. او همچنین به این روزنامه گفته« ما احساس غرور می کنیم که دانش آموختگان ما در افغانستان، ابتدا اتحاد جماهیر شوروی را شکست دادند و اکنون امریکا را بیرون کردند. این یک افتخار برای مدرسه است که فارغ التحصیلان آن اکنون وزیر هستند و در مناصب بالایی از حکومت طالبان قرار دارند». این در حالی است که در طی دهه ها این مدرسه یکی از مراکز پرورش و تولید جهادگرایان اسلامی افراطی است که از دل آن جنبش های دینی مختلفی در دوسوی خط دیورند متولد شدند. در این میان طالبان از اصلی ترین گروهی است که از دل آموزه های این مدرسه سربرآورند و اکنون توانستند پس از بیست سال جهاد نظام اسلامی دلخواهشان را برپا کنند. امری که موجب تقویت جایگاه این مدرسه در میان جنبش های بنیادگرای اسلامی شده است.

آزمون دانش آموختگان دانشگاه جهاد در افغانستان

دارالعلوم حقانیه که منتقدان آن را «دانشگاه جهاد» نامیده اند، بسیاری از اعضای برجسته طالبان و شبکه حقانی که اکنون در افغانستان حکومت و تشکیل کابینه داده اند را تربیت کرده است. همچنین، بسیاری از اعضای تیم مذاکره کننده طالبان با دولت افغانستان فارغ التحصیلان این مدرسه بودند. از طرف دیگر، سمیع الحق از رهبران ارشد این مدرسه به ملاعمر موسس طالبان لقب«پدر طالبان» داده بود. دارالعلوم حقانیه به عنوان یکی از بزرگترین و قدیمی ترین مدارس علمیه پاکستان، بیش از هر مدرسه دیگری در جهان رهبران طالبان را آموزش داده که اکنون فارغ التحصیلان مانند امیرخان متقی و سراج الدین حقانی که اکنون وزیر داخله کشور است، در پست های کلیدی افغانستان حضور دارند. درواقع، این مدرسه نقش پررنگی در تربیت رهبران طالبان داشته و از حامیان جدی این گروه تلقی می شود.

به طوری که با روی کار آمدن مجدد طالبان در قدرت، این مدرسه مدعی است که آنها تغییر کرده اند و استدلال کرده اند باید به طالبان این فرصت داده شود تا نشان دهد از زمانی که دو دهه پیش برای اولین بار بر افغانستان حکومت کردند، تغییر کرده اند. در همین رابطه، رشیدالحق سمیع، معاون این مدرسه در گفت و گوی اخیر خود با روزنامه نیویورک تایمز گفت:« جهان توانایی های آنها را برای اداره کشور از طریق پیروزی های خود در جبهه دیپلماتیک و میدان جنگ دیده است». سمیع استدلال کرد که «تسلط طالبان می توانست حتی وحشیانه‌تر نیز باشد، و این نشان می‌دهد که آنها اشتباهات دهه ۱۹۹۰ را تکرار نخواهند کرد. چنانچه به گزارش خامه پرس، او با اشاره به شناخته شدن حقوق زنان و حق آموزش و کار دختران و زنان، گفته است که طالبان با ورودشان به کابل، ثابت کردند که مانند گذشته اشتباه نمی‌کنند. در دهه ۱۹۹۰، دانش آموختگان این مدرسه دینی جنبش طالبان را ایجاد و بر افغانستان حکومت کردند و امروزه بار دیگر توانستند بر افغانستان حاکم شوند و این برای مدرسه دارالعلوم حقانی مایه مباهات است. به گفته سمیع، ما مفتخریم که طلاب ما در افغانستان ابتدا نیروهای اتحاد جماهیر شوروی را درهم شکستند و اکنون نیز ایالات متحده را بیرون رانده اند. این دستاورد بزرگی برای دارالعلوم حقانیه است که طلاب آن اکنون وزیر کشور هستند و مناصب کلیدی در اداره حکومت طالبان را در دست دارند».

در همین رابطه، به گزارش ایندیپندنت در سپتامبر ۲۰۲۱، رئیس دارالعلوم حقانیه، که مسلما یکی از بدنام ترین مدارس دینی در پاکستان است اعلام کرد ما را دیگر «دانشگاه جهاد» نمی‌گویند، بلکه «دانشگاه کابینه طالبان» نامیده می‌شویم. چنانچه در میان کسانی که با این مدرسه ارتباط نزدیک داشتند، ملا محمد عمر، بنیانگذار طالبان نیز بود. همچنین در میان مشهورترین شاگردان دارالعلوم حقانیه، ملا اختر منصور، رهبر طالبان و جانشین ملا عمر نیز بود -که در سال ۲۰۱۶ در حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا در جنوب غربی پاکستان کشته شد-. همچنین بزرگ ‌ترین شخصیت های شبکه ی بدنام حقانی، از جمله مؤسس آن، جلال‌الدین حقانی، عبدالباقی حقانی، و خلیل حقانی نیز در آنجا آموزش دیده اند. امیرخان متقی وزیر امور خارجه کنونی و ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان نیز یکی از این فارغ التحصیلان است. وزرای دیگر، از جمله ملا عبدالغنی برادر، معاون نخست وزیر و یکی از بنیانگذاران طالبان، پسران خود را به این مدرسه فرستادند یا عموها و پدرانی داشتند که در آنجا تحصیل می کردند. به گفته ی برخی کارشناسان، این مدرسه در دهه ۱۹۸۰، یعنی زمانی که توسط سرویس‌های اطلاعاتی غربی (در پرورش نیروهایی برای مقابله با شوروی) حمایت می‌شد، محبوبیت زیادی پیدا کرد. متعاقبا توسط عربستان سعودی قویا تأمین مالی شد و زمانی که این گروه در اوایل دهه ۱۹۹۰ از شمال پاکستان به دنبال خروج نیروهای شوروی از افغانستان ظهور کرد، با طالبان پیوند خورد. احمد رشید، که چندین کتاب در مورد طالبان نوشته است، می‌گوید که این مدرسه در اوایل دهه ۱۹۹۰ توسط پاکستان به عنوان راه چاره ای برای مبارزه با جنگ‌سالاران در سرزمین‌های همجوار در همسایگی افغانستان حمایت می‌شد و در آن نقطه به “شهرت جهانی” رسید. طلاب از سراسر جهان می آمدند و این اولین آشنایی آنها با جهاد بود..(Independent,2021).

 با این وجود، عظمت عباس نویسنده کتاب مدرسه سراب: تاریخ معاصر مدارس اسلامی در پاکستان گفت: حقانیه از آنجایی که مکان بسیاری از رهبران طالبان است، مطمئنا برای آنها احترام قائل است.  با این حال پیروزی طالبان بر بسیاری از جنبش های اسلامی در منطقه و مراکز مرتبط با آن تاثیر مثبتی برجای گذاشته است. به طوری که همانطور که در گزارش اخیر نیویورک تایمز آمده «نشانه های تازه ای از رادیکالیسم در مدارس حقانیه به ویژه پس از سقوط کابل در افغانستان ظاهر شده است. به طوری که این دانش آموزان گردهمایی را برای حمایت از طالبان برگزار کرده اند. با این حال دولت پاکستان ترکیبی از حمایت های مالی و پشت پرده را برای کاهش رادیکالیسم در حوزه های علمیه امتحان کرده است. چنانکه، دولت عمران خان در سال ۲۰۱۸ مبلغ ۱٫۶ میلیون دلار به حوزه علمیه حقانیه و در سال ۲۰۱۷ ۱٫۷ میلیون دلار برای «جریان اصلی» آن اعطا کرد. بودجه ای که به مدرسه حقانیه کمک کرد تا یک ساختمان جدید، یک زمین بدمینتون و یک آزمایشگاه کامپیوتر بسازد. حقانیه برنامه درسی خود را به زبان انگلیسی، ریاضی و علوم کامپیوتر گسترش داده است. عملکردی که به اعتقاد کارشناسان تا حدی موفقیت آمیز بوده است و مانند گذشته از ستیزه جویی حمایت نمی کند».

با این وجود، به گفته مایکل سمپل تحلیلگر مسائل افغانستان: مدرسه حقانیه یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین شبکه های مذهبی تندروی سنی است. اما علی رغم این مسئله فارغ التحصیلان این مرکز تاکید می کنند که هیچ گونه آموزش نظامی در حقانیه ندیده اند و ملزم به شرکت در جنگ افغانستان نبوده اند اما اعتراف کرده اند که جهاد علنی در سخنرانی های ویژه توسط مشاوران افغان مورد بحث قرار گرفته است. بنابراین، حضور طالبان در قدرت یکی از بزگترین آزمون های دانش آموختگان این مدرسه از زمان تاسیس است در راستای هدف تشکیل نظام اسلامی مدنظرشان است که سربلندی از این آزمون منجر به ارتقای جایگاه معنوی و نفوذ عمیق این مدرسه در میان گروه های جهادی خواهد شد.

دارالعلوم حقانیه: تولیدکننده جهاد در دوسوی خط دیورند

دارالعلوم حقانیه مدرسه دینی عظیم و وسیعی در آکوره ختک در ۶۰ کیلومتری پیشاور است که بیش از ۴۰۰۰ طلبه که عمدتا از خانواده های فقیر هستند را جذب می کند. کلاس ها و دوره های آموزشی این مدرسه که در تمامِ طول روز ارائه می شود، دروسی از حفظ قرآن تا ادبیات عرب را در بر می گیرد. اما پاکستان مدت هاست که با مدارسی مانند حقانیه رابطه ناآرامی و پریشانی داشته و در صدد اجرایی سازی برنامه ای برای سرکوب مدارس دینی افراطی بوده است. چنانچه رهبرانی که زمانی مدارس دینی را راهی برای رخنه، نفوذ و تأثیرگذاری بر تحولات افغانستان می‌دانستند، اکنون آنها را منبع درگیری و ناآرامی در پاکستان می‌دانند. چراکه طالبان پاکستان، گروهی از طالبان است که در سال های اخیر مسئول یک رشته حوادث خشونت آمیز بوده است. همچنین در مدارس دینی پاکستان، نشانه های جدیدی از رادیکالیسم، به ویژه پس از سقوط کابل نمایان شده و طلاب نیز راهپیمایی‌هایی برای حمایت از طالبان ترتیب دادند.

با این حال گفته می شود چنین مدارسی تفسیری خرد و محدود از اسلام را آموزش می دهند. چنانچه در دروس خود به جای تفکر انتقادی، بر بحث در مورد اعتقادات متضاد تأکید شده و بر اعمال اصولی مانند قطع عضو و سنگسار، تأکید می شود. این روند برخی از طلاب آنها را به واسطه ی گروه های جهادی در معرض انتقام جویی قرار می دهد. همانطور که می توان از یک نهاد آموزشی اسلامی انتظار داشت، طلاب قرآن را حفظ می کنند و قوانین اسلامی و تعالیم حضرت محمد را مطالعه می کنند. آموزه‌های این مدرسه دینی که ریشه در جنبش سنی دیوبندی دارد، -که در اواخر قرن نوزدهم در هند در مخالفت با استعمار بریتانیا شکل گرفت-، پیروان خود را به جهاد خشونت‌آمیز تشویق می‌کند. اما آنگونه که مقامات مدارس دینی دارالعلوم حقانیه اشاره کرده اند، گزارش هایی به عنوان انعکاسی از آموزه های معتدل و میانه ی شاگردانِ پیشین این مدرسه و مقاماتِ فعلی افغانستان وجود دارد. چنانچه پس از سرنگونی کابل توسط طالبان، حزب جمعیت علمای اسلام شاخه سمیع الحق از آنها خواست تا امنیت افغان‌ها و خارجی‌ها، به‌ویژه دیپلمات‌ها را تضمین، از حقوق اقلیت های مذهبی و قومی حمایت، و به زنان اجازه تحrیل بدهد.(thetimesbureau,2021).

در کل می توان گفت دارالعلوم حقانیه معروف ترین مدرسه دینی دیوبندی در پاکستان است که در سال ۱۹۴۷ توسط روحانی برجسته ای به نام مولانا عبدالحق تاسیس شد، زمانی که عبدالحق، یک طلبه دیوبندی در آن زمان هشت شاگرد را پذیرفت و امروز در حدو ۴۰۰۰شاگرد در این مدرسه غذا، لباس و آموزش رایگان دریافت می کنند و طالبان امروز در مسند قدرت و حکومت در افغانستان نیز دست پروده های این مکتب بوده اند. پس از عبدالحق، مولانا سمیع الحق جایگزین شد که به عنوان رهبر معنوی دارالعلوم حقانیه بر طالبان تسلط داشت. کار مولانا سمیع الحق حول محور دارالعلوم حقانیه، مدرسه دینی مکتب فکری دیوبندی، از جمله رهبر آنها ملا محمد عمر، و شبکه حقانی می چرخید. به دلیل نفوذ مولانا بر طالبان بود که دو بار هیأت هایی به رهبری خود سفیر افغانستان از او خواستند تا در آغاز روند صلح نقش ایفا کند. با این حال نقش این مدرسه در ترویج ایدئولوژی چهاد در دوسوی خط دیورند بسیار برجسته و محوری است. چنانکه با تربیت هزاران دانش آموز توانسته بخش بزرگی از بدنه نیروهای جنبش های اسلامی افراطی در پاکستان و افغانستان را تشکیل بدهد. به هرروی، دارالعلوم حقانیه به تبلیغ مکتب دیوبندی از اسلام اهل سنت می پردازد. ریشه های ایدئولوژیک و باورهای مذهبیِ طالبان را نیز می توان در اسلام دیوبندی مشاهده کرد که در ادامه به انتقال این فلسفه به طالبان بیشتر خواهیم پرداخت.

مکتب دیوبندی مانیفیست مدرسه حقانی

فلسفه اسلام دیوبندی در سال ۱۸۶۷ در هند، و ۱۰ سال پس از قیام ملی گرایان بزرگ هند علیه کمپانی هند شرقی بریتانیا و در واکنش به استعمار بریتانیا در هند ظهور کرد. این مکتب اسلامی درک بسیار خاصی از ایمان و مذهب داشت. اسلام دیوبندی به اسلام گرایی ارتدوکس پایبند است و اصرار دارد که پایبندی به قوانین اسلامی سنی یا شریعت، راه نجات است. بدین ترتیب بر احیای اعمال و موازین اسلامی که به قرن هفتم -زمان حضرت محمد (ص) بازمی‌گردد- پافشاری می‌کند. این مکتب از مفهوم “جهاد جهانی” به عنوان وظیفه ای مقدس برای حمایت از مسلمانان در سراسر جهان حمایت می کند و با هر گونه ایده و اندیشه غیر اسلامی سر مخالفت دارد. اولین مدرسه اسلامی برای آموزش جوانان مسلمان به سنت دیوبندی در اواخر قرن نوزدهم در ایالت اوتراپرادش امروزی در شمال هند تأسیس شد. سیستم مدرسه دیوبندی در چند دهه بعد گسترش یافت و جوانان مسلمان را در مناطق مختلف شبه قاره هند جذب کرد. برای مثال، سنت دیوبندی به محبوب‌ترین مکتب اسلامی در میان پشتون‌ها تبدیل شد، گروهی قومی که در منطقه‌ای در دو طرف مرز افغانستان و پاکستان زندگی می‌کردند. بدین ترتیب رهبران پشتون نقش مهمی در ایجاد و گسترش برنامه درسی و سنت دیوبندی در کمربند پشتون در سراسر خط دیورند داشتند. پس از تقسیم هند بریتانیا در سال ۱۹۴۷ بین هند و پاکستان، بسیاری از علمای برجسته دیوبندی به پاکستان مهاجرت کردند و بدین ترتیب در سال‌ ها و دهه ‌های پس از استقلال پاکستان، مدارس دیوبندی در سراسر پاکستان گسترش یافت. پس از تهاجم شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۹، میلیون ها پناهجوی افغان در چندین موج در پاکستان، به ویژه در کمربند پشتون نشین آن، پناه گرفتند. پاکستان که مشتاق به دست آوردن یک پایگاه استراتژیک در افغانستان بود، فعالانه این مردان جوان را در اردوگاه های پناهندگان استخدام و آنها را با غیرت و تعصب مذهبی بیشتر برای مبارزه با شوروی اشباع کرد. این جوانان محروم از خانه و زندگیِ خود که به یک جنگ مذهبی بر ضد آنچه که کافر یا اشغالگر خارجی می‌دانستند کشیده شدند، به سربازانی آماده برای آرمان ضد شوروی تبدیل شدند. پس از خروج شوروی از افغانستان در سال ۱۹۸۹، این جنگجویان همچنان از حمایت نهادهای امنیتی پاکستان و دیگر بازیگران برای کمک مالی برخوردار بودند. به هرروی، زمانی که افغانستان در سال ۱۹۹۲ وارد یک جنگ داخلی شد، جناح های مختلف مقاومت ضد شوروی برای کسب قدرت به رقابت پرداختند. با این حال با کمک های اساسی نهاد امنیتی پاکستان، طالبان پیروز ظاهر شدند و در سال ۱۹۹۶ قدرت را به دست گرفتند. (Rana and Gangult,2021).

 طور کلی این مدرسه که یکی از بزرگترین پایگاه های ترویج افراط گرایی بوده که آبشخور فکری بسیاری از جنبش های اسلام گرای دینی سنی مذهب است، پایگاه فکری و اندیشه ای خود را از مکتب دیوبندی الهام گرفته است که در قرن نوزدهم در هند و در واکنشی به استعمار بریتانیا شکل گرفت. مکتب اسلام دیوبندی یا دارالعلوم دیوبندیه که مدرسه حقانی اندیشه های خود را از آن وام میگیرد، بخشی از یک سری از جنبش های احیاگر در واکنش به حضور بریتانیا در هند بود. در سال ۱۸۶۷ دارالعلوم در شهر دیوبندیه به عنوان یکی از اولین حوزه های علمیه بزرگ تاسیس شد که به آموزش اسلام دیوبندی پرداخت. طالبان و شبکه حقانی ایدئولوژی خود را از این اندیشه وام گرفته اند. به عبارت دیگر، طالبان برآمده از مدارس حقانی اندیشه خود را نه از افغانستان، نه از خاورمیانه و نه از کشوری با اکثریت مسلمان گرفته بلکه نشات گرفته از شهر کوچکی در هند در حدود ۱۰۰ مایلی دهلی نو بود. این مدرسه با بازگشت به اصول اساسی اسلام در واکنشی به استعمار بریتانیا در هند شکل گرفت. چرا که به گفته لوو پوری(Luv Puri)،محقق، نویسنده و مقاله نویس« انگلیسی ها تسلط یافته بودند. شکوه مسلمانان از بین رفته بود. بنابراین، نوعی حالت ناامیدی در بین مسلمانان ایجاد شد. در نتیجه آنها تصمیم گرفتند که زمان بازگردان شکوه اسلام است». در نتیجه نهضتی را که شروع کردند به «اسلام دیوبندی» معروف شد. طرفداران این گروه بعدا در سراسر آسیای جنوبی گسترش پیدا کردند و حوزه های علمیه یا مدارسی را تاسیس کردند که نسخه ای سختگیرانه از اسلام را به ویژه در امتداد مرز پاکستان و افغانستان ترویج می دادند. و این همان جایی بود که آنها بدنام ترین شاگردان خود، طالبان را آموزش دادند. در نتیجه بسیاری از مدارس در پاکستان اصول این مکتب را آموزش می دادند. ازجمله دارالعلوم حقانیه. با این حال، هرچند بنیانگذار طالبان همراه با چند تن دیگر از رهبران این گروه از مدرسه علمیه دیوبندی در پاکستان فارغ التحصیل شدند و در حالی که حاکمان جدید افغانستان خود را دیوبندی می نامند اما رهبران اصلی این مکتب در هند هرچند طالبان را تحسین می کنند، از این گروه فاصله می گیرند. به گونه ای که یکی از مدیران دارالعلوم دیوبندیه معقتد است که « هرچند طالبان خود را دیوبندی می داند اما ۹۹درصد طالبان هرگز به هند نرفته اند». محققان نیز معتقدند که روایت طالبان از اسلام از جنبش اصلی دیوبندی در سال های پایانی قرن بیستم فاصله گرفته است. سومیا آواستی (Soumya Awasthi)کارشناس امنیتی در دهلی نو توضیح می دهد که« نسخه هندی دیوبندی کلاسیک است در حالی که نسخه پاکستان و افغانستان نئودیوبندی است. چراکه از اصول واقعی اسلام دیوبندی فاصله گرفته و در آن نوعی وهابیت وجود دارد. وهابیت یکی دیگر از جنبش های فوق محافظه کار در اسلام سنی است که به نام محمد بن عبدالوهاب، متکلم سعودی قرن هجدهم، نامگذاری شده است. بعداز پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در سال ۱۹۷۹ عربستان سعودی نگران این بود که جهان اسلام تحت تسلط یک کشور شیعه باشد. بنابراین، آنها شروع به کمک های مالی به پاکستان(با اکثریت سنی) برای اداره این مدارس در مرز افغانستان کردند. در نتیجه آرام ارام فرهنگ وهابی وارد اسلام دیوبندی شد. که بعدتر به ویژه در طول دهه ۱۹۸۰ در افغانستان و پاکستان افزایش یافت(FRATER,2021).

  با این حال همانطور که  رامین میم در یادداشتی در وب سایت نبشت آورده است« مکتب دیوبندیه اکنون به جمعیت العلمای الاسلام و دو شاخه مولانا فضل الرحمان و مولانا سمیخ الحق، سپاه صحابه و لشکر جهنگوی منشعب شده است. طلاب علوم دینی افغانستان رابطه تاریخی دیرینه ای با مدارس دیوبندی در شبه قاره داشته اند. این رابطه حتی به قبل از تجزیه هند و به وجود آمدن پاکستان می رسد. طالبان طرفدار اندیشه های دیوبندی جمعیت علمای اسلام هستند. بزرگان گروه طالبان در هنگام مهاجرت به پاکستان  در مدرسه های مولانا فضل الرحمان آموزش دینی را فراگرفته اند. اکنون نیز دست کم هشت وزیر کابینه طالبان و بیش از بیست والی، فرماندهان نظامی، قاضی و مقام های ارشد طالبا در سال ۱۹۹۶ از جمله فارغان دارالعلوم حقانیه مولانا سمیع الحق از شعبات مکتب دیوبندیه هستند».

بنابراین، نفوذ عقاید این مکتب در افغانستان و پاکستان گسترش یافت. به طوری که بنیاد بسیاری از مدارس ایجاد شده در پاکستان که محل اصلی نیروهای جهادگرا در افغانستان و پاکستان است برگرفته از آرا مکتب دیوبندی است. اما باتوجه به تحولات و تغییرات به وجود  آمده در منطقه به نظر می رسد، این مدارس از اصول اولیه دیوبندی فاصله گرفته اند اما با این وجود این مدارس همچنان خود را متعهد و پاینبد به اصول اصیل مکتب دیوبندی و نظریات آن می دانند.

با این حال، نقش مدارس حقانی که الگوی فکری خود را از مکتب دیوبندیه الهام گرفته اند، در ترویج اندیشه جهاد در دوسوی خط دیورند غیرقابل انکار است. این مدرسه با برخورداری از نفوذ بالا و حضور هزاران دانش آموز هرچند مدعی است که نقشی در ترویج جنگ و اندیشه جهاد از راه نظامی ندارد اما به نظر می رسد مشابه «اتاق فکری» برای طالبان و سایر جریان های نزدیک به آن عمل می کند. درواقع، دارالعلوم حقانی مکانی ایدئولوژیک برای نیروهای جهادی افغانستان و پاکستان است که رسالت اصلی خود را نه تنها در میدان جنگ بلکه در ترویج و گسترش اندیشه های خود در سطح منطقه و جهان می داند.  طبیعتا در چنین شرایطی این اندیشه ها بر استفاده از ابزارهای خشونت آمیز برای برقراری جامعه اسلامی مطابق روایت آنها از اسلام تاثیر می گذارد. چنانکه تدریس آموزه های «جهاد» بخش بزرگی از محتوای آموزشی این مدارس را تشکیل می دهد. از سوی دیگر، موفقیت این مدرسه در تربیت رهبران برجسته گروه طالبان، جایگاه این مدارس را در برابر این گروه بالا برده و به عنوان مرجع اندیشه و عقیده خود به آن نگاه میکنند.

منابع

– Rana, Sohel & Ganguly, Sumit, (2021), “Taliban’s religious ideology has roots in colonial India”, https://qz.com/2051860/talibans-religious-ideology-has-roots-in-colonial-india/

– Independent. (2021), “‘We’re no longer ‘the University of jihad’ but ‘the University of the Taliban cabinet’: inside Pakistan’s notorious madrasa”, https://www.independent.co.uk/asia/south-asia/madrasa-jihadi-pakistan-taliban-b1920669.html

– thetimesbureau, (2021), “Where did the new Taliban leaders in Afghanistan go to school?”, https://thetimesbureau.com/where-did-the-new-taliban-leaders-in-afghanistan-go-to-school-202111/

FRATER,LAUREN.(2021), “The Taliban’s Ideology Has Surprising Roots In British-Ruled India”, https://www.npr.org/2021/09/08/1034754547/taliban-ideology-roots-deobandi-islam-india

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا